فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٤٣٨ - ١٥٨٢ ١٥٧٦ ١٥٨٥ ١٥٧٦ ١٥٨٣ ١٦٠٨ ١٦٠٦ ١٦٠٨ ١٥٧٥ ١٥٨٧ ١٥٩١ ١٦٠٧      
حمل مقيد بر مندوب
ر.ك: حمل مقيد بر استحباب
حيثيات تقييدى حكم
ر.ك: قيد مقوّم حكم
«خ»
خاص
لفظ يا حكمِ داراى شمول كمتر در مقايسه با لفظ يا حكم ديگر
خاص، مقابل عام بوده و به لفظى گفته مى شود كه دايره شمول آن بر افرادش، نسبت به عام محدودتر است; مانند: كلمه «دانشمندان نحو» كه دايره شمول آن از كلمه «دانشمندان» كم تر است.
نكته اول:
رابطه ميان عام و خاص، رابطه نسبى و اضافى است; يعنى ممكن است لفظى در مقايسه با لفظ ديگر، عام و نسبت به لفظى ديگر، خاص باشد.
نكته دوم:
گاهى به خود حكم، و گاهى به لفظ دلالت كننده بر آن، خاص اطلاق مى شود.
خضرى، محمد، اصول الفقه، ص ١٧٣.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ١٣٩.
علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ١٣١.
خاص و عام
ر.ك: عام و خاص
خاصين من وجه
ر.ك: عام و خاص من وجه
خبر
الفاظ حكايت كننده از سنّت معصوم(عليه السلام) يا نفس سنّت محكيّ
خبر، مقابل انشا بوده و در لغت به معناى قولى است كه احتمال صدق و كذب آن وجود دارد و در اصطلاح اصوليون، به آن دسته از كلام غير معصوم گفته مى شود كه از قول، فعل يا تقرير معصوم(عليه السلام) حكايت مى كند.
به بيان ديگر، نقل و حكايت كردن سنت معصوم(عليه السلام) را روايت، حديث و يا خبر مى گويند.
اهل سنت اعتقاد دارند خبر يا حديث، به سخنانى مى گويند كه به پيامبر(صلى الله عليه وآله) نسبت داده مى شود; در مقابل قرآن كه كلام خدا است.
گاهى خبر يا حديث، هم به سخنان معصوم(عليه السلام) (محكى) و هم به سخنان غير معصوم كه از سنت معصوم(عليه السلام) حكايت دارد (حاكى) اطلاق مى شود.
نكته اول:
حديث و خبر را معمولا مرادف هم مى گيرند، اما بعضى حديث را مختص كلام معصوم(عليه السلام) دانسته و خبر را كلام غير معصوم مى دانند.
نكته دوم:
در بحث حجيت خبر واحد، سخن از حجيت خبرى است كه حسى (نه حدسى) و داراى اثر شرعى باشد، چه باواسطه و چه بى واسطه.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١٤١.
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص ١٥٩.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص (١٧٤-١٧٢).
آذرى قمى، احمد، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه، ج ١، ص ١٣١.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ٩٤.
اسنوى، عبد الرحيم بن حسن، التمهيد فى تخريج الفروع على الاصول، ص ٤٤٣.
طوسى، محمد بن حسن، عدة الاصول (ط. ق)، ج ١، ص ٢٣٠.
رشاد، محمد، اصول فقه، ص ٢٠٣ و (٣٠٥-٣٠٤).
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ٢، ص ١٠٩.
خبر باواسطه
خبر ناقل سنت معصوم(عليه السلام) به يك يا چند واسطه
خبر با واسطه كه مقابل خبر بدون واسطه است به خبرى گفته مى شود كه شخص آن را به طور مستقيم از معصوم(عليه السلام) نقل نمى كند، بلكه ميان او و معصوم(عليه السلام) واسطه وجود دارد و اين خبر توسط آن واسطه به اين شخص رسيده است. واسيطه گاهى يك نفر و گاهى بيش از يك نفر است. مثل اين كه گاهى «زراره»، روايتى را بى واسطه از امام صادق (عليه السلام) شنيده، كه اين خبر بدون واسطه شمرده مى شود و گاهى كسان ديگرى خبر امام صادق(عليه السلام) را از زبان «زراره» شنيده اند، كه اين خبر را خبر با واسطه مى گويند.
اصولى ها در اين كه آيا خبر با واسطه حجت است يا خبر بدون واسطه، اختلاف دارند; مشهور، خبر واحد با واسطه را داراى حجيت مى دانند، و به اشكال هاى نظريه غيرمشهور (تقدّم رتبى حكم بر موضوع و اتحاد شرط و مشروط) پاسخ داده اند.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٧٤.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٣، ص ٢٤٢.
حايرى، عبد الكريم، دررالفوائد، ص ٣٨٧.
حيدر، محمد صنقور على، المعجم الاصولى، ص ٥٥٧.
خبر بدون واسطه
خبر ناقلِ مستقيمِ سنّت معصوم(عليه السلام)
خبر بدون واسطه، مقابل خبر با واسطه بوده و به اين معنا است كه شخص به طور مستقيم روايتى را از معصوم(عليه السلام) نقل مى كند، مانند