فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٢٢٥ - ١٥٧٥ ١٥٩١ ١٦٠٤ ١٥٧٥ ١٦٠٢ ١٥٧٥ ١٦٠٥ ١٥٧٥ ١٦٠٣ ١٦٠٦ ١٦٠٩      
اطلاق اثباتى
اطلاق به حسب عالم دلالت و مقام اثبات
اطلاق در دو مقام تصور دارد:
١. مقام ثبوت يا عالم لحاظ;
[٢]مقام اثبات يا مقام اقامه دليل
اطلاق اثباتى، آن است كه دليلى براى تقييد اقامه نشده باشد، مثل اين كه مولا بگويد: «اكرم العالم» و دليلى بر تقييد مفهوم عالم اقامه نكند.
تقابل بين اطلاق و تقييد اثباتى، از نوع تقابل عدم و ملكه است; يعنى عدم ذكر قيد، در حالى كه آوردن آن ممكن بوده است.
اطلاق اثباتى بر اطلاق ثبوتى دلالت دارد.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٣٧.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص ٢٠٦.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٣٦٤.
اطلاق احوالى
شمول حكم نسبت به حالات متفاوت مصداق جزئى
اطلاق احوالى، مقابل اطلاق افرادى مى باشد و عبارت است از در نظر گرفتن اطلاق در معنايى جزئى، به حسب احوال متفاوتى كه براى آن امكان دارد.
توضيح: لحاظ شمول و سريان در مطلق به دو صورت است:
١. لحاظ افراد، در جايى كه معنا كلى و داراى افراد باشد;
[٢]لحاظ احوال، در جايى كه معنا جزئى باشد
اطلاق احوالى در جايى است كه براى معناى جزئى، احوال متفاوتى باشد. در اين حالت اگر چه معنا داراى يك فرد مى باشد، ولى اين فرد حالات مختلفى دارد، مثل: حالت مرض يا سلامتى، و يا حالت سواره يا پياده بودن كه بر زيد عارض مى شود; بنابراين، لفظ زيد به لحاظ اين احوال، اطلاق دارد; يعنى قابليت صدق بر هر يك از اين حالات را دارد و اگر گفته شود: «اكرم زيدا»، اطلاق احوالى، تمام حالات او را در بر مى گيرد.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٣٦.
شيرازى، محمد، الاصول، ج ٥، ص ٥٩و٦٥.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٣، ص ٢٥٥.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ١٦٨.
خمينى، مصطفى، تحريرات فى الاصول، ج ٢، ص ٦٠١.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٢٤٧.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٥٤.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٥٢١.
سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز فى اصول الفقه، ص ٢١٩.
اطلاق ازمانى
شمول حكم بر موضوع در تمام زمانها
اطلاق ازمانى، از اقسام اطلاق احوالى، و به معناى شمول حكم بر موضوع در تمامى زمان ها است. بنابراين، در مواردى كه مطلق، فردى از افراد ماهيت بوده و لحاظ شمول در آن به حسب تمام زمان هايى است كه فرد را در بر مى گيرد، اطلاق آن، ازمانى است; براى مثال، هنگامى كه گفته مى شود: «يجب الصدق» و يا گفته مى شود: «يحرم الكذب»، مراد وجوب صدق و حرمت كذب در همه زمان ها است.
تقييد زمان مقابل اطلاق زمانى است، مثل: «لاتعتق الرقبة ليلا» يا «يجب الصدق ما دمت مختاراً».
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص (١٣٥-١٣٤).
شيرازى، محمد، الاصول، ج ٥، ص ٦٥.
خمينى، مصطفى، تحريرات فى الاصول، ج ٢، ص ٦٠١و٦١٤.
اطلاق استغراقى
ر.ك: اطلاق شمولى
اطلاق استيعابى
ر.ك: اطلاق شمولى
اطلاق افرادى
عموميت حكم به حسب افراد
شمول و سريان حكم در اطلاق، به دو صورت است:
[١]به حسب افراد; ٢. به حسب احوال
شمول حكم به حسب افراد را اطلاق افرادى مى گويند و اين در جايى است كه افراد متعددى در كار باشد و طبيعت، قابليت صدق بر هر يك از آنها را داشته باشد، مانند: «اكرم العالم» كه عالم، افراد مختلفى دارد و حكم اكرام شامل همه آن افراد مى شود.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٣٦.
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص ١٣٤.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٢٤٧.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٣، ص ٢٥٥.
شيرازى، محمد، الاصول، ج ٥، ص ٥٩.
خمينى، مصطفى، تحريرات فى الاصول، ج ٢، ص ٦٠١.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ١٦٨.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٥١٦.
اطلاق اماكنى
شمول حكم بر فرد در همه مكان ها
اطلاق اماكنى، از اقسام اطلاق احوالى است و آن، در موردى است كه مطلق، فردى از افراد ماهيت معنايى جزئى مى باشد در مقابل موردى كه مراد از مطلق، خود ماهيت مى باشد كه معنايى