حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٨٢ - موضوع سيد مهدى گلپايگانى
نشده و چنانچه اشخاصى در اين زمينه شهادت بدهند وبرايم بنويسند قانع مىشوم بنابراين ما افرادى را اعم از زن و مرد نزد ايشانفرستاديم اما موضوع چيز ديگر است زيرا تقىزاده در سازمان قم با منطقى همدست مىباشد و تقىزاده به منطقى دستور داده كه به منزل شريعتمدارى برود و متعاقب آن سازمان به تهران گزارش نموده كه روحانيت از منطقى رضايت داد و شريعتمدارى هم در اين مورد به تهران تلفن كرده است. سيدمهدى گفت اين تقىزاده و منطقى بايستى به زودى از قم منتقل شوند وى همچنين اظهار داشت عبدالسيد محمودى[١] را چند روز قبل به سازمان جلب و در آنجا تقىزاده دو سيلى محكم و يك پس گردنى به او مىزند و از اطاق بيرونش مىكند و تا غروب وى را گرسنه نگه مىدارند و از محمودى مىپرسند چه كسى تو را در مورد جلوگيرى از ايجاد سينما در قم تحريك نموده وى پاسخ مىدهد دين من و خاك بر سر آن كسى كه تحريك بشود سيدمهدى گفت منظور سازمان اين بوده كه محمودى بگويد محرك من سيدمهدى بوده است و پس از اينكه محمودى مرخص گرديد موضوع را به طور مشروح به من بازگو كرد و من او را نزد آقا بردم وى چگونگى را براى آقا تعريف كرد آقا متأثر شده و فرمود اين شخص همان تقىزاده است كه قبلًا از او تعريف مىكردى سپس از محمودى خواستيم تا تلگرافاتى براى شاه و سپهبد نصيرى مخابره و ضمن آن اعلام جرم نمايد كه او را در سازمان كتك زدهاند زيرا اينها حق كتك زدن ندارند و بايد از متهم سئوال كرده و با پرونده به تهران بفرستند و به دنبال اين اقدام محمودى را به منزل شريعتمدارى فرستاديم تا موضوع را با وى نيز در ميان بگذارد و از او خواستيم كه درباره موضوع تهيه و مخابره تلگراف مطلبى عنوان ننمايد لكن اين احمق (محمودى) خودش را مىبازد و موضوع را به شريعتمدارى بازگو مىكند و وى محمودى را از انجام اين اقدام منصرف كرده و به محمودى مىگويد شرحى براى ما بنويس تا اقدام كنيم.
نمايش تصوير
[١] حجتالاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ عبدالسيد محمودى بهبهانى در سال ١٣١٤ ه ش متولد گرديده تحصيلاتمقدماتى را در زادگاه خوانده، و بخشهايى از سطح اول را نزد مرحوم آيتاللّه حاج شيخ عبدالهادى مجتهدى بهبهانى فرا گرفته است، سپس به اهواز مهاجرت و در مدرسه علميه مرحوم آيتاللّه انصارى به ادامه تحصيل پرداخته، آنگاه به قم عزيمت نموده سطوح فقه و اصول را از محضر حضرات آقايان: ستوده مشكينى، اعتمادى، سلطانى بروجردى به اتمام رسانده و خارج فقه و اصول را از محضرات آيات عظام آيتاللّه بروجردى، آيتاللّه امام خمينى، و آيتاللّه گلپايگانى بهرهمند شده آقاى محمودى خارج فقه و اصول را در سن ٢٣ سالگى امتحان داده از آن پس به فعاليتهاى تبليغى و فرهنگى و وعظ و خطابه پرداخت، با بيان شيوا و خطابه بليغ خود در شهرهاى مختلف از نهضت امام خمينى و حوادث و مبارزات پس از ١٥ خرداد ٤٢ دفاع كرد تا آنكه در سال ٤٢ دستگير و به زندان قزل قلعه برده شد و پس از گذراندن دوره محكوميت، همچنان به خدمات خود ادامه داده تا آنكه در اواخر سال ٥٦ مجددا دستگير شده و پس از محاكمه به پيرانشهر تبعيد مىگردد. و پيوسته ساواك نام ايشان را در زمره وعاظ ممنوعالمنبر آورده. از جمله آثار قلمى آقاى محمودى« فوايد وجود حضرت ولى عصر« عج» و« استخاره از نظر قرآن و روايات» مىباشد. ايشان با تأسيس مكتب حضرت زينب( ع) در حوزه علميه قم به خدمات فرهنگى و آموزشى خود ادامه داد.