فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٥٦٧ - ١٥٩٣ ١٥٨٣ ١٥٨٣      
مرحوم «آخوند خراسانى» براى حل اين اشكال دو راه حل ارايه نموده است:
١. عبادت در اين بحث به معناى عبادت ذاتى است كه منافاتى با تعلق نهى به آن ندارد;
[٢]عبادت در اين جا به معناى عبادت شأنى و تعليقى است; يعنى هر چند الآن به آن، نهى تعلق گرفته، امّا اگر به جاى نهى، امر به آن تعلق مى گرفت، امر آن عبادى مى بود
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٧.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٧، ص (١٩٧-١٩٦).
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٢٢٤.
موسوى بجنوردى، محمد، مقالات اصولى، ص ١٣١.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ٦٠٥.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٣، ص ٢٨١.
عبادت مكروه
فعل عباديِ معروض نهى كراهتى
عبادت مكروه، عبادتى است كه نهى تنزيهى به آن تعلق گرفته است; به بيان ديگر، عبادت مكروه به معناى فردى از افراد عبادت است كه نسبت به افراد ديگر آن، ثواب كمترى دارد.
براى مثال، اگر مسافرى نماز شكسته را به امام جماعتى كه نمازش كامل است اقتدا كند، اين نماز كراهت پيدا مى كند; يعنى ثواب آن از ساير نمازهاى جماعتى كه در آنها، حاضر (مقابل مسافر) به حاضر اقتدا مى كند، كمتر است.
كراهت در عبادات به معناى «اقلّيت ثواب» است; يعنى اگر عبادتى داراى چند فرد باشد و به يكى از آنها، نهى تنزيهى يا كراهتى تعلق گيرد، ثواب اين فرد در مقايسه با افراد ديگر از همان طبيعت يا نوع از عبادت كمتر است.
اما كراهت در غير عبادت به معناى منقصت موجود در نفس فعل است; يعنى آن عنوان، مبغوض مولا است هر چند مبغوض بودن آن به حدى نرسيده كه ترك آن واجب شود، اما مولا انجام آن را دوست ندارد.
نكته اول:
عبادات مكروه بر سه قسم است:
[١]عباداتى كه نهى كراهتى (تنزيهى) به ذات و عنوان عبادت تعلق گرفته است; يعنى همان چيزى كه مأموربه به امر وجوبى يا استحبابى است، منهى عنه به نهى تنزيهى نيز هست; يعنى نهى، به نفس آن تعلق گرفته و هيچ بدلى هم براى آن تصور نمى شود، مانند: روزه روز عاشورا
[٢]نهى تنزيهى به نفس عبادت تعلق گرفته، اما داراى بدل است، مانند: نماز در حمام
[٣]در لسان و ظاهر دليل، نهى به عنوان عبادت تعلق گرفته، اما در حقيقت، نهى تنزيهى متوجه عبادت نشده بلكه به عنوانى تعلق گرفته كه آن عنوان با عبادت اتحاد وجودى پيدا كرده، و چه بسا اتحاد وجودى هم ندارند بلكه بين آنها ملازمه وجودى است، مثل: كراهت نماز در موضع تهمت كه در حقيقت، نماز كراهت ندارد بلكه كراهت مربوط به نفس ِبودن و توقف در موضع اتهام است
نكته دوم:
برخى از اصوليون مشكل كراهت عبادات را به گونه اى ديگر حل كرده اند[١]
[١]عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ١، ص ٤٢٣
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ١، ص ١٤٦.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ٢، ص ١٣٩.
بهبهانى، محمد باقر بن محمد اكمل، الفوائد الحائرية، ص ١٦٩.
حايرى، عبد الكريم، دررالفوائد، ج ١، ص ١٦٥.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٢، ص ٣٨٤.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص (١٩٧-١٩٦).
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٣، ص (٩٠-٧٩).
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٧، ص (٢٨٧-٢٨٦).
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ١، ص (١٤٦-١٤٢).
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ٥٧٢.
عبارت نص
ر.ك: دلالت منطوقى
عدد
مصداق كم منفصل
عدد، همان كم منفصل است كه كميت آن به دليل قابليت شمارش آن با واحد است و انفصال آن به اين سبب است كه ميان اجزاى آن، حد مشتركى وجود ندارد.
برخى، ماهيت عدد را مركب دانسته و مى گويند: عدد كثرتى است كه از وحدت ها يا آحاد تشكيل شده است و به همين دليل، يك و دو، عدد نمى باشد.
برخى مانند مرحوم «ملا صدرا» معتقدند ماهيت عدد بسيط است و اجزاى مختلف در آن وجود ندارد، اما وحدت آن ضعيف است، چون وحدت آن، عين كثرت بوده و اختلاف انواع عدد، به مجرد زيادت و نقصان است.
نيز ر.ك: مفهوم عدد.
تهانوى، محمد اعلى بن على، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ٢، ص (٩٥١-٩٤٩).
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ١٢٩.
جرجانى، محمد بن على، كتاب التعريفات، ص ٦٣.
عدد مرجحات
ر.ك: تعداد مرجحات