فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٣٥٠ - ١٥٧٨ ١٦٠٢ ١٦٠٤ ١٦١٠ ١٥٨٣ ١٥٨٩ ١٥٨١ ١٥٧٥ ١٥٧٦ ١٦٠٩      
تقليد افضل
ر.ك: تقليد اعلم.
تقليد انسدادى
تقليد از مجتهدِ قائل به انسداد باب علم و علمى در احكام شرعى
تقليد از مجتهدى كه باب علم و علمى را نسبت به احكام شرعى بسته مى داند، تقليد انسدادى نام دارد.
بر تقليد از مجتهد انسدادى اشكال عمده اى وارد است وآن اين كه ادله جواز تقليد شامل آن نمى شود، چون ادله مذكور، بر جواز رجوع جاهل به عالم دلالت مى كند نه رجوع به جاهل، در حالى كه مجتهد انسدادى، اعتراف مى كند كه من نسبت به احكام، عالم نيستم.
نكته:
تقليد از مجتهد انسدادى محل اشكال است، چه به حجيت ظن انسدادى، بنابر مبناى كشف معتقد باشيم و چه بنابر مبناى حكومت; يعنى خواه بعد از تمام بودن مقدمات انسداد، عقل كشف كند كه شارع در چنين وضعى، ظن انسدادى را يك حجت شرعى قرار داده (كشف)، و خواه بعد از تماميت مقدمات انسداد، عقل به طور مستقل به حجيت ظن انسدادى حكم كند (حكومت).
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص (٥٣١-٥٣٠).
حايرى، عبد الكريم، دررالفوائد، ص (٦٩٤-٦٩٣).
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٦، ص (٣٤٠-٣٣٦).
تقليد بدوى
ر.ك: تقليد ابتدايى
تقليد حى
تقليد در احكام شرعى از مجتهد زنده
تقليد حى، مقابل تقليد ميت و به معناى تقليد از مجتهد زنده مى باشد. ميان دانشمندان اسلامى اختلاف است كه آيا حيات (زنده بودن) از شرايط مفتى و مجتهد است يا نه;
١. معروف نزد اصوليون و فقهاى شيعه، اشتراط حيات مفتى و مجتهد است به طور مطلق (در تقليد ابتدايى و استمرارى);
٢. اصولى ها و فقهاى اهل سنت و اخبارى ها و برخى اصوليون شيعه مطلقا (چه در تقليد ابتدايى و چه در استمرارى) به عدم اشتراط حيات مفتى و مجتهد معتقد هستند;
٣ برخى ديگر از اصوليون، بين تقليد ابتدايى و استمرارى تفصيل داده اند.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٦، ص ٤١٨.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص (٥٤٥-٥٤٤).
حايرى، عبد الكريم، دررالفوائد، ص ٧٠٣.
خمينى، روح الله، الرسائل، ج ٢، ص (١٥٩-١٥٠).
انصارى، مرتضى بن محمد امين، مجموعه رسائل فقهى واصولى، ص ٦٩.
خويى، ابوالقاسم، مصباح الاصول، ج ٣، ص ٤٤٨.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ٢، ص (١٢٩-١٢٨).
صاحب معالم، حسن بن زين الدين، معالم الدين و ملاذ المجتهدين، ص ٢٤٨.
تقليد در اصول عقايد
تقليد از مجتهد، در اصول اعتقادات
تقليد در اصول عقايد يا اصول دين، مقابل تقليد در فروع دين بوده و به اين معنا است كه شخص در امور اعتقادى، نظر و رأى ديگرى را از روى تعبد و بى دليل پذيرفته و به آن ملتزم شود، مانند آن كه در اعتقاد به توحيد و يا معاد از مجتهدى تقليد نمايد.
نظريه مشهور اصوليون و ديگر علماى اسلام آن است كه در اصول عقايد، تقليد جايز نيست.
نكته:
بعضى معتقدند همان گونه كه در اصول اعتقادى تقليد جايز نيست، در فروعات فقهى هم جايز نيست، اما بايد گفت كه مسائل اصول دين محدود و معدود بوده و تحصيل علم درباره آنها هر چند به صورت اجمال - ممكن و آسان مى باشد، به خلاف مسائل فرعى كه فراوان بوده و اجتهاد درباره آنها براى بسيارى از مجتهدان نيز تا آخر عمر ميسر نمى شود، تا چه رسد به توده مردم.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٨، ص ٥٣١.
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص ٢١٨.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١٨.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٤١٢.
علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ٢٤٦.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ١، ص ٢٨٤.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٦، ص ٣٨٦ و ٤٠٢.
بروجردى، محمد، مبانى حقوق اسلامى (مختلف الاصول)، ص ١٩٢.
محقق حلى، جعفر بن حسن، معارج الاصول، ص ١٩٩.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ٢، ص (١٦٤-١٦٠).
تقليد در فروع
ر.ك: تقليد.
تقليد صحابى
تقليد از صحابه پيامبر(صلى الله عليه وآله)
تقليد صحابى، به معناى پيروى كردن تابعين و كسانى كه بعد از آنها مى آيند، از آراى صحابه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در احكام شرعى فرعى است.
در حقيقت، اين بحث بر گرفته از بحث حجيت مذهب صحابى است، زيرا كسانى كه مذهب صحابى را حجت مى دانند، اعتقاد دارند ديگران بايد نظر آنها را بپذيرند، هر چند ميان خود اين گروه نيز اختلاف است:
برخى بر اين باورند كه اگر صحابى اهل فتوا باشد و صحابى