فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٥٤٦ - ١٥٩١ ١٦٠٤ ١٥٧٦      
طريقيت امارات
طريق بودن اماره براى كشف حكم واقعى
طريقيت امارات، به معناى طريق بودن اماره ها به واقع و نشان دادن حكم واقعى به مكلف است.
طريقيت امارات، جعلى و عرضى بوده و كشف آنها از واقع نيز تام نيست; به خلاف قطع كه طريقيت آن ذاتى است و واقع را به طور تام نشان مى دهد، و به واسطه همين ويژگى است كه حجيت قطع نيز ذاتى بوده و به جعل شارع احتياج ندارد; به خلاف ظن و امارات ظنى كه حجيت آنها از طريق تتميم كشف تعبدى بوده و به جعل جاعل است; به اين معنا كه شارع به مكلف مى گويد هر چند كه در ظن همواره درصد كمى از خطا وجود دارد، اما تعبداً اين درصد كمِ خطا را ناديده بگير و مؤداى اماره را حكم واقعى به حساب بياور.
نكته اول:
مشهور علماى شيعه و سنى، امارات ظنى را حتى در فرض انفتاح باب علم، حجت مى دانند، ولى در اين كه حجيت امارات، از باب طريقيت است يا از باب سببيت، اختلاف دارند.
مراد از طريقيت اماره اين است كه اماره سبب ايجاد مصلحت در مؤداى خود نمى شود، بلكه صرفاً طريق به واقع است; به خلاف سببيت.
نكته دوم:
مى توان گفت: اصل طريقيت ظن به واقع نيز ذاتى است، اما كاشفيت تام آن از واقع، تعبدى و به جعل شارع است; يعنى ظن، مكلف را به واقع مى رساند، اما آن را به طور غير واضح به او نشان مى دهد و شارع به او دستور مى دهد تعبداً غير واضح را واضح حساب نمايد.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٣، ص ٥٢٤.
طباطبايى قمى، تقى، آراؤنا فى اصول الفقه، ج ١، ص ١٢٢.
موسوى بجنوردى، محمد، مقالات اصولى، ص ٨٢.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٧ و ٤٠.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٣، ص ١٠.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ٢، ص ١١٢.
طريقيت ذاتى
طريق بودن چيزى به واقع، به حسب ذات يا لوازم ذاتى آن
طريقيت ذاتى، مقابل طريقيت عَرَضى، و به معناى طريقيتى است كه ذاتى شى ء يا از لوازم ذاتى آن مى باشد، مانند: طريقيت قطع كه به گفته مشهور اصوليون، ذاتى قطع بوده و قابل جعل مركب نيست.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ٢١٧.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٨.
سبحانى تبريزى، جعفر، المحصول فى علم الاصول، ج ٣، ص ٢٠.
طريقيت صرف
ر.ك: طريقيت
طريقيت عرضى
طريق بودن چيزى به واقع، از طريق جعل مركب
طريقيت عرضى، كه مقابل طريقيت ذاتى مى باشد، طريقيتى است كه ذاتى شى ء يا از لوازم ذاتى آن نيست، ولى قابل جعل مركب مى باشد، مانند: طريقيت امارات كه تعبداً به وسيله شارع، براى امارات جعل شده است.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٢٣٤.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ٢١٧.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٨.
طريقيت قطع
طريق بودن قطع براى كشف حكم واقعى
طريقيت قطع، به معناى طريق بودن قطع به واقع و كاشف بودن آن از حكم واقعى است; به اين بيان كه قطع به منزله پنجره اى است كه به عالم واقع باز مى شود و آن را به طور كامل و به روشنى براى شخص صاحب قطع به نمايش مى گذارد.
طريقيت قطع از آثار قطع است و در اثر كشف تام واقع براى شخص صاحب قطع، وى به سوى «مقطوع به» حركت كرده يا از آن دورى مى نمايد.
در اين كه طريقيت قطع، ذاتى آن است يا نه، چند ديدگاه وجود دارد:
برخى از اصولى ها، طريقيت را ذاتى قطع دانسته و قطع را نفس انكشاف مى دانند و به همين دليل، جعل طريقيت را به جعل مركب براى قطع محال مى دانند.
برخى ديگر، طريقيت را از لوازم وجود قطع دانسته اند. عده اى نيز آن را جعلى، و برخى ديگر آن را امرى تكوينى براى قطع به حساب آورده اند.
خويى، ابوالقاسم، مصباح الاصول، ج ٢، ص ١٥.
سبحانى تبريزى، جعفر، المحصول فى علم الاصول، ج ٣، ص (٢١-٢٠).
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص (١٧٣-١٧٢).
صدر، محمد باقر، جواهر الاصول، ص ١٢٥.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ١، ص ٢.
طريقيت محض
ر.ك: طريقيت
طلب
سعى طالب براى رسيدن به مطلوب
طلب، به معناى سعى و كوشش براى رسيدن به مطلوب