فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٩٠٥ - ١٦٠٨ ١٥٩٠ ١٥٩٣ ١٦٠٥ ١٥٨٨ ١٥٧٨ ١٦٠٢ ١٥٧٥ ١٥٧٨      
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٦٢.
وضع قانونى
ر.ك:وضع نوعى
وضع كلى
ر.ك:وضع نوعى
وضع لغوى
وضع لفظ براى معنا توسط اهل لغت
وضع لغوى، مقابل وضع شرعى و وضع عرفى بوده و عبارت است از وضعى كه واضع آن اهل لغت مى باشند كه لفظى را براى معنايى وضع مى كنند، مانند: وضع لفظ «اسد» براى حيوان درنده خاص يا وضع لفظ «انسان» براى حيوان ناطق.
علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ٧١.
فخر رازى، محمد بن عمر، المحصول فى علم اصول الفقه، ج ١، ص ٢٩٥ و ٣١٤.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٤٢.
وضع ماده مشتق
وضع حروف اصلى لفظ مشتق
در مشتقات دو وضع قابل تصور است: ١. وضع ماده مشتق; ٢. وضع هيئات مشتق.
منظور از وضع ماده مشتق، همان وضع حروف اصلى مشتق است، مانند: «ض، ر، ب» در ضرب و ضارب و مضروب كه بر «زدن» دلالت مى كند.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ١، ص ٥٨.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ١، ص ٢١٦.
وضع مبهمات
معانى و چگونگى وضع الفاظ مبهم ضمير، اسم اشاره و موصول
مبهمات، به الفاظ داراى ابهام گفته مى شود، مانند: ضماير، اسماى اشاره و موصولات. برخى معتقدند مبهمات براى ايجاد اشاره، و برخى ديگر معتقدند براى دلالت بر معانى خارجى هنگام اشاره و تخاطب وضع شده است.
در كتاب «اجود التقريرات» آمده است:
«فالصحيح فى المقام ان يقال: ان اسماء الاشارة و الضمائر و نحوهما وضعت للدلالة على قصد تفهيم معانيها خارجا عند الاشارة والتخاطب لامطلقا، فلا يمكن ابراز تفهيم تلك المعانى بدون الاقتران بالاشارة و التخاطب...»[١]
درباره وضع مبهمات، ميان اصولى ها اختلاف است; مشهور معتقدند در مبهمات، وضع عام و موضوع له خاص است، اما برخى مانند مرحوم «آخوند خراسانى» معتقدند در مبهمات، وضع عام و موضوع له عام است[٢]
[١]خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ١، ص ٩١
[٢]آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٢٧
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ٩٦.
شيرازى، محمد، الاصول، ج ١، ص (٣٣-٢٤).
وضع مجموع جمله
ر.ك:وضع مركبات
وضع مركب
ر.ك:وضع مركبات
وضع مركبات
بحث از لزوم يا عدم لزوم وضع براى مجموع مركب از مفردات و هيئت تركيبى جمله
وضع مركبات، وضع مجموع مركب از مفردات و هيئت تركيبى جمله است. در جمله هاى تركيبى، سه وضع متصور است:
١. وضع مفردات (اعم از ماده و هيئت);
٢. وضع هيئت تركيبى;
[٣]وضع مجموع مفردات و هيئت تركيبى
منظور از وضع مركبات، قسم سوم آن است.
در اين كه اين قسم از وضع به طور جداگانه لازم است يا خير، ميان اصولى ها اختلاف است; برخى معتقدند با وجود وضع مفردات و وضع هيئت تركيبى در مركبات، ديگر به چنين وضعى نياز نيست.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٣١.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٣٢.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ٦٨.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ١، ص ٧٣.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ١، ص ١٠٩.
وضع مركبات تام
ر.ك:وضع جمله هاى تام
وضع مركبات تقييدى
ر.ك:وضع جمله هاى ناقص
وضع مركبات كلامى
ر.ك:وضع جمله هاى تام
وضع مركبات ناقص
ر.ك:وضع جمله هاى ناقص
وضع مشتق
ر.ك:وضع مشتقات
وضع مشتقات
معنا و موضوعٌ له الفاظ مشتق
در مشتق اصولى دو وضع قابل تصور است: وضع ماده و وضع هيئت.