فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٥١٩ - ١٥٨٨ ١٦٠٣      
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ٣٣٦.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٢٠٩.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٢٥٨.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٧٧. صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٢٣٠.
همان، ج ١، ص ٣٢٧.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٢، ص ١٣١.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ٣٦٢.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٣٤٢.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص (١١٩-١١٨).
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٢، ص ٢٧ و ٣٠.
طباطبايى قمى، تقى، آراؤنا فى اصول الفقه، ج ١، ص ١٣٣
ذهنى تهرانى، محمد جواد، تحرير الفصول، ج ٢، ص ٧٤٦.
شرطيت
اعتبار شرط بودنِ چيزى براى مأمورٌ به
شرطيت، از احكام وضعى و به معناى اعتبار شرط بودن چيزى براى مأموربه است، و شرط هم به چيزى گفته مى شود كه از ماهيت مأموربه خارج بوده و از نبود آن، نبود مشروط لازم مى آيد، ولى از وجود آن وجود مشروط لازم نمى آيد، مانند: طهارت، كه شرط نماز است.
سجادى، جعفر، فرهنگ معارف اسلامى، ج ٣، ص ٧٦.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص (١١٥-١١٤).
قدسى مهر، خليل، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية، ص ٤٢.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص (٢٥٦-٢٥٥).
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٥، ص ٣١٨.
شرع من قبلنا
ر.ك: شرايع گذشته
شروط اجتماع امر و نهى
ر.ك: شرايط اجتماع امر و نهى
شروط اجتهاد
ر.ك: مقدمات اجتهاد
شروط استعمال
ر.ك: مقوّمات استعمال
شروط اصل
ر.ك: شرايط اصل
شروط اعتبار عرف
ر.ك: شرايط حجيت عرف
شروط تأثير علم اجمالى
ر.ك: اركان تنجيز علم اجمالى
شروط ترجيح
ر.ك: شرايط ترجيح
شروط تعارض ادله
ر.ك: شرايط تعارض ادله
شروط تكليف
ر.ك: شرايط تكليف
شروط تواتر
ر.ك: شرايط خبر متواتر
شروط جريان استصحاب
ر.ك: شرايط اصل استصحاب
شروط جريان اصول عملى
ر.ك: شرايط اصول عملى
شروط جريان برائت عقلى
ر.ك: شرايط برائت عقلى
شروط حكم اصل
ر.ك: شرايط حكم اصل
شروط عقلى
ر.ك: مقدمه عقلى
شروط علت (قياس)
ر.ك: شرايط علت
شروط فرع
ر.ك: شرايط فرع
شروط قياس
ر.ك: شرايط قياس
شروط مجتهد
ر.ك: شرايط مجتهد
شروط مقلد
ر.ك: شرايط مفتى
شريعت سلف
ر.ك: شرايع گذشته
شريعت هاى پيشين
ر.ك: شرايع گذشته
شك
حالت نفسانى ناشى از ترديد بين دو يا چند طرف، بدون رجحان داشتن هيچ يك
شك، مقابل علم و ظن و از حالت هاى نفسانى انسان است كه از ترديد در انتخاب يكى از دو طرف احتمال ناشى مى گردد كه هيچ يك بر ديگرى برترى ندارد; به عبارت ديگر، شك در جايى مطرح است كه انسان در انتخاب يكى از دو گزينه مردد شود و هيچ يك از آنها در نظر او بر ديگرى مزيّتى نداشته باشد.
در علم اصول فقه، شك، حجت نيست و ظن غير معتبر و وهم نيز به شك ملحق مى شود; به بيان ديگر، مى توان گفت در