حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٧٤٠ - موضوع گلپايگانى
از: ٢١ تاريخ: ٢٤/ ٣/ ٤٩
به: ٣١٦ شماره: ١٢٣٩/ ٢١
موضوع: گلپايگانى
روز ١٩/ ٣/ ٤٩ جلسهاى در منزل گلپايگانى با حضور سيدمهدى گلپايگانى و لطفاله و ابراهيم شاكرى و شخص گلپايگانى تشكيل و ابتدا يكنفر وارد و به گلپايگانى گفت ما روز سهشنبه ١٢ خرداد ساعت ٦ بعدازظهر براى شما تلگراف كرديم گلپايگانى گفت ديروز رسيد ولى عقلشان نرسيده بود ٢ را ٤ كرده بودند و بعضيها يك ٤ رويش بود كه جعلى است و ما جواب داديم يا نميرسد يا دير ميرسد بعد صحبت از شهريه اصفهان شد گلپايگانى گفت شهريه به اصفهان فرستاديم هنوز شروع نكردهاند سپس در مورد مجلس گلپايگانى مذاكره شد مخاطب گفت جلسه مدرسه فيضيه شما خيلى خوب بود و در تهران منعكس شده و از گلپايگانى تقاضا كرد كه صحبت كند وى در پاسخ اظهار داشت اگر بخواهم سخنرانى كنم خيلى زننده باشد مقتضى نيست و اگر خيلى سبك باشد آنهم مقتضى نيست ميگويند جا خورده فعلًا نميدانم.
توضيح منبع- در اين ضمن لطفاله صافى با تلفن مشغول صحبت شد كه ميبايست وقتى تلفن كار ميكند مكالمات قطع شود و دستگاه كار نكند ولى برعكس كار ميكرد و بعد گلپايگانى به سيدمهدى ميگويد چه صدائى ميآيد سيدمهدى ميگويد گنجشكها توى لوله بخارى بچه گذاردهاند.
سيدمهدى گفت شيخ على اوسط ميگفت مانع شدهاند آقا درس برود به او گفتم وضع آقا چنين است كه اگر آنها بگويند (دولتيها) درس برود آقا نميرود و اگر بگويند مرو آقا ميرود و اضافه كرد كه ما بىفعاليت كار را پيش ميبريم
نمايش تصوير