فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٢٩٥ - ١٥٧٨ ١٥٨٢ ١٦١٠ ١٦١٠ ١٥٨٥ ١٥٧٦ ١٦١٠ ١٦٠٦ ١٦٠٥ ١٥٧٨ ١٥٧٦ ١٥٧٥ ١٦١٠ ١٦٠٦ ١٦١٠ ١٦٠٦      
تخيير انحلالى
آزادى انتخاب از ميان مصاديق هر دو امر متعارض
تخيير انحلالى، مقابل تخيير استمرارى است و آن نوع خاصى از تخيير ميان دو امر مى باشد; به اين بيان كه مكلف در انتخاب بعضى از افراد هر يك از دو امر در عرض هم كه او قادر به انجام هر دو نيست، مخير مى باشد، مانند آن كه امر مردد است بين اين كه در يك روز خاص، اكرام همه علما بر مكلف واجب و يا حرام باشد و او مخير باشد بين اين كه بعضى از علما را اكرام كرده و بعضى را اكرام نكند; لازمه اين انحلال در امتثال اين است كه نسبت به اكرام بعضى از علما، مخالفت قطعى و نسبت به اكرام بعضى ديگر موافقت قطعى نمايد.
نكته:
فرق ميان تخيير انحلالى و استمرارى اين است كه در تخيير استمرارى، تعدد واقعه به حسب تعدد افراد زمان است كه در طول يك ديگر قرار دارند اما در تخيير انحلالى، تعدد واقعه به حسب تعدد افراد موضوع است كه در عرض يك ديگر قرار دارند.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٤، ص ١٨٣.
تخيير بدوى
مختار بودن مكلّف براى بار اوّل در عمل بر طبق يكى از دو يا چند دليل متعارض
تخيير بدوى، مقابل تخيير استمرارى بوده و عبارت است از اختيار و آزادى مكلف در انتخاب يكى از دو يا چند امر، فقط براى يك بار و در ضمن يك واقعه; بنابراين، مكلفى كه در حرمت يك عمل يا وجوب آن مردد مى باشد، فقط در واقعه اول، مخير است كه جانب حرمت يا وجوب را انتخاب كند، ولى هنگامى كه در اين واقعه، يك جانب را اختيار نمود، از آن پس اختيار از وى سلب مى گردد و تا آخر عمر، در وقايع بعدى، بايد به همان تصميم نخست پاى بند باشد.
براى مثال، اگر در شك ميان وجوب و حرمت نماز جمعه در زمان غيبت، جانب وجوب را انتخاب كرد، بايد تا آخر عمر، در ظهر جمعه نماز جمعه بخواند و نمى تواند آن را ترك نمايد.
نكته:
مورد بحث اصوليون، تخيير در مسئله اصولى است، نه فقهى (فرعى).
نيز ر.ك: تخيير اصولى.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٣، ص ٥٤٢.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٤، ص ٤٦٣.
قديرى، محمد حسن، البحث فى رسالات عشر، ص ٣٩٥.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٦٠٠.
خمينى، روح الله، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية، ج ٢، ص ١٥٤.
خمينى، روح الله، الرسائل، ج ٢، ص ٦٠.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ٢، ص ٢٤٤.
سبحانى تبريزى، جعفر، المحصول فى علم الاصول، ج ٣، ص ٤٦٢.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٦، ص ٢٤٩.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٥، ص ٣١٩.
حيدرى، على نقى، اصول الاستنباط، ص ٢٣٥ و ٣٠٢.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ٢، ص ٢٣٤.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٥، ص ٥٨٣.
همان، ج ٨، ص ٢٠٤.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٥٠٨.
خمينى، مصطفى، تحريرات فى الاصول، ج ٣، ص ٤٥٧.
خويى، ابوالقاسم، مصباح الاصول، ج ٢، ص ٣٤٣.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٦، ص ٢٠٩.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ١١، ص ٥٦٣ و ٥٥٩.
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ٢، جزء ٤، ص ٢١٢.
تخيير بين اقل و اكثر
تخيير بين دو شىء داراى قدر متيقن در مقام امتثال
تخيير بين اقل و اكثر، مقابل تخيير بين متباينين مى باشد و به اين معنا است كه مكلف در انجام يكى از دو امرى كه رابطه آنها با يك ديگر، رابطه اقل و اكثر است، مخير مى باشد، و اين در جايى پيش مى آيد كه غرض مولا به طور جداگانه و مستقل، هم با انجام اقل و هم با انجام اكثر حاصل شود، مانند اين كه مكلف مخير باشد تسبيحات اربعه را يك بار و يا سه بار قرائت نمايد.
نكته:
در صورتى كه غرض، با انجام اقل بر آورده گردد، يعنى غرض، تنها به امتثال اقل، تعلق گرفته باشد هر چند در ضمن اكثر آورده شود، فقط اقل واجب است و آوردن اكثر از باب استحباب مى باشد.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٩٥.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ١٠٣.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٣٦٣.
تخيير بين متباينين
تخيير بين دو شىء فاقد قدر متيقن در مقام امتثال
تخيير بين متباينين، كه مقابل تخيير بين اقل و اكثر مى باشد، عبارت است از تخيير در امورى كه رابطه آنها با يك ديگر تباينى است ارتباط اقل و اكثرى ندارند و هيچ قدر متيقنى ميان آنها وجود ندارد، مثل: تخيير در خصال كفاره كه مكلف، بين اطعام فقير يا شصت روز روزه و يا آزاد كردن بنده مخير است.