فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٦٢ - ١٥٧٠ ١٦١٠ ١٦٠٧ ١٦٠٦ ١٦٠١ ١٥٨٥      
آيه كتمان
آيه ١٥٩ سوره بقره، از آيات مورد استناد در بحث حجيت خبر واحد
آيه كتمان، از آياتى است كه در بحث حجيت خبر واحد به آن استدلال شده است:
(إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنّاهُ لِلنّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاّعِنُونَ); «كسانى كه دلايل روشن و وسيله هدايتى را كه نازل كرديم، بعد از آن كه در كتاب براى مردم بيان نموديم، كتمان مى كنند، خدا آنها را لعنت مى كند و همه لعن كنندگان نيز آنها را لعنت مى نمايند»[١]
بيان استدلال به اين آيه آن است كه: لازمه حرمت كتمان ادله شرعى، وجوب اظهار آنها است، و لازمه وجوب اظهار، وجوب قبول آن اظهار است، زيرا اگر قبول واجب نباشد، حكم به وجوب اظهار، لغو است. بيشتر اصولى ها به اين استدلال ايراد گرفته و دلالت آن را رد كرده اند.
[١]بقرة (٢)، آيه ١٥٩
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٣٤٤.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية في الاصول الفقهية، ص ٢٧٦.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ١، ص ١٣١.
فاضل لنكرانى، محمد، ايضاح الكفاية، ج ٤، ص (٣٢٦-٣٢٣).
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٧٩.
صدر، محمد باقر، دروس في علم الاصول، ج ١، ص ٢٨٦.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٤٥٣.
آيه نَبأ
آيه ٦ سوره حجرات، دليل قرآنى حجيت خبر واحد
آيه نَبأ، از آياتى است كه اصوليون از ديرباز براى حجيت خبر واحد به آن تمسك نموده اند. در اين آيه آمده است:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَة فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ); «اى كسانى كه ايمان آورده ايد، هرگاه فاسقى براى شما خبر آورد بر شما واجب است درنگ و جستوجو كنيد تا مبادا از روى نادانى به گروهى آسيب رسانده و از كرده خود پشيمان شويد»[١]
اصوليون از چند لحاظ به اين آيه استدلال نموده اند:
- از لحاظ مفهوم شرط;
- از لحاظ مفهوم وصف;
- از لحاظ مناسبت عرفى بين فسق و تبيّن.
براى نمونه، كسانى كه از لحاظ «مفهوم شرط» به آيه نَبأ بر حجيت خبر واحد استدلال نموده اند، چنين مى گويند:
در منطوق آيه، وجوب تبيّن درنگ و جستوجو پيرامون صحت خبر به فاسق بودن مخبر مشروط شده است. مفهوم اين جمله شرطى آن است كه اگر غير فاسق خبرى را براى شما آورد، جستوجو درباره صحت مضمون آن لازم نيست و مى توانيد به آن عمل نماييد و در نتيجه، خبر واحد شخص غير فاسق حجت است.
[١]حجرات (٤٩)، آيه ٦
حايرى، عبد الكريم، دررالفوائد، ج ١، ٢، ص (٣٨٢-٣٨١).
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٣٤٤.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية في الاصول الفقهية، ص ٢٧٥.
فاضل لنكرانى، محمد، ايضاح الكفاية، ج ٤، ص (٣١٠-٢٩١).
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ١، ص (١٢٦-١١٦).
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص (٧٥-٧٢).
حكيم، محمد سعيد، المحكم في اصول الفقه، ج ٣، ص (٢١٩-٢١٨).
صدر، محمد باقر، دروس في علم الاصول، ج ٢، ص (١٥٦-١٥٢).
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص (٤٤٦-٤٣٧).
مشكينى، على، تحريرالمعالم، ص ١٦٦.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ٣، ص ١٦٤.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص (٣٥٥-٣٥٤).
موسوى بجنوردى، محمد، مقالات اصولى، ص (٣١-٣٠).
سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز في اصول الفقه، ص (٢٧٩-٢٧٦).
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ١٠، ص (٤١٥-٢٦٣).
آيه نفر
آيه ١٢٢ سوره توبه، دليل قرآنى حجيّت خبر واحد
آيه نفر، از آياتى است كه براى حجيت خبر واحد به آن استدلال شده است:
(وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَة مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ); «شايسته نيست مؤمنان همگى به سوى ميدان جهاد كوچ كنند. چرا از هر گروهى، طايفه اى از آنان كوچ نمى كنند و طايفه اى بمانند تا از دين آگاهى پيدا كنند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود، آنان را انذار نمايند تا از مخالفت فرمان پروردگار بترسند»[١]
«نفر» به معناى كوچ كردن است و چون در آيه، واژه «نفر» آمده، آن را آيه نفر مى گويند. به چند صورت، به اين آيه استدلال شده است:
[١]كلمه «لعل» در «لعلهم يحذرون» بر وجوب تحذر دلالت مى كند; به اين بيان كه وقتى منذرين، مردم را به ترك واجب و فعل حرام انذار مى دهند، بر مردم هم واجب است منذرين را تصديق كنند و به سخن آنان ترتيب اثر دهند
٢. در اين آيه، چند چيز به دنبال هم ذكر شده است: خداوند در مقام اعتراض، با «لولا» ى تحضيضيه مى فرمايد: «فلولا نفر من كل فرقة...»; «چرا كوچ تحقق پيدا نمى كند؟»، اين لحن دلالت بر وجوب كوچ دارد و وقتى كوچ واجب شد، غايت