فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٧٣٨ - ١٦٠٥ ١٥٨٩ ١٥٨٣ ١٥٨٥      
جناتى، محمد ابراهيم، منابع اجتهاد (از ديدگاه مذاهب اسلامى)، ص ٣٢٩.
بحرالعلوم، محمد، الاجتهاد اصوله و احكامه، ص ١٠٤.
موسى، كامل، المدخل الى التشريع الاسلامى، ص ٢٠٩.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ٧٥٦.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ص ٢٩٢.
ابو زهره، محمد، اصول الفقه، ص ٢٥٩.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ١٨٦.
آذرى قمى، احمد، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه، ج ١، ص ٢٣.
خضرى، محمد، اصول الفقه، ص ٣٥٦.
رشاد، محمد، اصول فقه، ص ٢٨٣.
مصالح مرسله ظنّى
مصالح مرسله فاقد دليل معتبر عقلى يا شرعى
مصالح مرسله ظنى، مصالحى است كه نه دليلى بر اعتبار آنها است و نه عقل حكم قطعى درباره آنها دارد.
نكته:
بيشتر علما در موارد اطلاق مصالح مرسله، نظر به همين قسم دارند، وگرنه مصالح مرسله قطعى اصلاً نيازى به بحث حجيت و امثال آن ندارد.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٥٣٧.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٤٠٤.
مصالح مرسله قطعى
مصالح مرسله مقطوع به حكم عقل
مصالح مرسله قطعى، مقابل مصالح مرسله ظنى بوده و به مصالحى گفته مى شود كه عقل به طور قطع به آن حكم مى نمايد، و از آن جا كه قطع حجت است در حجيت اين نوع مصالح، شكى وجود نداشته و علماى شيعه حجيت آن را پذيرفته اند.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٥٣٧.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٤٠٤.
مصالح معتبر
مصالح داراى دليل شرعى بر اعتبار
مصالح معتبر، مصالحى است كه اساس برخى از احكام شرعى قرار گرفته و از سوى شرع دليلى بر اعتبار آن قائم شده است.
اين مصالح سه نوع مى باشد: ضروريات; حاجيات; تحسينيات.
نيز ر.ك: مصالح تحسينى; مصالح حاجى; مصالح ضرورى.
زحيلى، وهبه، الوجيز فى اصول الفقه، ص (٩٣-٩٢).
خلاف، عبدالوهاب، علم اصول الفقه و خلاصة التشريع الاسلامى، ص ٨٤.
ابو زهره، محمد، اصول الفقه، ص ٢٥٨.
ادريس، عوض احمد، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٧١.
زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج ٤، ص (١٨٥-١٨٤).
مصالح ملغى
مصالح سلب اعتبار شده توسط شرع
مصالح ملغى، مصالحى است كه نص و دليل شرعى بر الغا و عدم اعتبار آن وجود دارد، مانند: فرار از ميدان جنگ كه در آن مصلحت حفظ نفس نهفته است، اما دليل شرعى معتبر آن را الغا نموده و اجازه فرار از جنگ داده نشده است.
ادريس، عوض احمد، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٧٢.
زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج ٤، ص ١٨٤.
غزالى، محمد بن محمد، المستصفى من علم الاصول (به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت)، ج ١، ص ٢٨٤.
خلاف، عبدالوهاب، علم اصول الفقه و خلاصة التشريع الاسلامى، ص ٨٧.
مصالح وهمى
امور داراى مصالح توهمى و غير واقعى
مصالح وهمى، مقابل مصالح حقيقى بوده و به اين معنا است كه شخص خيال مى كند انجام كارى به مصلحت و سود او است، اما با دقت و تأمل روشن مى شود كه انجام آن كار ضرر دارد، مانند: استعمال مواد مخدر.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ١٠٢٩.
خلاف، عبدالوهاب، علم اصول الفقه و خلاصة التشريع الاسلامى، ص ٨٦.
مصحف
ر.ك: كتاب
مصدر
اسم دلالت كننده بر حَدَث
مصدر، اسمى است كه بر حدث دلالت مى كند، و به نظر مشهور علماى نحو، فعل از آن گرفته مى شود (اصل كلام است).
مصدر هر فعلى همانند فعل خود عمل مى كند; يعنى در صورتى كه فعل آن لازم باشد، به فاعل خود اضافه مى شود و اگر فعل آن متعدى باشد به فاعل اضافه شده و مفعول آن منصوب خوانده مى شود، مثل: «عجبت من ضرب زيد بكرا».
نكته:
در علم اصول از مصدر در مباحثى هم چون وضع و مشتق بحث مى شود.
نيز ر.ك: وضع مصدر.
تهانوى، محمد اعلى بن على، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ٢، ص ٨٢٥.
سجادى، جعفر، فرهنگ معارف اسلامى، ج ٤، ص ٢٤٨.
جرجانى، محمد بن على، كتاب التعريفات، ص ٩٥.