حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٦٧٨ - به گلپايگانى
از: ١٠ ه تاريخ: ٣٠/ ١٠/ ٤٨
به: ٣١٦ شماره: ١٥٩٩٤
موضوع: اظهارات فلسفى[١]
به گلپايگانى
آقاى محمدتقى فلسفى به آيتاله گلپايگانى اظهار داشته است: كه روش مرحوم بروجردى را در پيش گيرد. گلپايگانى در پاسخ گفته است در اوايل كار خمينى كه ساكت بودم تكليفم آنطور بود ولى فعلًا تكليفم چيز ديگرى است. در آنزمان آقاى بروجردى وظيفهاش آنطور حكم ميكرد ولى من فعلًا صلاح نمىبينم كه ساكت بنشينم. دانشگر
آقاى اوانى
در گزارش روزانه درج و بهرهبردارى شود ٥/ ١١
در گزارش روزانه درج شد بايگانى شود.
اوانى ٧/ ١١
٩٢٩٢
نمايش تصوير
[١] حجهالاسلام محمدتقى فلسفى فرزند حاج شيخ محمدرضا تنكابنى در سال ١٣٢٦ هجرى قمرى( ١٢٨٦ هجرى شمسى) در تهران تولد يافت. تحصيلات خود را از سن ٦ سالگى آغاز كرد و از محضر اساتيدى چون مرحوم والدش، آقا شيخ محمد على كاشانى، آقا شيخ مهدى، آقا ميرزا مهدى آشتيانى، آقا ميرزا طاهر تنكابنى و ميرزا يونس قزوينى بهرهمند گرديد. وى نخستين بار در سن ١٦- ١٥ سالگى در مسجد محل( فيلسوفها) با شعرى در وصف حضرت اميرالمؤمنين على( ع) به منبر رفت و چنان مورد استقبال مردم واقع گرديد كه در سن ١٩ سالگى از جمله مدعوين سخنرانى در مجلس شوراى ملى آن زمان شد و نامش ورد زبان مردم گرديد.
او مبارزات خود را از زمان رضاخان آغاز نمود و در سال ١٣١٦ شمسى پس از حادثه خونين مسجد گوهرشاد، بر بالاى منبر اين حادثه را محكوم كرد و در نتيجه مدتى ممنوعالمنبر و از پوشيدن لباس روحانيت محروم گرديد.
حجهالاسلام فلسفى با حزب توده و تشكيل دولت غاصب اسرائيل مبارزه مىكرد و به جمعآورى اعانه جهت كمك به مردم مظلوم فلسطين مىپرداخت. از خصوصيات بارز وى اطاعت محض و بىچون و چرا از مرجعيت عالى شيعه حضرت آيهاللّه العظمى بروجردى بود كه ضمن ملاقات با شاه و رساندن نقطه نظرات آقاى بروجردى، موجب عدم تخريب مسجد مادرشاه و ساخت مسجد ارك فعلى، الزامى شدن درس تعليمات دينى در مدارس و عدم حركت دادن مشعل از امجديه تا دربار كه نمودى از آتش پرستى بود، گرديد. در پى غائله انجمنهاى ايالتى و لوايح ششگانه مخالفت خود و علما و مراجع وقت به ويژه حضرت امام خمينى( ره) را طى يك سخنرانى پرشور ابراز داشت و به همين دليل تحت تعقيب قرار گرفت و تا بعد از انجام رفراندوم تحميلى شاه از رفتن به منبر محروم شد.
