فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٨٣٩ - ١٦٠٦ ١٥٨٧ ١٥٨٢ ١٦٠٥ ١٥٨٩ ١٦٠٤ ١٥٨١ ١٥٧٨      
بشرح مسلم الثبوت)، ج ١، ص ١٢٥و١٩١.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ٢، ص ٩٨.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٢٣٧.
خضرى، محمد، اصول الفقه، ص ٣٠٢.
نسخ قياس
نسخ حكم شرعى مستفاد از قياس و نسخ حكم به وسيله قياس
نسخ قياس، به معناى نسخ حكم شرعى ثابت شده به وسيله قياس مى باشد، مانند: فرض اثبات حكم حرمت شرب نبيذ از طريق قياس آن به حرمت شرب خمر و سپس نسخ آن به سبب نصى كه از شارع مقدس رسيده است.
ميان اصوليون اهل سنت بحث است كه آيا نسخ قياس جايز است يا نه; بيشتر آنان معتقدند اگر قياس در زمان حيات رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) حاصل شده باشد نسخ آن جايز است، زيرا نصى كه از طريق وحى ثابت شده، در عمل، نسخ را انجام داده است; اما اگر بعد از حيات آن حضرت باشد جايز نيست.
هم چنين، اصوليون اهل سنت درباره نسخ به قياس قياس، ناسخ شود نيز اختلاف دارند; بيشتر آنان معتقدند پس از حيات نبى(صلى الله عليه وآله)نسخ به قياس جايز نيست، اما در زمان حيات آن حضرت جايز است، اعم از اين كه منسوخ، قياس ديگر باشد يا نص ديگر.
اما نزد اصوليون شيعه كه قياس را دليل ندانسته و معتقدند حكم شرعى به واسطه آن ثابت نمى شود، هم نسخ به سبب قياس و هم نسخ خود قياس امكان ندارد.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ٩٧٦.
علم الهدى، على بن حسين، الذريعة الى اصول الشريعة، ج ١، ص ٤٥٩.
عزيز برزنجى، عبداللطيف عبدالله، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية، جزء ١، ص ٣٣٢.
خضرى، محمد، اصول الفقه، ص (٣٠٩-٣٠٨).
نسخ كتاب
ر.ك: نسخ قرآن
نسخ كتاب به كتاب
ر.ك: نسخ قرآن به قرآن
نسخ كلى
برداشتن حكمى شرعى از تمام مكلفان مخاطب آن حكم
نسخ كلى، مقابل نسخ جزئى بوده و به معناى نسخ حكم سابق و برداشتن آن از تمامى افرادى است كه حكم بر آنها ثابت بوده است; يعنى حكمى كه در گذشته بر همه مكلفان ثابت بوده است به وسيله دليل ناسخ از همه آنها برداشته مى شود (نه از برخى از آنها).
براى نمونه، طبق آيه شريفه: (وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراج،١ مدت عده وفات زنان شوهر مرده يك سال تشريع گرديد، اما بعد به موجب آيه شريفه: (وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُر وَ عَشْراً)،٢ حكم اول نسخ گرديد و مدت عده وفات براى چنين زنانى چهار ماه و ده روز تعيين شد.
[١]بقرة (٢)، آيه[٢٤٠]
[٢]بقرة (٢)، آيه ٢٣٤
زحيلى، وهبه، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٢٤١.
ابو زهره، محمد، اصول الفقه، ص ١٧٩.
نسخ لفظ قرآن
ر.ك: نسخ تلاوت قرآن
نسخ متواتر
ر.ك: نسخ سنت متواتر
نسخ مجازى
برداشتن حكم مستفاد از دليل مقيّد به وقت معيّن
نسخ مجازى، مقابل نسخ حقيقى بوده و به اين معنا است كه حكم منسوخ، در لسان دليل خود، به مدت معينى محدود باشد و زمان آن به سر آيد، كه اين در حقيقت، نسخ نيست، گر چه به صورت مجازى به آن نسخ اطلاق مى شود.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٤، ص ١٢٤ و ٢٠٦.
نسخ محظور به مباح
نسخ حرمت، با جاى گزين شدن اباحه
نسخ محظور به مباح، از اقسام نسخ تحريم بوده و به معناى نسخ حكم تحريم از جانب شارع مقدس، همراه با جاِى گزين نمودن حكم اباحه مى باشد، مانند: نسخ حكم حرمت مباشرت با زنان در شب هاى ماه مبارك رمضان، با آيه شريفه: (أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ)...[١]
[١]بقرة (٢)، آيه ١٨٧
ابن عقيل، على بن عقيل، الواضح فى اصول الفقه، ص ١٤٠.
نسخ مرتبط به جعل
ر.ك: نسخ جعل
نسخ مرتبط به مصلحت
ر.ك: نسخ مصلحت
نسخ مصلحت
نسخ حكم شرعى به لحاظ ملاك و مصلحت آن
نسخ مصلحت، مقابل نسخ جعل، و به معناى نسخ ملاك يا مصلحتى است كه شخص به وجود آن در شىء معين اعتقاد داشته است، اما انتفاى آن مصلحت بر او آشكار مى گردد.