فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٥٩٠ - ١٥٩٣ ١٦٠٥ ١٦٠٨ ١٦٠٥ ١٥٧٦ ١٥٨٣ ١٦٠٤ ١٦٠٩      
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٤٨٠.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٢٥٠.
حيدرى، على نقى، اصول الاستنباط، ص ١٤٥.
عموم احوالى
شمول حكم به حسب حالات موضوع
به عمومى كه شمول آن به حسب حالات موضوع باشد عموم احوالى مى گويند، مانند: «اكرم زيدا العالم» كه به اكرام زيد عالم در همه حالت هايش امر شده، چه در حال عدالت، چه در حال فسق و چه غير آنها.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ١٠٨.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ٢، ص ٤٥٢.
عموم استغراقى
شمول حكم نسبت به همه افراد موضوع به طور مستقل
عموم استغراقى، عمومى است كه در آن حكم بر تك تك افراد موضوع به طور جداگانه بار مى گردد;
يعنى حكمى كه به چنين مفهوم عامى تعلق مى گيرد، در ظاهر يكى است، اما در واقع به تعداد افراد موضوع انحلال پيدا مى كند.
در كتاب «اصول الفقه» آمده است:
«العموم الاستغراقى و هو ان يكون الحكم شاملا لكل فرد فرد فيكون كل فرد موضوعا للحكم و لكل حكم متعلق بفرد فى الموضوع عصيان خاص، نحو اكرم كل عالم»[١]
براى مثال، در جايى كه مولا مى گويد: «تمامى علما را اكرام كن»، اگر تعداد علما بيست نفر باشد و نوزده نفر اكرام شوند، به تعداد نوزده اكرام، امر، امتثال شده و به اندازه يك نفر كه اكرام نشده، معصيت شده است.
نكته اول:
فرق عموم استغراقى و عام استغراقى اين است كه اصطلاح عموم بيشتر در مفهوم و معناى شامل و فراگير استعمال مى شود و عام بيشتر در لفظ عام به كار برده مى شود.
نكته دوم:
عموم استغراقى، مقابل عموم بدلى و عموم مجموعى مى باشد كه در هر سه آنها، عموميت به حسب افراد است، اما چگونگى شمول آنها بر افراد و تعلق حكم به آنها تفاوت دارد.
[١]مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ١٣٩
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٨، ص (١٣٣-١٣٢).
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ١٥١.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ٢، ص ٤٣٩.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٢، ص ٣٦٦.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٢٣.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٠٤.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ٢١٩.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ٢، ص ٢٣٤.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٤٦٣.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٨٨.
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ١، ٢، ص ٥٠٥.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص ١٩٤.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٣٠٤.
عموم استيعابى
ر.ك: عموم استغراقى
عموم افرادى
شمول حكم به حسب افراد موضوع
عموم افرادى، عمومى است كه عموميت آن به لحاظ افراد موضوعش در نظر گرفته مى شود; يعنى شمول آن به حسب افراد است، مانند: «اكرم كل عالم» كه حكم وجوب اكرام بر روى تمامى افراد عالم رفته است.
نكته اول:
عام افرادى معمولا در مورد لفظ، و عموم افرادى بيشتر در ارتباط با معنا استعمال مى گردد.
نكته دوم:
در بعضى از كتاب ها عموم افرادى، به عموم استغراقى، مجموعى و بدلى تقسيم شده است[١]
[١]نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٤٤٦
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٢٤١.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٨٧.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ١، ص ١٩٢.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١٧٤.
حايرى، عبد الكريم، دررالفوائد، ص ٢١٦.
عموم بدلى
شمول حكم نسبت به افراد موضوع به صورت بدليت
به مفهوم عامى كه شمول آن بر افراد و مصاديق خارجى اش به صورت بدل مى باشد، عموم بدلى گفته مى شود; يعنى متعلق حكم عام، فردى نامعين از افرادى است كه مفهوم بر آنها صدق مى كند، نه همه افراد; به بيان ديگر، عمومى كه فرد غير معينى از آن، موضوع حكم قرار مى گيرد، عموم بدلى نام دارد; مثل اين كه گفته شود «اكرم عالما».
نيز ر.ك: عام بدلى.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٢٤٢.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ٢، ص ٢٣٤.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٤٦٣.