فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٥٣٧ - ١٥٨٩ ١٦١٠ ١٥٩٤ ١٦٠٧ ١٥٩١ ١٦٠٤ ١٥٧٦      
مخاصمه نزد حاكمِ طاغوتى رفتند. امام(عليه السلام) درباره اين كار آنها فرمود: مراجعه شما به حاكم طاغوتى، خلاف فرمان الهى است. راوى مى گويد: عرض كردم اين دو متخاصم به كجا بروند. امام(عليه السلام) فرمود: از ميان شيعيان، دو نفر را كه آگاه به دين و حلال و حرام هستند، به عنوان حاكم انتخاب نموده و به آنان مراجعه كنند و اين دو هر چه حكم نمودند، پذيرفته و عمل شود. راوى سؤال مى كند: هرگاه آن دو نفر در مقام قضاوت و داورى با هم اختلاف كردند و منشأ اختلاف آنها، حديث منقول از شما بود، چه كنيم؟ حضرت فرمود: «الحكم ما حَكَم به اعدلهما و افقههما و اصدقهما فى الحديث و اورعهما و لا يلتفت الى ما يحكم به الآخر»[٢]
نيز ر.ك: اخبار ترجيح با صفات راوى.
٢ و ١. مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص (٢٢٦-٢٢٤).
مغنيه، محمد جواد، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد، ص ٤٤٣.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٥٩٤.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٤، ص (٤٥٣-٤٥١).
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٦، ص ١٧٥.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٥، ص ٣٥٦.
قديرى، محمد حسن، البحث فى رسالات عشر، ص ٣٨٩.
سبحانى تبريزى، جعفر، المحصول فى علم الاصول، ج ٤، ص ٤٩٨.
سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز فى اصول الفقه، ج ١، ٢، ص ٤١١.
صفات كماليه راوى
ر.ك: صفات راوى
صفات مفتى
ر.ك: شرايط مفتى
صفت
ر.ك: وصف
صور نهى
ر.ك: اساليب نهى
صيغ امر
ر.ك: صيغه امر
صيغ طلب
ر.ك: صيغه طلب
صيغ عموم
ر.ك: ادوات عموم
صيغ نهى
ر.ك: صيغه نهى
صيغه افعل
ر.ك: صيغه امر
صيغه امر
هيئت فعل هاى امر
صيغه امر، به معناى هيئت امر مى باشد، مانند: صيغه افعل و آن چه مانند و شبيه آن است.
مراد از صيغه افعل، صيغه فعل هاى امر است، چه امر غايب و چه امر حاضر، چه معلوم و چه مجهول، چه ثلاثى و چه رباعى، چه مجرد و چه مزيد فيه.
و منظور از مانندهاى صيغه افعل، هر صيغه و يا كلمه اى است كه داراى معناى طلبى باشد، مانند: جمله هاى خبرى كه در مقام انشا به كار مى رود، چه جمله خبرى اسمى، مثل: «ان الصلوة كانت على المؤمنين كتابا موقوتا» و چه جمله خبرى فعلى، مثل: «كتب عليكم الصيام» و نيز اسم فعل هايى كه به معناى فعل امر است، مثل: صه، مه، مهلا و...
نكته:
هيئت، به معناى شكل و قالبى است كه ماده در آن ريخته مى شود و از كنار هم قرار گرفتن حروف اصلى، زايد و حركات به وجود مى آيد; براى مثال، صيغه افعل، قالبى است كه معناى خاص دارد و هر ماده اى در آن ريخته شود آن معنا را مى گيرد.
نيز ر.ك: معانى صيغه امر.
[١]مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٧١
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٩١.
صاحب معالم، حسن بن زين الدين، معالم الدين و ملاذ المجتهدين، ص ٤٦.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٢، ص ٢٢ و ٤٧.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٨٧.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ١٢٤.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ١، ص ٤٣٣.
محقق حلى، جعفر بن حسن، معارج الاصول، ص ٦١.
سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز فى اصول الفقه، ج ١، ٢، ص ٥٣.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٣، ص ٣٣٣.
فاضل تونى، عبد الله بن محمد، الوافية فى اصول الفقه، ص ٦٧.
صيغه طلب
هيئت دلالت كننده بر طلب انشايى
صيغه طلب، هيئتى است كه بر طلب انشايى دلالت مى كند و شامل صيغه امر و نهى، هر دو، مى گردد، زيرا نظر معروف در بين قدما و بسيارى از متأخران، هم چون مرحوم «محقق نايينى» اين است كه صيغه نهى و صيغه امر، هر دو، بر طلب انشايى (مقابل طلب حقيقى) دلالت دارند، هر چند نهى بر طلب ترك و امر بر طلب فعل دلالت مى كند.
نكته اول:
بيشتر محققان معاصر معتقدند مدلول امر، بعث (تحريك و