فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٧٦٣ - ١٦٠٥ ١٦٠١ ١٥٨٥ ١٥٨٣ ١٦٠٥ ١٥٨١ ١٦٠٤ ١٦١٧ ١٦٠٩ ١٥٧٦ ١٦٠٧ ١٦٠٤ ١٥٧٥ ١٦٠٥      
مفاهيم ايجادى
ر.ك: معناى ايجادى
مفاهيم حرفى
ر.ك: معناى حرفى
مفاهيم غير مستقل
ر.ك: معناى غير استقلالى
مفاهيم كلى
ر.ك: معناى عام
مفاهيم مستقل
ر.ك: معناى استقلالى
مفتى
مجتهد داراى مقلِّد
مفتى، به فقيهى گفته مى شود كه داراى ملكه اجتهاد است و علاوه بر استنباط احكام، آن را براى ديگران نيز بيان مى كند.
از اين رو، به مجتهدى كه داراى مقلدينى باشد كه در وقايع و موضوعات مختلف (اعم از نوپيدا و غير نوپيدا)، از او فتوا بخواهند و او فتواى خود را براى آنها بيان نمايد، مفتى اطلاق مى گردد.
فرق مفتى با مجتهد آن است كه مجتهد، عام است و به هر كسى كه ملكه اجتهاد و قدرت استنباط احكام شرعى را دارا باشد، صدق مى كند، اما مفتى، علاوه بر اين كه ملكه اجتهاد دارد، مقلدينى نيز دارد كه از او استفتا مى كنند و از اين رو بايد داراى شرايط فتوا دادن نيز باشد.
كاربرد اصطلاح مفتى در اين معنا، نزد اهل سنت رايج است، ولى شيعه به چنين فردى مرجع تقليد مى گويد، اما اخيراً اين لفظ در نزد اهل سنت كاربرد ديگرى نيز پيدا كرده است و به كسانى كه به فتواى مجتهدى علم داشته و آن را براى مقلدين او نقل مى كنند هر چند ناقل، خودش مجتهد نباشد نيز اطلاق شده است.
نكته:
ميان اصوليون اختلاف است كه آيا به شخص غير مجتهدى كه به فتواى مجتهد علم ندارد اما مبانى مذهب فقهى او را مى داند، و حكم مسئله را بر اساس آن، تخريج نموده و براى ديگران نقل مى كند، نيز مفتى گفته مى شود يا خير.
بحرالعلوم، محمد، الاجتهاد اصوله و احكامه، ص ٢٣٠.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ص ١١٥٦.
زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج ٤، ص ٢٤٤.
مفرد محلى به ال
ر.ك: مفرد محلّى به لام
مفرد محلّى به لام
يكى از الفاظ دلالت كننده بر اطلاق
الف و لام بر سه قسم است:
[١]الف و لام جنس; ٢. الف و لام عهد; ٣. الف و لام استغراق
مفرد محلّى به لام، كه يكى از الفاظ مطلق مى باشد به معناى ماهيتى است كه بر آن الف و لام جنس وارد مى شود. فرق اسم جنس و مفرد محلّى به لام اين است كه در اسم جنس لحاظ تميّز و تشخّص وجود ندارد، مثل: «انسان»، اما در مفرد محلّى به لام، ماهيت به وصف تميّز و تشخّصِ از غير، لحاظ مى گردد.
در كتاب «كفاية الاصول» آمده است:
«و المعروف ان اللام تكون موضوعة للتعريف و مفيدة للتعيين فى غير العهد الذهنى»[١]
[١]آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٢٨٤
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ١٩٧.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص ١٩٤.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٣٥٦.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٣، ص ٦٩٤.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٣، ص ٢٣٠.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٣، ص ٥٣٤.
سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز فى اصول الفقه، ج ١، ص ٢٢٢.
مفرد معرّف به لام
ر.ك: مفرد محلّى به لام
مفرد منكّر در سياق اثبات
ر.ك: نكره در سياق اثبات
مفرد منكّر در سياق نفى
ر.ك: نكره در سياق نفى
مفسدات علت
ر.ك: مبطلات علت
مفسده
ر.ك: مفاسد
مفهوم (منطوق)
ر.ك: مفاهيم
مفهوم ادات غايت
ر.ك: مفهوم غايت
مفهوم استثنا
ر.ك: مفهوم حصر و استثنا
مفهوم اسم
ر.ك: مفهوم لقب
مفهوم القاب
ر.ك: مفهوم لقب