فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٧٣٧ - ١٦٠٥ ١٥٨٩ ١٥٧٥ ١٦٠٤ ١٥٨١ ١٦٠٥ ١٥٨٥ ١٥٨٧ ١٦٠٤ ١٦٠٧      
زحيلى، وهبه، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٩٦.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ٧٧٣ و ١٠٢٨.
مصالح ضرورى
مصالح مهم و مؤثر در سعادت دنيوى و اخروى
مصالح ضرورى، به مصالحى گفته مى شود كه مقصود اصلى شريعت، حفظ آنها است. اين مصالح عبارت است از: مصلحت حفظ دين; مصلحت حفظ نفس; مصلحت حفظ نسل; مصلحت حفظ عقل و مصلحت حفظ مال.
اين مصالح از آن نظر ضرورى نام گرفته است كه حيات بشرى و سعادت زندگى دنيوى و اخروى انسان در گرو وجود آنها است، به گونه اى كه نبود آنها موجب اختلال در نظام زندگى انسانى مى گردد; از اين رو حفظ آنها بر همه چيز مقدم است.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٣٨٣.
جناتى، محمد ابراهيم، منابع اجتهاد (از ديدگاه مذاهب اسلامى)، ص ٣٣٤.
غزالى، محمد بن محمد، المستصفى من علم الاصول (به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت)، ج ١، ص (٢٨٧-٢٨٦).
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ص ٧٥٥.
خضرى، محمد، اصول الفقه، ص ٣٤٤.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٣١٨.
مصالح ظنى
مصالح مظنون به حسب عقل يا دليل ظنّى شرعى
مصالح ظنى، به مصالحى گفته مى شود كه عقل به وجود آنها ظن پيدا مى كند و يا دليلى ظنى، مثل خبر واحد، بر وجود آنها دلالت مى نمايد.
در كتاب «اصول الفقه الاسلامى» آمده است:
«و الظنية: ما اقتضى العقل ظنه كاتخاذ كلاب الحراسة فى الدور وقت الخوف او دل عليه دليل ظنّى من الشرع مثل حديث: «لا يقضى القاضى و هو غضبان»[١]
[١]زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ١٠٢٩
مصالح عام
امور داراى مصلحت براى عموم افراد جامعه
مصالح عام، مقابل مصالح شخصى بوده و به مصالحى گفته مى شود: كه در آن، نفع و مصلحت عموم و يا اكثر افراد جامعه در نظر گرفته شده، نه منفعت شخص يا گروهى خاص. برخى عام بودن مصلحت را از شرايط حجيت مصالح مرسله دانسته اند.
نمله، عبدالكريم بن على بن محمد، الجامع لمسائل اصول الفقه، ص ٣٨٩.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ٧٧٣ و ١٠٢٨.
زحيلى، وهبه، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٩٦.
مصالح قطعى
مصالح مقطوع به حسب عقل يا دليل قعطى شرعى
مصالح قطعى، به مصالحى گفته مى شود كه يا نص قرآن بر آن دلالت مى كند، مانند آيه شريفه: (وَ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً)١ كه بر مصالح قطعى در حج دلالت مى نمايد، يا روايات متواتر بر آن دلالت مى نمايد و يا عقل به طور قطعى تصديق مى كند كه در آن نفع و در ضد آن ضرر بسيار نهفته است.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ١٠٢٩.
مصالح كلى
ر.ك: مصالح عام
مصالح مرسله
امور حافظ مقاصد مهم شرع، و فاقد نصّ شرعى بر اعتبار آن
مصالح مرسله، از مصادرى است كه نزد بعضى از مذاهب اهل سنت براى استنباط احكام شرعى پذيرفته شده است.
مصالح، جمع مصلحت و در لغت به معناى جلب منفعت يا دفع ضرر است، و در اصطلاح، به معناى محافظت از مقاصد شارع مى آيد.
از مهم ترين مقاصد شارع و شريعت، حفظ دين، نفس، عقل، نسل و مال انسان ها است.
هر چيزى كه سبب حفظ اين مقاصد شود مصلحت و هرچه سبب از بين رفتن آنها گردد، مفسده است.
اما مرسله در لغت به معناى غير مقيد آمده است، زيرا ارسال، ضد تقييد است و در معناى اصطلاحى آن اختلاف مى باشد; برخى مى گويند: معناى مرسله اين است كه اين مصلحت بر اساس هيچ نصى از نصوص شرع نبوده است; يعنى هيچ دليل شرعى بر اعتبار آن اقامه نشده و تنها عقل اين مصلحت را تشخيص مى دهد.
بر اساس اين ديدگاه، مصلحت مرسله آن است كه عقل آن را براى حفظ مقاصد شرع لازم مى بيند.
برخى ديگر گفته اند: ارسال يعنى اين كه هيچ نص خاصى بر اعتبار آن اقامه نشده است، بلكه اصول و قواعد كلى شاهد بر اعتبار آن مى باشد; بنابراين، مصالح مرسله مصالحى است كه عقل آنها را بر اساس اصول و قواعد كلى شرعى براى حفظ مقاصد شرع لازم مى بيند و هيچ نص خاصى بر اعتبار آن وجود ندارد.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٣٨١.
نمله، عبدالكريم بن على بن محمد، الجامع لمسائل اصول الفقه، ص ٢٨٦.
ادريس، عوض احمد، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٧١.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ٢٣٩.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٥٣٦.