فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٨٧٥ - ١٦٠٨ ١٥٧٥ ١٥٨١ ١٥٨٣ ١٥٧٦ ١٥٧٥ ١٦٠٤ ١٦٠٦ ١٦٠٨ ١٥٩٣      
واحد
وجود واحدِ داراى عنوان; اصطلاح مورد بحث در باب اجتماع امر و نهى
واحد، مقابل كثير بوده و مقصود از آن در باب اجتماع امر و نهى، فعل واحدى است كه محل اجتماع دو عنوان گرديده است. لفظ واحد در اين مقام، مقابل متعدد آمده است نه مقابل كلى; يعنى فعل واحد بايد در خارج، يك وجود داشته باشد كه دو عنوان را جمع كرده است.
توضيح:
واحد گاهى مقابل كلى و گاهى مقابل متعدد به كار مى رود. منظور از متعدد، دو يا چند عمل است، مانند: نماز و نظر به اجنبى و يا شنيدن غيبت، و منظور از واحد، يك عمل است كه با يك وجود موجود مى شود نه با دو يا چند وجود، و در باب اجتماع امر و نهى همين معنا مقصود است.
بنابراين، عمل واحد در مقابل اعمال متعدد است و از اين نظر، تفاوتى نيست كه اين عمل واحد، كلى بوده و قابل صدق بر كثيرين باشد، مانند: نماز در خانه غصبى كه واحد است ولى افراد متعدد دارد، يا شخصى باشد، مانند: نماز زيد در خانه غصبى كه يك عمل شخصى است و بر نماز عمرو در خانه غصبى صدق نمى كند.
در مقابل اين نظريه كه واحد، اعم از كلى و شخصى است، برخى هم چون مرحوم «صاحب معالم» نزاع را به واحد شخصى و برخى هم چون مرحوم «آقا ضياء» آن را به واحد كلى منحصر مى دانند. منظور از واحد، «واحد بالجنس» نيست، زيرا «واحد بالجنس» آن است كه دو عمل تحت يك مفهوم كلى باشد، مانند: سجود براى خدا و بت، كه سجود اگر چه كلى است، اما خود اين طبيعت بما هى هى، تحت امر و نهى نرفته تا بر عمل واحدى، دو عنوان منطبق شود، بلكه حصه اى از اين طبيعت تحت امر رفته كه سجود براى خدا است، و حصه معين ديگر تحت نهى رفته كه سجود براى بت مى باشد و اين دو هيچ گاه در وجود خارجى واحد نيستند.
مرحوم «آخوند خراسانى» نزاع را در واحد جنسى و نوعى هم جارى مى داند.
اين اصطلاح اقسامى دارد كه عبارت است از:
١. واحد بالجنس;
٢. واحد بالصنف;
٣. واحد بالنوع،
٤. واحد شخصى;
[٥]واحد كلى
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٢٩٠.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ١٨٣.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، جزء ٢، ص ٣١٢.
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ١، ٢، ص ٤٠٨.
صاحب معالم، حسن بن زين الدين، معالم الدين و ملاذ المجتهدين، ص (٩٤-٩٣).
موسوى بجنوردى، محمد، مقالات اصولى، ص ٩٣.
سجادى، جعفر، فرهنگ معارف اسلامى، ج ٤، ص ٥٣٦.
سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز فى اصول الفقه، ج ١، ٢، ص (١١٦-١١٥).
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٦، ص (٤٧٢-٤٥٦).
واحد بالجنس
دو يا چند نوع از جنس واحد
واحد بالجنس، واحدى است كه افراد آن در ماهيت، اشتراك، ولى در وجود خارجى اختلاف و تعدد دارند، مانند: سجود كه افراد و انواع متعدد دارد، از جمله: سجود براى خدا، سجود براى خورشيد و سجود براى بت و غيره كه هر يك در خارج، وجودى غير از ديگرى دارد، هر چند همه آنها تحت ماهيت سجود قرار مى گيرد. بيشتر اصولى ها امر و نهى را در مورد واحد بالجنس جايز مى شمارند; يعنى روا است آمر به يك نوع سجده (مانند سجده براى خدا) امر و از نوع ديگر آن (سجده براى بت) نهى كند; اما عده اى ديگر هم چون معتزله اجتماع امر و نهى را در اين مورد جايز ندانسته اند. برخى از اصولى ها نيز واحد بالجنس را از محل كلام خارج مى دانند.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٢٩١.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٢، ص ٣١٣.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ١٨٣.
سجادى، جعفر، فرهنگ معارف اسلامى، ج ١، ص ٦٦.
دهخدا، على اكبر، لغت نامه دهخدا، ج ١٤، ص ٢٠٣٦٥.
واحد بالصنف
دو يا چند فرد از صنف واحد يك نوع
واحد بالصنف، واحدى است كه در وجود خارجى، افراد متفاوتى دارد، مانند: «زيد»، «بكر» و «عمرو» كه در يك صنف (مرد بودن) از يك نوع با هم اشتراك دارند.
در بين اصولى ها اختلاف است كه آيا واحد بالصنف در نزاع اجتماع امر و نهى داخل است يا نه; بيشتر اصولى ها، آن را از محل نزاع خارج مى دانند.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ١٨٣.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٢، ص (٣١٤-٣١٣).
واحد بالنوع
دو يا چند فرد از نوع واحد
واحد بالنوع، واحدى است كه افرادى دارد و آنها در يك نوع خاص با هم متحدند، ولى وجودهاى خارجى گوناگونى دارند،