فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٤٦٩ - ١٥٨٣ ١٦٠٤ ١٦١٠ ١٦٠٤ ١٦١٠ ١٦٠٦ ١٦٠٥ ١٥٧٨ ١٥٩٣ ١٥٧٥ ١٥٨٥ ١٥٩٠ ١٦١٠ ١٦٠٦      
دليل مورود
دليل داراى موضوعِ منتفى شده به سبب دليل ديگر دليل وارد-
دليل مورود، به دليلى گفته مى شود كه موضوع آن با آمدن دليل وارد حقيقتاً منتفى مى گردد، مانند: «عدم البيان» كه موضوع برائت عقلى است و با آمدن دليل وارداستصحاب) منتفى مى شود.
نيز ر.ك: ورود.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٢٨٥.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٤، ص ٣٠١.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٦، ص ٥٦.
دليل ناقص
ر.ك: امارات
دليل نقلى
ر.ك: ادله شرعى
دليل وارد
دليل منتفى كننده موضوع دليل ديگر
دليل وارد، به دليلى گفته مى شود كه موجب از بين رفتن حقيقى موضوع دليل ديگر مى گردد، مانند: استصحاب كه موجب از بين رفتن موضوع اصول عقلى مثل برائت عقلى، تخيير و احتياط كه عبارت است از عدم بيان، مى گردد.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٢٨٥.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٤، ص ٣٠١.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ٢٦٢.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٧، ص ٤٨.
همان، ج ٢، ص ١٦٠.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٠٤.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٦، ص ٥٢.
دليليت سيره
ر.ك: حجيت سيره
دليل يقينى
ر.ك: ادله قطعى
دليلين متعادلين
دو دليل متعارضِ برابر به حسب اسباب ترجيح
دليلين متعادلين، مقابل دليلين متفاضلين بوده و عبارت است از دو دليل متعارضى كه بعد از جستوجوى مكلف از مرجح، هيچ گونه رجحان و امتيازى بر يك ديگر نداشته باشند; مانند اين كه يكى از دو دليل متعارض بگويد: نماز جمعه واجب است و دليل ديگر بگويد: نماز جمعه واجب نيست و هيچ گونه مرجحى نيز كه باعث ترجيح يكى بر ديگرى شود وجود نداشته باشد.
در اين كه هنگام تعادل دو دليل متعارض وظيفه چيست، ميان اصوليون اختلاف است; بنابر مقتضاى قاعده اولى در دو دليل متعادل و بنابر مسلك طريقيت در حجيت امارات، مشهور علماى متأخر همانند مرحوم «آخوند خراسانى»، «ميرزاى نايينى» و «مظفر»، اصل را تساقط و برخى ديگر تخيير مى دانند.
اما بنابر مقتضاى قاعده ثانوى در اخبار متعارض، ميان علما سه ديدگاه وجود دارد:
١. مشهور علما مستفاد از اخبار را، تخيير دانسته اند;
٢. گروهى از فقيهان مى گويند: مجتهد هنگام برخورد با دو دليل متعارض بايد توقف كند;
[٣]جمعى ديگر از فقيهان گفته اند: مجتهد هنگام بر خورد با دو دليل متعارض متعادل بايد احتياط كند
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص ٢٢٤.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٥٠٥.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ٢، ص (٧٦٥-٧٥٣).
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ٣، ص (٤٩٠-٤٤١).
محمدى، على، شرح رسائل، ج ٧، ص ٥٥.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٠٦.
سبحانى تبريزى، جعفر، المحصول فى علم الاصول، ج ٤، ص ٤٠٧.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص ٦٨٢.
دليلين متعارضين
دو دليل متنافى به حسب مدلول
دليلين متعارضين، به دو دليلى گفته مى شود كه در ناحيه مدلول تنافى و تكاذب دارند، چه اين تنافى به صورت تناقض باشد و چه به صورت تضاد; به بيان ديگر، تنافى ميان دو دليل متعارض تنافى ميان مدلول آن دو است، به گونه اى كه اجتماع آن دو در حجيت محال مى باشد.
تنافى دو دليل، گاهى ذاتى است و گاهى عرضى.
تنافى ذاتى يا به دليل اجتماع نقيضين است، مثل اين كه يك دليل بگويد: نماز جمعه در عصر غيبت واجب است و دليل ديگر بگويد: واجب نيست، و يا به علت اجتماع ضدين است، مثل اين كه يك دليل مى گويد: نماز جمعه در عصر غيبت واجب و دليل ديگر مى گويد حرام است.
تنافى عرضى در جايى رخ مى دهد كه دو دليل از نظر ذاتى با يك ديگر تعارض ندارند، بلكه تعارض آنها به واسطه عوامل خارجى است، مانند اين كه يكى از دو دليل مى گويد: نماز جمعه واجب است و دليل ديگر مى گويد: نماز ظهر واجب است، ولى اجماع وجود دارد كه در ظهر جمعه بيش از يك نماز واجب نيست و اين اجماع سبب تعارض آن دو دليل مى گردد، به گونه اى كه هر كدام ديگرى را تكذيب مى نمايد.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ٣، ص ٤٠٥.