حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٢٩٣ - موضوع آيتاله گلپايگانى
از: ٢١ تاريخ: ٧/ ٤/ ٤٨
به: ٣١٦ شماره: ١٦٩٢/ ٢١
موضوع: آيتاله گلپايگانى
بعدازظهر روز ٥/ ٤/ ٤٨ طلبه ناشناسى كه از اهواز به قم آمده با گلپايگانى در منزل وى ملاقات و نامهاى به او از جانب شيخ محمد طاهر نامى مىدهد و به گلپايگانى اظهار مىكند كه يك نامه هم براى آيتاله شريعتمدارى بردهام گلپايگانى نامه را آهسته مطالعه مىكند و مىگويد مربوط به اوضاع عراق است. طلبه حامل نامه اظهار مىكند كه وضع علماى نجف خيلى بد است و قائم مقام كشته شده و دو نفر طلبه يكى افغانى و ديگرى پاكستانى كشته شدهاند و آب و برق آقاى حكيم قطع شده و هر كس ديدن آقاى حكيم برود در موقع مراجعت از وى بازجوئى مىكنند طلبه ناشناس افزود كه از اهواز يك تلگراف شده و حالا قصد دارند شيوخ و عشاير را جمعآورى كنند و تلگراف ديگرى بشود.
گلپايگانى از طلبه ناشناس سئوال مىكند وقتى نامه شريعتمدارى را داديد چه گفت نگفت چه مىكنيم طلبه مزبور مىگويد آيتاله شريعتمدارى گرفت و مطالعه كرد آيتاله گلپايگانى اظهار كرد كه از تهران آيتاله احمد آشتيانى پيغام داده است چكار كنم ما گفتيم فعلًا يك نفر فرستادهايم نجف كه از خود آقاى حكيم اجازه بگيرد كه چه كار صلاح و به نفع است ما انجام دهيم ضمنا اوضاع را هم از نزديك مشاهده تا معلوم شود چه اندازه اين حرفها صحيح است گلپايگانى افزود البته اگر ما بدانيم حكيم در فشار است هر اقدام كه ممكن باشد مىكنيم و تا شنبه- يكشنبه موضوع روشن مىشود زيرا آن شخص كه ما فرستاده بوديم به عراق آمده و فعلًا تهران است و مهدى هم تهران است و تا چند روز ديگر به اتفاق مىآيند و نتيجه كار ما روشن
نمايش تصوير