فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٤٥٦ - ١٥٨٣ ١٦٠٤ ١٥٧٥ ١٦٠٤ ١٥٧٨ ١٥٧٥ ١٦٠٤ ١٥٧٨ ١٥٨٦ ١٥٧٥ ١٦٠٥ ١٦٠٩      
دلالت
ويژگى موجب انتقال ذهن از يك مفهوم به مفهوم ديگر
دلالت، در لغت به معناى راهنمايى، هدايت و راهبرى، و در اصطلاح، به حالتى در يك شىء گفته مى شود كه سبب علم به شىء ديگر مى گردد; شىء اول را «دالّ» و شىء دوم را «مدلول» مى گويند، مانند: دلالت دود بر آتش و يا دلالت جاى پا بر رونده.
تهانوى، محمد اعلى بن على، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ١، ص ٤٨٢.
جرجانى، محمد بن على، كتاب التعريفات، ص ٢٦.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٧٩.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١٣٢.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ١٦٨.
مؤمن، محمد، تسديد الاصول، ج ١، ص ٤٩.
دلالت اشاره
لوازمِ غير مقصودِ كلام متكلّم
دلالت اشاره، از اقسام دلالت سياقى بوده و عبارت است از دلالتى كه لازمه كلام است، ولى مدلول التزامى آن نيست; به بيان ديگر، لازمه كلام (لزوم غير بيّن يا بيّن به معناى اعم) در صورتى كه عرفاً مقصود گوينده محسوب نشود، دلالت اشاره ناميده مى شود، چه از يك كلام استنباط شود و چه از چند كلام; براى مثال، آيه اى در سوره احقاف دلالت مى كند بر اين كه مجموع مدت باردارى و شير دادن، سى ماه است. (وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْرا،١ در حالى كه آيه اى ديگر در سوره لقمان مدت شير دادن را دو سال ذكر كرده است (وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ)٢ كه از اين دو آيه به دلالت اشاره به دست مى آيد كه كمترين مدت باردارى شش ماه است.
[١]أحقاف (٤٦)، آيه ١٥
[٢]بقرة (٢)، آيه ٢٣٣
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ١٣٤.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٢٩٥.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١٣٣.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ١، ص ٣٦١.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٣١٨.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص ١٣.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٤١٤.
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص ٦٨.
دلالت اقتض
دلالت سياقىِ غير مقصود متكلم
دلالت اقتضا از اقسام دلالت سياقى و دلالتى است كه در هنگام استعمال، مقصود مستقيم گوينده نيست، ولى صدق يا صحت كلام از نظر عقل، شرع، لغت و يا عرف و عادت متوقف بر آن است، مانند آن كه صحت و يا صدق كلام، مستلزم تقدير گرفتن كلمه يا عبارتى باشد; براى مثال، در آيه (وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ١ كه به معناى «(وَ أَسْئَلُ أَهْلِ الْقَرْيَةَ)» است، كلمه «اهل» كه جزئى از اجزاى كلام مى باشد در متن آيه ذكر نشده، ولى به اقتضاى مقام، مسلّم است كه آن كلمه در كلام مستتر و مراد گوينده است; بنابراين، كليه مواردى كه كلام به ملازمه بر معناى مفردى دلالت مى كند، و كليه موارد مجاز در كلمه، مجاز در حذف و مجاز در اسناد، داخل در دلالت اقتضا مى باشد.
[١]يوسف (١٢)، آيه ٨٢
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص (١٣٢-١٣١).
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٤١٤.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ١، ص ٣٥٥ و ٣٦٠.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٢٨٦.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١٣٣.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٢٠٤.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٣١٧.
خمينى، روح الله، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية، ج ٢، ص ٣٤.
رشاد، محمد، اصول فقه، ص ١٣١.
دلالت التزام عقلى
ر.ك: دلالت اشاره
دلالت التزامى
دلالت لفظ بر معناى خارج لازم موضوعٌ له
دلالت التزامى، از اقسام دلالت لفظى و مقابل دلالت مطابقى و تضمنى بوده و عبارت است از دلالت لفظ بر چيزى كه خارج از معناى موضوع له آن قرار دارد، ولى در ذهن با آن ملازم است; يعنى هرگاه موضوع ٌله در ذهن حاصل شود، آن امر خارج از آن نيز با آن پديد مى آيد، مانند: دلالت سقف بر ديوار، زيرا هرگاه معناى سقف در ذهن حاصل شود، معناى ديوار نيز حاصل خواهد شد، و نيز مانند: دلالت مصنوع بر صانع و دلالت سه بر فرد بودن....
مرحوم «مظفر» براى دلالت التزامى دو شرط ذكر كرده است:
١. تلازم بين لفظ و معنا، بايد تلازم ذهنى باشد و تلازم خارجى بدون رسوخ در ذهن كفايت نمى كند;
[٢]تلازم به صورت لزوم بيّن بالمعنى الاخص باشد; يعنى به محض تصور لفظ، معنا نيز بدون نياز به قرار دادن واسطه ديگرى به ذهن آيد
نصيرالدين طوسى، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص (٨-٧).
ابن سينا، حسين بن عبد الله، الشفا-المنطق، ج ١، جزء ١، ص ٤٣.
ابن سينا، حسين بن عبد الله، اشارات و تنبيهات، ص ١٣٩.
علامه حلى، حسن بن يوسف، الجوهرالنضيد، ص ٨.