منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٩١ - و برخى از اين عهد اين است
در دنيا به بهترين وجه زيست كردند و بهترين غذا خوردند و بهره كه خوشگذرانان داشتند نيز داشتند، و آنچه كه گردنكشان خودبين از دنيا گرفتند نيز گرفتند، سپس از آن كوچ كردند با توشه رسا و بازرگانى سودمند. مزه ترك دنيا را چشيدند، و بمقام يقين همجوارى خدا در آخرت رسيدند. خواستهشان رد نمىشود و بهره لذّتشان كم نمىگردد، پس اى بندگان خدا از مرگ و زود فرا رسيدنش بترسيد و زاد و توشه راه گرد آوريد زيرا مرگ امر بزرگى در پيش دارد كه آن تا ابد يا خير بدون شرّ است، يا شرّ بدون خير چه كسى به بهشت به سازنده آن نزديكتر است؟ و چه كسى باتش بفراهم كننده آن؟. بدانيد كه شما رانده مرگيد اگر بايستيد بگيرد و اگر بگريزيد برسد از سايه شما بشما وابستهتر است. مرگ به پيشانىتان گره زده است و دنيا طومار عمرتان را در مىنوردد پس بترسيد از آتشى كه ته آن دور است و سوزندگيش سخت و شكنجههاى آن پى در پى. سرايى كه در آن رحمت نيست، و گوش بگفتار كسى داده نمىشود و اندوهى گشوده نمىشود اگر مىتوانيد هم سخت از خدا بترسيد و هم نيك بدو خوش گمان باشيد كه خوش گمانى بنده بخدايش باندازه ترسش از او است، آن كس خوش گمانتر است كه ترس او بيشتر است.
بدان اى محمّد بن أبي بكر كه ترا بر بزرگترين سپاهيانم در نظرم يعنى مردم مصر ولايت دادم لذا برايت سزاوار اين است كه از خود روگردان باشى و دينت را نگهبان اگر چه ساعتى بيش از عمرت نمانده باشد پس خدا را بخرسند داشتن آفريدهاش بخشم ميار چه عوض از خدا توان يافت و از غير او نى.
نماز را به وقتش بخوان نه درگاه فراغ پيش از وقت، و نه در صورت اشتغال پس از آن، و بدان هر كارت پيرو نماز تست.
و برخى از اين عهد اين است:
زيرا پيشواى راهنما (علي ٧)، و پيشرو نابودى و گمراهى معاويه ()