فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٤٢٥ - ١٥٨١ ١٦٠٢ ١٦١٠ ١٦٠٢ ١٥٧٨ ١٥٧٥ ١٥٨٧ ١٥٧٨ ١٥٩٣ ١٦٠٥ ١٥٧٥ ١٦٠٤      
جناتى، محمد ابراهيم، منابع اجتهاد (از ديدگاه مذاهب اسلامى)، ص ٣٣٤.
غزالى، محمد بن محمد، المستصفى من علم الاصول (به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت)، ج ١، ص ٢٨٧.
ابو زهره، محمد، اصول الفقه، ص ٢٥٩.
ادريس، عوض احمد، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٧٤.
حفظ نسب
ر.ك: حفظ نسل
حفظ نسل
يكى از امور مورد اهتمام شرع و ملاك براى تشريع برخى احكام
حفظ نسل، از مصالح ضرورى است كه شارع نسبت به آن اهتمام داشته و براساس آن احكامى را جعل نموده است.
براى نمونه، خداوند براى بقاى نسل انسان، در وجود او نيروى شهوت قرار داده و سپس ازدواج را براى او تشريع نموده و براى جلوگيرى از اختلاط انساب و حفظ نهاد خانواده، زنا و لواط را تحريم كرده و براى آنها مجازات حد مقرر فرموده است.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ١٠٢٢.
زحيلى، وهبه، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٢١٩.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٣١٨.
ادريس، عوض احمد، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٧٤.
غزالى، محمد بن محمد، المستصفى من علم الاصول (به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت)، ج ١، ص ٢٨٧.
حفظ نفس
يكى از امور مورد اهتمام شرع و ملاك براى تشريع برخى احكام
حفظ نفس از اقسام مصالح ضرورى است كه مورد اهتمام شارع قرار گرفته و اساس بسيارى از قانون گذارى هاى وى بوده است، چرا كه انسان موجودى است كه مورد تكريم خداوند مى باشد و خداوند او را بر ديگر آفريده هايش برترى بخشيده و خليفه خود در روى زمين قرار داده و حق حيات را براى او محترم شمرده است. خداوند در قرآن كريم آيات روشنى درباره حرام بودن قتل انسان بى گناه بيان نموده است، مانند: (وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلاّ بِالْحَقِّ)[١]
هم چنين، براى حفظ نفس، كيفرها و عقوبت هايى همانند قصاص و ديه مقرر كرده است، چنان كه مى فرمايد:
«(و من يقتل مؤمناً متعمّداً فجزاؤه جهنم خالداً فيها)»٢
[١]إسراء (١٧)، آيه ٣٣
[٢]نساء (٤)، آيه ٩٣
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ١٠٢١.
زحيلى، وهبه، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٩٢.
غزالى، محمد بن محمد، المستصفى من علم الاصول (به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت)، ج ١، ص ٢٨٧.
ادريس، عوض احمد، الوجيز فى اصول الفقه، ص (٧٢-٧١).
حقايق شرعيه
ر.ك: حقيقت شرعى
حقايق عرفى
ر.ك: حقيقت عرفى
حقايق لغوى
ر.ك: حقيقت لغوى
حقيقت
استعمال لفظ در معناى حقيقى آن
حقيقت، مقابل مجاز و به معناى به كارگيرى لفظ براى رساندن معناى موضوع له آن است; به بيان ديگر، استعمال لفظ را در معنايى كه براى آن وضع شده است، حقيقت مى گويند معناى موضوع له را معناى حقيقى مى نامند مانند: استعمال لفظ «اسد» در معناى «حيوان درنده».
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٢٧.
شهيدثانى، زين الدين بن على، تمهيد القواعد، ص ٩٥.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ص (٢٣-٢١).
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ١٨٨.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١١٧.
فاضل تونى، عبد الله بن محمد، الوافية فى اصول الفقه، ص ٥٩.
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص ٢٩.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٥٠.
حقيقت استعمال
استعمال لفظ به قصد خطور معنا در ذهن شنونده
حقيقت استعمال، القاى لفظ و اراده معنا است; به بيان ديگر، به كارگيرى لفظ به قصد خطور دادن و ايجاد معنا در ذهن شنونده را استعمال گويند.
نكته اول:
اراده استعمالى، از مقومات استعمال - دلالت تصديقى اولى - و علت جدايى دلالت تصورى از استعمال است.
نكته دوم:
اطلاق، اعم از استعمال لفظ است و به كارگيرى لفظ به وسيله شخص ديوانه و خواب را نيز (كه در آنها قصد خطور دادن معنا به ذهن مخاطب وجود ندارد) شامل مى شود.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ١٣١.
آذرى قمى، احمد، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه، ص ١٥٩.
بروجردى، حسين، نهاية الاصول، ص ٣٣.