آقاى فلسفى نخستين بار در تاريخ ١٨ اسفند سال ١٣٤١ در مجلس دومين سالگرد رحلت حضرت آيهاللّه بروجردى توسط نيروهاى شهربانى بازداشت و ٢ روز در زندان قزل قلعه محبوس گرديد و سپس به مدت ٤٨ روز ممنوعالمنبر شد. در حادثه مدرسه فيضيه منبرهاى متعدد رفت و سخنانى پرشور ايراد كرد. در شب عاشوراى سال ١٣٤٢ طى نطقى كوبنده به استيضاح دولت اسداللّه علم پرداخت كه در همان روز سخنرانى وى تحت عنوان« اولين استيضاح ملى در سال ١٣٤٢» چاپ و در تيراژ وسيع در اختيار مردم قرار گرفت. به همين دليل براى بار دوم از سوى نيروهاى شهربانى بازداشت و به زندان شهربانى منتقل گرديد. او كه در حادثه خونين ١٥ خرداد در زندان بسر مىبرد، تدريس فن خطابه را براى علاقهمندان در زندان آغاز كرد. اين دوره زندان ٤٥ روز به طول انجاميد. پس از آزادى از زندان روز جمعه ٢٨ تيرماه ١٣٤٢، بلافاصله به ساواك احضار و به مدت ١٠٠ روز ممنوعالمنبر گرديد.
اما اين بار ممنوعيت به مدت ٢٥٠ روز طول كشيد تا سرانجام در ٢٦ ارديبهشت ١٣٤٣ برابر با دوم محرم ممنوعيت رفع شد. وى در سفرهاى تبليغى خود به شهرهاى مختلف، محور سخنرانىهاى خود را پيامهاى حضرت امام قرار مىداد و به تبيين و تشريح خط كلى نهضت مىپرداخت. پس از تبعيد امام به تركيه، از سوى ساواك مورد سوءقصد قرار گرفت. در سال ١٣٥٠ در مورد حادثه اخراج ايرانيان از عراق به ايراد يك سخنرانى و تشريح مواضع امام عليه بعثيون عراق پرداخت، اما به دنبال توهين دو تن از سناتورهاى انتصابى رژيم شاه نسبت به حضرت امام، چنان به رژيم شاه حمله كرد كه حكم ممنوعيت دائمى او از رفتن به منبر صادر شد. پس از گذشت ٢ سال از ممنوعيت منبر مرحوم فلسفى، رژيم به طور مستقيم به وى اعلام كرد كه تنها با نوشتن يك دستخط يك سطرى به شاه، ممنوعيت و لغو خواهد شد. ولى او زير بار اين ذلت نرفت و همچنان استقامت ورزيد.
آقاى فلسفى سالهاى ٥٦ و ٥٧ خصوصا هنگام شهادت آقا مصطفى خمينى و درج مقالهاى موهن با نام جعلى احمد رشيدى مطلق در روزنامه اطلاعات و اهانت به ساحت مقدس حضرت امام به موضعگيرىهاى بسيار سخت پرداخت. در ايام محرم ١٣٥٧ مردم را به برگزارى باشكوه مراسم عزادارى فراخواند و آنان را از گرفتن اجازه عزادارى از شهربانى منع نمود.
سرانجام پس از هفت سال ممنوعيت منبر و در روز سوّم ورود حضرت امام خمينى( ره) به وطن، در مدرسه علوى( اقامتگاه موقت امام) و با حضور هزاران نفر از علما و روحانيون تهران و ساير ولايات ايران، اولين سخنرانى خود را در محضر حضرت امام و به خواست ايشان ايراد نمود و موجبات انبساط خاطر امام و ساير حاضرين را فراهم آورد. در پايان امام فرمودند:« اعلام كنيد كه منبر آقاى فلسفى فتح شده است.» حجهالاسلام فلسفى صاحب تأليفات ارزشمند و سخنرانىهاى روشنگرانه ماندگار است. عليرغم كهولت سن تا پايان عمر با بركت خود به فعاليتهاى مختلف و منبرهاى تبليغى خويش ادامه داد و بالاخره در روز جمعه ٢٧/ ٩/ ٧٧ و در سن ٩٣ سالگى به رحمت ايزدى پيوست. وى در حرم مطهر حضرت عبدالعظيم حسنى( عليهالسلام) در شهررى به خاك سپرده شد.
ر. ك: ياران امام به روايت اسناد ساواك و زبان گوياى اسلام، صفحات يازده تا بيست و شش.