حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٢٤٦ - موضوع آيتاله گلپايگانى
به خصوص صنف خياط و كفاش نامهو تلگرافاتى برايمان واصل و در آنها اعلام نمودهاند شما كه يكى از مراجع تقليد هستيد چرا در اين جريان سكوت كردهايد و چرا براى ايرانيان رانده شده از عراق اقدام نمىكنيد لكن من به هيچ يك از اين تلگرافات و نامهها پاسخ ندادهام. سيدمهدى در دنباله اظهارات آيتاله گلپايگانى گفت دستگاه اين اصناف را وادار كرده تا برايمان تلگراف مخابره نمايند و افزود چگونه به ما علماء مىگفتند كه نبايد در سياست مداخله كنيد و تا به حال روحانيون بد بودهاند ولى اكنون كه مداخله در سياست به نفع دستگاه است از ما مىخواهند كه در اين مورد اقدام نمائيم. سپس آيتاله گلپايگانى گفت ما ابدا تلگراف نمىكنيم و به اين امور كارى نداريم. ضمنا سكوت آيتاله خوانسارى را در تهران از چشم ما مىبينند و فكر مىكنند كه من از او خواستهام سكوت نمايد. منتظرى اظهار داشت شاه دستور داده براى شيعيان عراق بايستى فكرى بكنند. سيدمهدى گفت اگر ما هم تلگرافى به عنوان آقاى حكيم مخابره مىكرديم چه نتيجهاى عايد مىشد مگر در آن صورت ارتش و دولت ايران بغداد را تسخير مىنمود. منتظرى از گلپايگانى سئوال كرد آيا شما تلگرافى به عنوان آقاى خوئى به نجف مخابره نمودهايد وى پاسخ داد بله. لكن اين تلگراف به مناسبت درگذشت برادرزن خوئى بود كه ما به عنوان تسليت به وى مخابره كرديم منتظرى مجددا سئوال كرد در اين تلگراف اشارهاى هم به اختلافات ايران و عراق[١] شده است گلپايگانى گفت اصلًا در اين مورد مطلبى عنوان نشده بود. سيدمهدى اظهار داشت عين تلگراف و پاسخ آن موجود است. ضمنا اگر در تلگراف مزبور اشارهاى به اين موضوع مىشد فورا جرايد متن آن را درج و نفرت و انزجار آقا را راجع به اقدامات حكومت عراق به تفصيل مىنوشتند. سپس سيدمهدى مطالب مندرج در روزنامه فرمان را براى منتظرى قرائت نمود. پس از آن اظهار
نمايش تصوير
[١] توضيح اختلافات مرزى ايران و عراق در پاورقى سند ٧٩١/ ٢١- ١٥/ ٢/ ٤٨ آمده است.