فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٨٩٤ - ١٦٠٨ ١٥٨٩ ١٦٠١ ١٦٠٥ ١٦٠٤ ١٥٧٥ ١٥٨٦ ١٦٠٥ ١٥٩٣ ١٥٧٦ ١٥٧٥ ١٥٨٣ ١٥٧٨      
وصف، فقط وصف معتمد بر موصوف است يا علاوه بر آن، وصف غير معتمد بر موصوف نيز داخل در محل نزاع مى باشد.
نيز ر.ك: وصف غير معتمد بر موصوف.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٤٥٢.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٥٣.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ١٢٧.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٣، ص ٣١٣.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص (١٢٣-١٢٢).
وصف مفارق عبادت
وصف همراه با عبادت در بعض موارد
وصف مفارق عبادت، مقابل وصف ملازم عبادت بوده و به معناى وصفى است كه همواره همراه عبادت نيست بلكه گاهى همراه عبادت واقع مى شود و گاهى هم با غير عبادت تحقق پيدا مى كند، مانند: غصبيت كه گاهى وصف نماز است مثل: نماز در مكان غصبى و گاهى وصف غير نماز است.
در ميان اصوليون اين بحث وجود دارد كه اگر نهى به وصف مفارق عبادت تعلق گيرد موجب فساد آن عبادت مى شود يا خير; مرحوم «آخوند» بين وصف مفارقى كه با عبادت اتحاد وجودى دارد، مثل: غصبيت در حال نماز، و وصف مفارقى كه فقط مقارنت وجودى با عبادت دارد، مثل: نظر به اجنبيه در حال نماز، تفصيل داده است; به اين بيان كه اگر مقارنت وجودى مطرح باشد، نهى به موصوف (عبادت) سرايت نمى كند، ولى اگر اتحاد وجودى مطرح باشد، بنا بر نظريه امتناع اجتماع امر و نهى، نهى به موصوف (عبادت) سرايت كرده و موجب فساد آن مى شود، ولى بنا بر نظريه جواز اجتماع امر و نهى، به موصوف سرايت نكرده و عبادت فاسد نمى شود.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٢٠٨ و (٢٢٣-٢٢٢).
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٣، ص (٢١٢-٢٠٥).
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٧، ص ٢٧٢.
سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز فى اصول الفقه، ص ١٣٣.
وصف مقدر
وصف غير مصرّح در كلام
وصف مقدر، مقابل وصف صريح بوده و عبارت است از قيدى كه بر موصوف عارض مى شود و به گونه اى موصوف را مقيد و توصيف مى نمايد كه به وضوح نمى توان آن را دريافت، بلكه بايد با تأمل و از قراين و شواهد آن را به دست آورد; براى مثال، در حديث شريف: «لاََن يمتلى بطن الرجل قيحا خير من ان يمتلى شِعرا»، امتلاء بطن كنايه از شعركثير است. طبق اين برداشت، منظور از شاعر مذموم كسى است كه زياد با شعر سر و كار دارد و اگر كم شعر حفظ مى كند و يا مى سرايد، اين حديث او را مذمت نمى كند; اما اين معنا به طور صريح از اين روايت استفاده نمى شود.
در اين كه وصف مقدر نيز مانند وصف صريح، در بحث مفهوم وصف داخل است يا نه اختلاف وجود دارد[١]
[١]اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ١٥١
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ١، ص ١٧٨.
وصف ملازم عبادت
وصف غير قابل انفكاك از عبادت
وصف ملازم عبادت، مقابل وصف مفارق عبادت، و به معناى وصفى از اوصاف عبادت است كه انفكاك بين آن وصف و موصوفش امكان ندارد، يعنى وصف، وجودى جداى از وجود موصوف ندارد، مثل: جهر و اخفات نسبت به قرائت نماز كه ممكن نيست در غير قرائت تحقق پيدا كند.
بنابراين، در نمازهاى اخفاتى كه از جهر به قرائت نهى شده است، جهر از اوصاف ملازم قرائت است، زيرا مى توان گفت قرائت يا به جهر است يا به اخفات، و نمى توان گفت جهر يا با قرائت است يا بدون قرائت، زيرا جهر (آشكارى جوهره صوت در هنگام قرائت) بدون قرائت رخ نمى دهد.
نكته:
در بحث از اين كه آيا نهى از عبادت اقتضاى فساد آن را دارد يا نه، گفته اند: نهى از عبادت اقسامى دارد، زيرا نهى يا به مجموع عبادت يا به جزء يا به شرط يا به وصف ملازم و يا به وصف مقارن آن تعلق مى گيرد. آن گاه حكم هر يك را به تنهايى بررسى نموده اند[١]
١. فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٣، ص (٢١٠-٢٠٤).
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٧، ص (٢٧٣-٢٧٢).
سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز فى اصول الفقه، ص ١٣٣.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص (٢٢٣-٢٢٢).
وصف مناسب
ر.ك:مناسب
وصف مناسب مرسل
ر.ك:مناسب مرسل
وصف مناسب معتبر
ر.ك:مناسب معتبر
وصف مناسب ملايم
ر.ك:مناسب ملائم
وصف مناسب ملغى
ر.ك:مناسب ملغى