فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٥٥٧ - ١٥٩٢ ١٦٠٧ ١٦٠٨ ١٥٨٥ ١٥٧٨ ١٥٨٩ ١٥٨٣ ١٦١٠ ١٦٠٢ ١٦٠٩      
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٢٤٠.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ١٠، ص ٢٥٤.
ظهور استقلالى
ر.ك: ظهور مطابقى
ظهور اطلاقى
ظهور عرفى لفظ در معناى مطلق
به ظهور لفظ نزد عرف در معنايى مطلق، ظهور اطلاقى گفته مى شود; به بيان ديگر، ظهور اطلاقى به معناى دلالت ظنى راجح لفظ است بر شمول و سريان مفهوم كه به وسيله مقدمات حكمت به دست مى آيد، مانند: ظهور اطلاقى لفظ «البيع» در «احل الله البيع» كه بر حلّيت تمام معاملات دلالت مى كند.
در كتاب «نهاية الافكار» آمده است:
«فلا محالة عند عدم نصب البيان على التقييد متصلا بكلامه الملقى الى المخاطب فى مجلس التخاطب، ينعقد الظهور الاطلاقى للمطلق و تتحقق الدلالة التصديقيه»[١]
[١]عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ٤، جزء ٢، ص ١٤٨
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٤٢.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٨، ص ٢٥٧.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ١، ص ٢٨١.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٢، ص (٢١٨-١٦٤).
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٤٢.
ظهور التزامى
ظهور لفظ در معناى ملازم معناى مطابقى آن
هر گاه كلامى در معنايى ظهور داشته باشد، به ظهور آن كلام در معناى ديگرى كه خارج از معناى اصلى و ملازم آن باشد، ظهور التزامى گفته مى شود، مانند: ظهور التزامى جمله «اگر مستطيع شدى، حج بر تو واجب است» بر عدم وجوب حج در صورت عدم استطاعت.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٢٢٦.
ظهور الفاظ
معناى مرجَّح - از ميان چند معنا - براى لفظ
در مواردى كه لفظ دست كم داراى دو معنا است كه احتمال اراده يكى بيش از ديگرى است، به آن معنايى كه احتمال بيشترى دارد، ظهور لفظ مى گويند; براى مثال، از كلمه «فاقطعوا» در آيه «سرقت» دو معنا به ذهن مى آيد: يكى جدا ساختن دست از بدن و ديگرى مجروح ساختن آن; معناى اول كه راجح است، ظهور نام دارد.
نكته:
فرق ظاهر و ظهور اين است كه منظور از ظاهر، لفظى است كه در معنايى ظهور دارد و مراد از ظهور، معنايى است كه لفظ در آن ظاهر است.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٢٣٣.
محقق داماد، مصطفى، مباحثى از اصول فقه، ج ٢، ص ٣٧.
سبحانى تبريزى، جعفر، المحصول فى علم الاصول، ج ٣، ص (١٣٨-١٣٧).
خضرى، محمد، اصول الفقه، ص ١٥١.
ابو الحسين بصرى، محمد بن على، المعتمد فى اصول الفقه، ج ٤، ص ٢٣١.
ظهور ايجابى
حصول تطابق ميان اراده جدّى و اراده استعمالى
ظهور ايجابى، مقابل ظهور سلبى بوده و به اين معناست كه آن چه را متكلم در مقام تكلم، از راه الفاظ (مقام اثبات) بيان كرده، در مرحله اراده جدى (مقام ثبوت) نيز ثابت است; كل ما يقوله يريده; به بيان ديگر، اراده جدى وى مطابق اراده استعمالى او است.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٧، ص ٢٨٣.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٩٤.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ١، ص ٤١٢.
ظهور بدوى
ظهور ابتدايىِ قابل انتفاء به وسيله قرينه
ظهور بدوى، به ظهورى گفته مى شود كه ناپايدار بوده و در صورت آوردن قرينه بر خلاف آن، از بين مى رود، مانند ظهورى كه در اثناى كلام متكلم ميان سخنان گوينده براى شنونده پديد مى آيد كه متزلزل است و اگر تا پايان، قرينه اى بر خلاف آن آورده نشود، اين ظهور به ظهور مستقر تبديل مى شود و اگر قرينه اى خلاف آن آورده شود، قرينه، مقدم مى شود[١]
به بيان ديگر، ظهور بدوى، ظهورى است كه در صورت نبود قرينه اى بر خلاف آن، منعقد مى شود و در صورت وجود قرينه متصله بر خلاف آن هيچ گاه منعقد نمى گردد، اما در صورت وجود قرينه منفصله بر خلاف آن، منعقد مى شود، ولى حجت نيست.
[١]صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٨٣
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ١٣٥.
حيدر، محمد صنقور على، المعجم الاصولى، ص ٧٢٤و٧٣٢.
ظهور تصديقى
ظهور بيان گر مراد استعمالى يا جدّى متكلّم
ظهور تصديقى، ظهورى است كه مراد استعمالى يا جدى گوينده سخن را آشكار مى كند.
هر كلامى داراى سه ظهور است: