حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٣٦٩ - موضوع دعوت آيتاله شريعتمدارى و عدهاى از روحانيون به منزل آيتاله ميلانى - تبليغات گلپايگانى عليه شريعتمدارى
رونوشت گزارش خبر شماره ٤٧٤٤/ ٩ ه- ١٣/ ٥/ ٤٨ منبع- ١٩٥- ١٥٢٢
موضوع: دعوت آيتاله شريعتمدارى و عدهاى از روحانيون به منزل آيتاله ميلانى- تبليغات گلپايگانى عليه شريعتمدارى
روز ١٠/ ٥/ ٤٨ آيتاله ميلانى از آيتاله شريعتمدارى براى صرف ناهار به منزلش دعوت نمود و به واسطه وى از كليه روحانيون زوار كه به مشهد وارد شدهاند و چند نفر از علماى درجه ١ مقيم مشهد از جمله آيتاله استرآبادى- حائرى- محدثزاده- حاج مصطفى طباطبايى قمى- آيتاله سبزوارى شاهرودى- ميرزاجواد تهرانى[١]- حسنعلى مرواريد- شيخ كاظم دامغانى[٢]- بخارائى- شيخ غلامحسين ترك[٣]- مصباح علوى و شيخ رضا نوغانى) دعوت مىنمايد.
مجلس مزبور از ساعت ١١٤٥ شروع و پس از صرف ناهار در ساعت ٢ بعد از ظهر مجلس ختم و مدعوين متفرق مىشوند و اتفاق قابل توجهى پيش نيامده است.
آيتاله شريعتمدارى به سيد محمدعلى ميلانى و شيخ رضا نوغانى اظهار مىنمايد گلپايگانى و فرزندانش در بين طلاب حوزه علميه و علماء تبليغاتى را عليه من شروع كرده بدين مضمون كه آنها جزو مجاهدين و مخالف دولت هستند و من با دولت همدست مىباشم آقايان مرتب نسبت به من سمپاشى نموده و در بين مردم شايع مىنمايند كه من جزو طرفداران شاه و دولت هستم و آنها از مخالفين و مجاهدند.
در خاتمه شريعتمدارى به ميلانى (محرمانه) اظهار مىنمايد من با شما حرف زيادى دارم كه بايد دو نفرى صحبت كنيم قرار مىشود كه بعضى از روزها كه ميلانى به طرقبه مىرود شريعتمدارى هم به همراه ايشان به طرقبه رفته ضمن هواخورى مذاكره نمايند.
نمايش تصوير
[١] ميرزا جواد آقا تهرانى عالمى وارسته، مجاهدى خود ساخته، موحدى به خدا پيوسته فقيهى مفسر، زاهدى انديشمند و دانشمندى! پرهيزكار كه در علم و عمل و زهد و تقوى اسوه بود و سرمشق و حجت ديگران، او به سال ١٢٨٣ شمسى در خانوادهاى اصيل و مذهبى در تهران متولد شد پدرش حاج محمد تقى از تجار متدين و مورد اعتماد بازاريان بود. ميرزا پس از تحصيل دوره ابتدائى براى فراگيرى علوم دينى راهى قم شد پس از گذراندن مقدمات و سطح به نجف اشرف رفت و از محضر اساتيدى همچون شيخ مرتضى طالقانى، شيخ محمد تقى آملى بهرههاى فراوان برد، پس از مراجعت به ايران در مشهد رحل اقامت گزيده و با حضور در درس علماء وقت شيخ هاشم قزوينى، و به خصوص ميرزا مهدى اصفهانى شخصيت علمى و اخلاقى او شكل گرفت. عليرغم موقعيتى كه داشت از مال دنيا هيچ نيندوخت و در خانه استيجارى زندگى مىكرد. او خود را از خاكساران اهل بيت( ع) مىدانست و در روز عاشورا سقّا مىشد و در جريان جنگ تحميلى عراق عليه ايران اسلامى طى چند مرتبه سفر به جبههها در كنار رزمندگان اسلام بود و نقل شده است كه فرموده بود« اگر در جبهه شهيد شدم، در همان محل شهادت، دفنم كنيد» برخى از آثار قلمى ايشان عبارتند از: بررسى در پيرامون اسلام( رديه بر كسروى)، فلسفه بشرى و اسلامى، بهائى چه مىگويد، عارف و صوفى چه مىگويد ميزانالمطالب، آئين زندگى و درسهاى اخلاق اسلامى. اين عارف زاهد پس از مدتى بسترى شدن بر اثر بيمارى كبد در سحرگاه سه شنبه دوم آبان ١٣٦٨ برابر ٢٣ ربيعالاول ١٤١٠ به سراى ابدى شتافت.
[٢] مرحوم آيتاللّه حاج شيخ محمد كاظم فرزند آخوند ملا على اكبر( مهدوى) دامغانى از علماى اعلام و محققين عظام و مدرسين والامقام استان خراسان و حوزه علميه مشهد مقدس است كه در جمادىالثانى ١٣١٦ قمرى در قريه شمسآباد دامغان متولد گرديد. او با بهرهگيرى از محضر اساتيدى چون آيهاللّه حاج ميرزا محمد خراسانى فرزند آخوند و حاج ميرزا مهدى اصفهانى و حاج آقا حسين قمى به تكميل خارج فقه و اصول پرداخت و به اجتهاد رسيد. او در تأسيس حوزه علميه جديد مشهد در سال ١٣٢٠ شمسى سهم بسزايى دارد. علامه دامغانى داراى سجاياى اخلاقى و محامد آداب و محاسن اخلاق و صراحت لهجه و معرض از مقامات و هرگونه تظاهرات و حتى فتوى دادن مىباشد.
ر. ك: گنجينه دانشمندان، محمد شريف رازى، ج ٧، صص ١٠٧- ١٠٥
[٣] مرحوم آيتاللّه حاج شيخ غلامحسين تبريزى در سال ١٣٥٣ ه ق در تبريز متولد شد. پس از رشد و پرورش و خواندن مقدمات و ادبيات، سطوح متوسط و عالى را از محضر مدرسين و حجج اسلام تبريز مانند مرحوم آيتاللّه حاج ميرزا ابوالحسن انگجى و ... استفاده نموده و براى تكميل مبانى علميه به نجف اشرف مهاجرت نمود و چندى از درس مرحوم علامه آخوند ملاكاظم خراسانى( صاحب كفايه) و مرحوم آيهاللّه شريعت اصفهانى و مقدارى نيز از درس مرحوم علامه يزدى صاحب عروه مستفيض گرديد تا به درجه عاليه اجتهاد نائل گشت. آنگاه به تبريز مراجعت و مشغول به وظائف دينى از جمله اقامه جماعت و ترويج احكام گرديد به همين جهت مورد تعقيب مقامات دولتى آن روز قرار گرفت و پس از ٨ ماه اختفاء در سال ١٣٥٠ ه ق به مشهد مقدس مهاجرت و در مسجد جامع گوهرشاد به تدريس فقه و اصول و اقامه جماعت پرداخت.
از آثار ايشان مىتوان به موارد زير اشاره نمود:
١- اصول مهذبه در مسائل مهمه اصول فقه. ٢- الدروس الدينيه در ٩ جلد ٣- گوهرهاى درخشان
٤- انوار لامع ٥- الدرر الثمينه