فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ١٠٤ - ١٥٧٥ ١٥٨١ ١٦٠٣ ١٥٧٥ ١٦٠٥ ١٥٧٨ ١٥٨٥ ١٥٨٢ ١٦١٠ ١٥٨٩ ١٦٠٩      
احكام انحلالى
احكام منحل شده يك ماهيت، به تعداد مصاديق آن
احكام انحلالى، احكامى است كه براى عناوين و موضوعات كلى جعل شده و به تبع اين كه داراى افراد و مصاديق خارجى است حكم، منحل شده و به تك تك آنها سرايت مى نمايد; اين تسرى حكم از عنوان كلى به افراد و مصاديقش را «انحلال حكم» و احكام هر يك از مصاديق را «احكام انحلالى» مى گويند، زيرا حكم به طور مستقيم و مستقل به آنها تعلق نگرفته است بلكه بر روى عنوان عام رفته و از آن جا به واسطه سرايت و انحلال، افراد را هم در بر گرفته است، مانند: «اكرم كل عالم» كه حكم وجوب اكرام بر روى عنوان عام «كل عالم» رفته و از آن جا به تك تك افراد عام سرايت مى كند.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٨٨.
خمينى، مصطفى، تحريرات فى الاصول، ج ٢، ص ٦٣٦.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٨، ص ١٣٤.
احكام انشايى
احكامِ بعد از مرحله اقتضا و قبل از مرحله فعليت و اجرا
احكام انشايى، احكامى است كه در عالم اعتبار، جعل شارع به آنها تعلق گرفته، اما هنوز به مرحله فعليت و اجرا نرسيده است; يعنى اقتضاى جعل (مفسده و يا مصلحت) دارد و جعل نيز به آنها تعلق گرفته است، هر چند به مرحله اجرا نرسيده است.
توضيح:
به دنبال مصلحت يا مفسده داشتن چيزى، مثل مصلحت نماز و مفسده شرب خمر، مولا در صدد وضع قانون بر مى آيد و حكم به وجوب نماز و يا حرمت شرب خمر را مطرح مى نمايد. در اين مرحله فقط مسئله قانون گذارى مطرح است و هنوز به مرحله اى نرسيده كه اين احكام در خارج اجرا شوند; از اين جعل كه به دنبال اقتضاى حكم، تحقق پيدا مى كند، به حكم انشايى تعبير مى شود.
نيز ر.ك: احكام انشائى.
خمينى، روح الله، الرسائل، ص ٣٤٠.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ٢، ص ٢٤.
خمينى، روح الله، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية، ج ١، ص ٣٩.
آذرى قمى، احمد، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه، ص ٥٠.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١٢٣.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٦، ص ١٧٤ و ١٩٧.
احكام ايجابى
ر.ك: وجوب
احكام تأسيسى
احكام شرعىِ فاقد سابقه ميان عرف و عقلا
احكام تأسيسى، مقابل احكام امضايى است. تأسيس در لغت به معناى پى نهادن و ايجاد كردن است و احكام تأسيسى در اصطلاح، به احكامى گفته مى شود كه در عرف عقلا سابقه نداشته و شارع آن را تأسيس كرده است، مانند: حكم شارع به حرمت شرب خمر.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ١٩٤.
احكام تجزى
احكام مرتبط با «تجزّى در اجتهاد» و «مجتهد متجزّى»
احكام تجزى، به سلسله احكام مربوط به «تجزى در اجتهاد» و «مجتهد متجزى» اطلاق مى شود، كه عمده آن مربوط به احكام تكليفى و وضعى است. برخى از اين احكام عبارت است از:
١. امكان تجزى: در امكان تجزى در اجتهاد و يا عدم آن، اختلاف وجود دارد: عده اى مانند «غزالى» و «آمدى» تجزى در اجتهاد را جايز و عده اى ديگر، مانند «ابو حنيفه» آن را محال مى دانند. مشهور اصولى هاى شيعه، معتقد به امكان تجزى در اجتهاد هستند،
٢. احكام متجزى: با پذيرش امكان تجزى در اجتهاد، در مورد مجتهد متجزى، سه بحث مطرح مى شود:
أ) جواز عمل مجتهد متجزى، به اجتهاد خويش;
ب) جواز رجوع غير به مجتهد متجزى، در مواردى كه حكم را استنباط نموده است (جواز تقليد از او);
ج) نفوذ قضاوت ها و احكام او در دعاوى و مرافعات.
نيز ر.ك: اجتهاد متجزى.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٣٩٣.
خويى، ابوالقاسم، مصباح الاصول، ج ٣، ص ٤٤٢.
سبحانى تبريزى، جعفر، الرسائل الاربع قواعد اصولية و فقهية، ج ٣، ص ٦٤.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٣، ص ٦١٦.
خويى، ابوالقاسم، التنقيح فى شرح العروة الوثقى، ص ٣٣.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٥٨٣.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٣، ص ٦١٦.
قديرى، محمد حسن، البحث فى رسالات عشر، ص (٤٠٦-٤٠٥).
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص (٥٣٤-٥٣٠).
احكام ترخيصى
احكام فاقد الزام شرعى در فعل يا ترك عمل
احكام ترخيصى از اقسام احكام تكليفى است و به احكامى گفته مى شود كه از جانب مولا هيچ گونه الزامى در بعث يا زجر متعلق آنها نباشد; به بيان ديگر، احكام ترخيصى يا ناشى از