فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٧٢٢ - ١٦٠٥ ١٥٨٥ ١٥٨٠ ١٥٨١ ١٥٨٨ ١٥٨٢ ١٥٨٩ ١٦٠٩      
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٢٩.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٧٨.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٣، ص ٥٧٤.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٨، ص ٢٢٦.
خمينى، روح الله، الرسائل، جزء ٢، ص ٩١.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ٢، ص ٧٨٣.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٥١٨.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٥، ص ٣٦٢.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ٣، ص ٥١٢.
محمدى، على، شرح رسائل، ج ٧، ص ٢٦٣ و ١٦٣.
مرجح خارجى غير معتبر
مرجّح خارجىِ فاقد دليل شرعى بر اعتبار
مرجح خارجى غير معتبر، هر مرجح خارجى است كه يا نهى شارع به آن تعلق گرفته است، مانند: قياس، يا دست كم دليلى بر اعتبار آن نزد شارع وجود ندارد، مانند: شهرت فتوايى و اجماع منقول.
ميان اصوليون بحث است كه آيا مرجح خارجى غير معتبر، سبب ترجيح مى شود يا خير; عده اى معتقدند سبب ترجيح مى شود مشروط به آن كه در باب مرجحات، نظريه تعدى از مرجحات منصوص به غير منصوص قبول گردد، و افزون بر آن، مرجح خارجى غير معتبر، از ظنونى مانند قياس نباشد كه از آن نهى شده است.
بنابراين، اگر مضمون يكى از دو خبر متعارض، با شهرت فتوايى موافق باشد و آن موافقت موجب شود انسان به صحت مضمون آن خبر ظن نوعى پيدا كند، در اين صورت، اين شهرت، از مرجحات است و با آن مى توان خبرى را كه موافق شهرت است بر خبر معارضش ترجيح داد.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٦، ص ٢٩٩.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٣، ص (٥٨٢-٥٨١).
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص (٥٢٣-٥٢٢).
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ٢، ص (٨١٧-٨١٤).
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٢٤١.
محمدى، على، شرح رسائل، ج ٧، ص ١٦٠.
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، جزء ٢، ص ٢٠٩.
مرجح خارجى معتبر
مرجح خارجى داراى دليل شرعى بر اعتبار
مرجح خارجى معتبر، مزيتى است كه نزد شارع براى اعتبار آن دليلى وجود دارد و مرجح بودن آن، به وجود خبر يا روايت منوط نيست، مانند: كتاب، سنت و اصول عملى كه ادله معتبر شرعى بر آنها دلالت مى كند.
نكته:
مرحوم «شيخ انصارى» در كتاب «فرائد الاصول»، مرجحات خارجى معتبر را به دو دسته تقسيم كرده است:
١. مرجح خارجى معتبرى كه با يكى از دو خبر معاضد باشد، مانند: كتاب و سنت قطعى;
٢. مرجح خارجى معتبرى كه با يكى از دو خبر معاضد نباشد، مانند: اصول عملى[١]
[١]انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ٢، ص ٨١٤
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٣، ص ٥٨١.
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ٣، جزء ٢، ص ٢٠٩.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٢٤١.
محمدى، على، شرح رسائل، ج ٧، ص ١٥٩.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٦، ص ٢٩٩.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٥٢٤.
مرجح خبرى
ر.ك: مرجحات سندى (اعم)
مرجح روايى
ر.ك: مرجحات سندى (اعم)
مرجح سندى (اخص)
ر.ك: مرجح صدورى
مرجح شخصى
عامل اظهريت يكى از دو ظاهر متعارض، به حسب قراين شخصى
مرجح شخصى، از اقسام مرجحات باب ظواهر و مقابل مرجح نوعى و صنفى بوده و عبارت است از، مرجحى كه بر حسب قراين شخصى و خصوصيات مقامى، باعث اظهريت يكى از دو ظاهر متعارض مى گردد.
اين نوع از مرجحات، ضابطه اى كلى ندارد تا تمام مصاديقش را پوشش دهد، بلكه هر موردى، ضابطه خاص خود را داشته و تشخيص آن به رأى فقيه بستگى دارد و چه بسا در يك جا عام، اظهر از خاص، مطلق، اظهر از مقيد و يا مفهوم، اظهر از منطوق باشد; براى مثال، در جمله «شيرى را ديدم كه تيراندازى مى كرد»، كلمه «شير» در حيوان درنده و جمله «تيراندازى مى كرد «در مرد شجاع ظهور دارد، و چون ظهور» تيراندازى كردن «اظهر از ظهور» شير» است، از ظاهر شير و حيوان درنده دست برداشته و آن را بر مرد شجاع حمل مى كنند.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٢٤١.
رشتى، حبيب الله بن محمد على، بدايع الافكار، ص ٩٥.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ٢، ص ٧٩٠.
محمدى، على، شرح رسائل، ج ٧، ص ١٩٨.