فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٢٢٩ - ١٥٧٥ ١٥٩٣ ١٥٧٥ ١٥٨٣ ١٦٠٧      
خود اطلاق داشته باشد، اما همين لفظ ممكن است نسبت به لفظ ديگرى كه دايره گسترده ترى دارد، مقيد محسوب شود.
نكته دوم:
تقابل اطلاق و تقييد از نظر مشهور اصوليون تقابل عدم و ملكه است; به اين بيان كه تقييد، ملكه و امرى وجودى است و اطلاق، عدم ملكه (عدم تقييد) مى باشد.
بنابراين، اطلاق و تقييد در امكان و استحاله متلازم اند; يعنى هر جا تقييد ممكن باشد، اطلاق هم ممكن است و هر جا تقييد ممتنع باشد، اطلاق نيز ممتنع است.
نكته سوم:
اطلاق در مفردات سبب توسعه مى شود، ولى در مركبات سبب تقييد مى گردد، بلكه چه بسا اطلاق جمله موجب تضييق در مفهوم مفردات آن مى شود.
براى مثال، مقتضاى عقد بيعى كه بين دو نفر صورت مى گيرد، اين است كه پولى كه بين خريدار و فروشنده جا بجا مى شود پول رايج كشور باشد، زيرا اطلاق صيغه عقد به عنوان يك جمله مركب چنين اقتضايى را دارد. ولى اگر عقدى نبود، مفهوم پول اطلاق داشت و شامل پول رايج و غير رايج مى شد.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٥١٦.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ١، ص ٥٦٣.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٤٩.
علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ١٥٢.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٣، ص ٦٧٨.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ١٩٢.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ١٦٧.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٣٦٣.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص (٥١٧-٥١٦).
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٢٤٦.
اطمينان
ر.ك: قطع عرفى
اطمينان عقلايى
ر.ك: قطع عرفى
اعاده
انجام دوباره عمل عبادى در وقت مخصوص آن
اعاده، مقابل ادا و قضا و به معناى انجام دوباره عبادت در وقت مخصوص آن است، مثل: به جا آوردن دوباره نماز صبح توسط كسى كه در ركعات آن شك نموده است.
صاحب نظران براى اعاده، تعريف هاى متفاوتى ارائه نموده اند; براى مثال، «بيضاوى»، از علماى اهل سنت، بعد از آن كه حكم تكليفى را به اعتبارى به ادا و قضا و اعاده تقسيم مى نمايد، مى گويد:
«الاعادة: هى ايقاع العبادة في وقتها المقدر لها شرعا مع سبقها باداء مختل; اعاده به معناى انجام عبادت در مدت زمانى است كه شارع براى آن معين كرده است، به شرط آن كه قبلا به صورت ناقص ادا شده باشد (در زمان ادا، در اركان يا شرايط آن خلل باشد)»[١]
اما برخى از اصولى ها، اعاده را اين گونه تعريف نموده اند:
«الاعادة: ايقاع العبادة ثانيا مطلقا في الوقت او في خارج الوقت; اعاده انجام دوباره عبادت است چه در وقت و چه در خارج آن»[٢] طبق اين تعريف، اعاده شامل قضا نيز مى گردد.
نكته:
در مبحث اجزا در اصول، محور بحث اين است كه چنان چه «مأمورٌ به» به صورت صحيح و مطلوب به جا آورده شود، آيا سبب اِجزا از امر آن مى شود يا نه; در صورت اعتقاد به اِجزا، لازمه آن، سقوط اعاده در وقت، و سقوط قضا در خارج وقت است.
[١]زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج ١، ص ٧٩
[٢]همان، ج ١، ص ٨٢
خضرى، محمد، اصول الفقه، ص ٤٣.
سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز فى اصول الفقه، ص ٦٧.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ٣٠٩.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٨٥.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ١٠٨.
عبدالبر، محمد زكى، تقنين اصول الفقه، ص ١٧.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ١، ص ٥٦.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٢، ص ١٨٨ و ١٩٩.
اعتبار استصحاب
ر.ك: حجيت استصحاب
اعتبار استصلاح
ر.ك: حجيت مصالح مرسله
اعتبار امارات
ر.ك: حجيت امارات
اعتبار سد ذرايع
ر.ك: حجيت سد ذرايع
اعتبار سنت صحابه
ر.ك: حجيت سنت صحابه
اعتبار سيره عقلايى
ر.ك: حجيت سيره عقلا
اعتبار سيره متشرعه
ر.ك: حجيت سيره متشرعه
اعتبار شرايع سلف
ر.ك: حجيت شرايع گذشته