فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٥٠٣ - ١٥٨٨ ١٥٧٦ ١٦٠٧ ١٦٠٧ ١٦٠٥ ١٦٠٨ ١٥٩٠ ١٦٠٨ ١٥٩٣ ١٦٠٩      
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٤١١.
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص ٢٠٢.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ٢، ص ٢٣٩.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ٢، ص ٢٤.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٥، ص ٢٣.
بروجردى، حسين، نهاية الاصول، ج ٢، ص ٤٢٢.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ٢١١.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٢٨٥.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٣، ص ١٧٩.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ٤، ص ١٤٢.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ٢، ص ٢٩٤.
مغنيه، محمد جواد، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد، ص ٢٦٧و٢٨٨.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٢٢١.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٥٣٣.
شبهه مصداقى
شك در تطبيق مصداق خارجى بر يك مفهوم
شبهه مصداقى، مقابل شبهه مفهومى بوده و در جايى است كه معناى لفظى روشن مى باشد، ولى در تطبيق آن معنا بر مصاديق خارجى شك وجود دارد، مانند اين كه معناى لفظ «عالم» براى كسى روشن است، اما شك مى كند پدرش عالم است يا نه، يا معناى «آب مطلق» براى او روشن است، اما شك مى كند آب اين حوض، مطلق است يا مضاف. مورد شبهه مصداقى جايى است كه چند عنوان وجود دارد و شخص در تطبيق آنها بر فرد خارجى مردد است. در مثال بالا، دو عنوان «آب مطلق» و «آب مضاف» وجود دارد و معناى هر يك روشن است; اما شخص در اين كه آب حوض تحت كدام يك از اين دو عنوان قرار مى گيرد، مردد است.
نكته اول:
در علم اصول، از شبهه مصداقى در موارد مختلف هم چون بحث عام و خاص سخن به ميان آمده است، مانند اين بحث كه آيا تمسك به عام در شبهه مصداقى جايز است يا نه.
نكته دوم:
بعضى از اصولى ها معتقدند فرق ميان شبهه مصداقى و موضوعى بيان نشده است و اصولى هاى شيعه معمولا شبهه مصداقى را در اصول لفظى و شبهه موضوعى را در اصول عملى به كار مى برند.
قدسى مهر، خليل، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية، ص ٩٦.
مختارى مازندرانى، محمد حسين، فرهنگ اصطلاحات اصولى، ص ١٥٤.
مغنيه، محمد جواد، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد، ص (١٧٤-١٧٣).
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ١٠٧.
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص ٢٩٠.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٣٣٣ و ٣٣٨.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ١٦٣.
شبهه مفهومى
شك در تعيين مفهوم يك لفظ
شبهه مفهومى، مقابل شبهه مصداقى بوده و در جايى است كه معنا و مفهوم لفظى براى مكلف روشن نباشد، مانند اين كه شك كند منظور گوينده از لفظ «صعيد»، «مطلق وجه الارض» (هر چيزى كه روى زمين وجود دارد) است يا «خاك خالص».
قدسى مهر، خليل، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية، ص ٩٦.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٦٦.
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص ٢٩٠.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ١٦٢.
فاضل لنكرانى، محمد، مباحث اصولى، ج ٥، ص ١٣٢.
شبهه مقرون به علم اجمالى
شك در مكلّفٌ به با علم اجمالى به اصل تكليف
شبهه مقرون به علم اجمالى، مقابل شبهه بدوى، و به معناى شك در «مكلفٌ به» است، در صورتى كه به علم اجمالى به ثبوت تكليف مقرون باشد; به بيان ديگر، شبهه مقرون به علم اجمالى در جايى است كه اصل تكليف به طور اجمالى مسلّم است، ولى مكلفٌ به مشكوك است، يعنى دانسته مى شود كه يك تكليف الزامى (وجوب يا حرمت) وجود دارد، ولى مكلفٌ به صورت تفصيلى روشن نيست; مثل آن كه مكلف مى داند در ظهر جمعه نمازى بر او واجب گرديده، اما نمى داند نماز ظهر است يا جمعه. مشهور اصولى ها در اين مورد، به احتياط حكم داده اند.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١٤٦.
خمينى، مصطفى، تحريرات فى الاصول، ج ٣، ص ١٢٥.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٢٢٢.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٣، ص ٥١.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ٢١١.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٥، ص ١٣.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ٣، ص ٢٠.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ٤، ص ١٣ و ١١٨.
محمدى، على، شرح رسائل، ج ١، ص ١٠٨.
شبهه موضوعى
شك در موضوع حكم شرعى كلّى
شبهه موضوعى، مقابل شبهه حكمى، و به معناى شك در موضوع حكم شرعى كلى (مجعول) است مقابل شك در جعل كه شبهه حكمى است به سبب اشتباه در مصداق خارجى آن، يا شك در حكم شرعى جزئى موضوع، در حالى كه منشأ شبهه، اشتباه در امور خارجى مى باشد، مانند آن كه مكلف شك كند