فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٧٨٩ - ١٦٠٥ ١٦٠٤ ١٥٧٥ ١٥٨٦ ١٦٠٥ ١٥٧٥ ١٥٧٨ ١٥٧٥ ١٥٧٨ ١٦٠١ ١٥٧٥ ١٦٠٢ ١٦٠٩      
مكروه منجّز
عمل قابل حصول در زمان حال، و داراى كراهت فعلى
مكروه منجّز، مقابل مكروه معلق بوده و به فعل مكروهى گفته مى شود كه كراهت آن حكم و عمل مكروه، هر دو، فعلى است; يعنى بر امر غيرمقدورى متوقف نبوده و حالت انتظارى ندارد، مثل: نماز در حمام، كه هم كراهت آن و هم فعل نماز، هر دو بر امر غيرمقدورى متوقف نبوده، و فعلى مى باشد.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٨٢.
مكروه نفسى
فعل داراى كراهت ذاتى
مكروه نفسى، مقابل مكروه غيرى بوده و عبارت است از فعل مكروهى كه به خودى خود و ذاتاً داراى مفسده غيرملزمه مبغوض مولا است، هر چند مبغوض بودنش به اندازه اى نيست كه به حرمت آن حكم شود; به بيان ديگر، اراده غير اكيد مولا به ترك، به طور مستقل به خودش تعلق گرفته، هر چند به فعلش نيز اذن داده شده است، مثل: كراهت خوردن پنير و تخم مرغ.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٨٢.
مكلَّف
شخص داراى شرايط براى عهده دارى تكليف شرعى
مكلَّف، به شخص بالغ و عاقلى گفته مى شود كه مورد خطاب شارع قرار گرفته و احكام شرعى متوجه او مى گردد; به بيان ديگر، مكلف، يعنى شخص بالغ و عاقلى كه مورد امر يا نهى شارع مقدس قرار گرفته است.
سجادى، جعفر، فرهنگ معارف اسلامى، ج ٤، ص ٣٥٢.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٢٢٩.
ذهنى تهرانى، محمد جواد، تحرير الفصول، ج ٤، ص ٦.
محمدى، على، شرح رسائل، ج ١، ص ٦.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٢٩٦.
مكلفٌ به
عمل متعلق تكليف شرعى
مكلف به، هر آن چيزى است كه تكليف به آن تعلق مى گيرد.
توضيح:
تكليف به معناى الزامى اكيد يا غيراكيد است كه شارع (قانون گذار) يا مولا با وضع قانون، آن را متوجه مكلف مى كند. و «مكلفٌ به» چيزى است كه الزام، به آن تعلق گرفته است; براى مثال، اگر شارع بگويد: «نماز بر شما واجب است»، وجوب نماز، تكليف و انجام نماز در خارج، كه وجوب به آن تعلق گرفته، «مكلفٌ به» ناميده مى شود.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ٢، ص ٢٤٧.
حيدرى، على نقى، اصول الاستنباط، ص ٢٠٥.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٤٢.
مكلف شأنى
مكلّف فاقد تكليف منجّز، به دليل غفلت
مكلف شأنى، مقابل مكلف فعلى بوده و به انسان بالغ، عاقل و قادرى گفته مى شود كه به جهت غفلت و عدم توجه به تكليف، خطاب شرعى نسبت به او فعليت نداشته و نسبت به او منجّز نيست و تا زمانى كه غافل است خطاب متوجه او نمى باشد، ولى شأنيت خطاب را دارد; يعنى كافى است كه متوجه شود تا مخاطب به خطاب فعلى گردد.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٢٢٩.
محمدى، على، شرح رسائل، ج ١، ص ٦.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٢٣٣.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٤، ص (٥٠-٤٩).
مكلّف فعلى
مكلّف داراى تكليف فعليت يافته
مكلف فعلى، مقابل مكلف شأنى، بوده و به انسان بالغ، عاقل، قادر و ملتفتى گفته مى شود كه تكليف بر او فعليت دارد; يعنى متوجه است كه تكاليفى در واقع متوجه او شده و اين تكاليف در حق او به فعليت رسيده است.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٢٢٩.
محمدى، على، شرح رسائل، ج ١، ص ٦.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٤، ص ٥٠.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٢٣٤.
ملائم مرسل
ر.ك: مناسب مرسل
ملازمات اتفاقى
تلازم اتفاقى ميان دو يا چند چيز
ملازمات اتفاقى، مقابل ملازمات عقلى، عادى و شرعى بوده و عبارت است از همراهى ميان وجود دو يا چند چيز بر اساس صدفه و اتفاق، مانند: قطع به صدق مضمون اخبار مستفيض، كه چون اين قطع به صدق هميشگى نيست، از اين رو ملازمه ميان حصول قطع و خبر مستفيض اتفاقى است.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٤٤.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٤، ص ٣٠٩.