حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥٩٨ - موضوع گلپايگانى
از: ٢١ تاريخ: ١٤/ ٨/ ٤٨
به: ٣١٦ شماره: ٣٤٤٤/ ٢١
موضوع: گلپايگانى
ساعت ١١ صبح روز ١٠/ ٨/ ٤٨ در مذاكراتيكه بين دو نفر طلبه ناشناس با آيتاله گلپايگانى در منزل وى به عمل آمد معلوم شد كه نماينده گلپايگانى در شهرستان بيجار شخصى به نام محسنى و در سمنان آقاى عالمى است.
در ساعت ١٦ روز ١٠/ ٨/ ٤٨ لطفاله و على صافى و ابراهيم شاكرى و سيدمهدى فرزند گلپايگانى در منزل با آيتاله گلپايگانى ملاقات مىكنند و آقاى شاكرى خطاب به گلپايگانى اظهار مىكند ديشب خواب ديدم آقاى فلسفى آمده اينجا با يك لباس مخصوص و مىگويد آقا نفهميدم شما از تقصير من بگذر و سپس صحبت از مسافرت اعليحضرت به مشهد مىشود لطفاله صافى مىگويد اگر علما مخصوصا ميلانى رفته باشد بديدنش امشب اطلاعات عكس او را مىاندازد و كار خراب مىشود گلپايگانى اظهار مىكند وضع طلاب و حوزه در زمان پهلوى خيلى سخت شد زيرا فضلاى حوزه رفتند و وارد دستگاه دولت شدند از جمله صدرالاشراف[١] كه از فضلاى درس مرحوم آخوند خراسانى بود و پهلوى وقتى كه زور گرفت جمعى را برد و به نظر مىرسد واقعا حوزه ضعيف شده و نمىتوان جلوگيرى كرد و آن زمان از بس طلاب رفتند و لباس درآوردند مردم فحش مىدادند به طلاب و طلاب به ادارات رفتند ولى الآن دو سال است كه اعلام كردند و دارالترويج درست كردند و به تفاوت نفرى هزار تومان و هشتصد تومان مىدهند ولى در عين حال شكست خوردند و طلاب دارالترويج مىآيند و در ميان جمعيت ما با صداى بلند ميگويند ما توبه كرديم غلط كرديم و ديگر نمىرويم ولى در زمان پهلوى اكثرا رفتند.
سپس روزنامه را آوردند و لطفاله صافى گفت بله نوشته ميلانى با شاه در حرم ملاقات كرده و از
نمايش تصوير
[١] صدرالاشراف در سال ١٢٥٠ شمسى در شهر محلات به دنيا آمد، پدرش مرحوم سيد حسين، فردى عالم بود. فارسى و صرف و نحو عربى را تا سن يازده سالگى كه در محلات بود فرا گرفت و در تهران به تكميل آن و تحصيل منطق و رياضى و فقه و اصول و فلسفه پرداخت. وى در سال دوم مشروطيت( ١٣٢٥ ق) كه عدليه تأسيس گرديد به دعوت مخبرالسلطنه وزير عدليه وقت، به كار قضا فرا خوانده شد و معاون محاكم جزا شد. بعضى از منابع تاريخى معتقدند كه در همين منصب بود كه قضاوت درباره اسراى باغشاه را به او محول كردند و صوراسرافيل و ملكالمتكلمين را به اعدام محكوم كرد. بعد از آن در طى ٢٧ سال با ترفيع قانونى در دادگسترى به شغلهاى بالا كه آخرينش دادستانى كل بود منصوب شد. در شهريور سال ١٣١٢ در كابينه ذكاءالملك فروغى وزارت عدليه به او واگذار شد. در كابينه وثوقالدوله از طرف وى مأمور بود تا ميرزا كوچك خان جنگلى را با مذاكره، به همراهى با دولت وا دارد. در سال ١٣٢٤ ش با فرمان شاه به نخست وزيرى منصوب شد و كابينه تشكيل داد. وى تحت فشاردكتر مصدق كه آن زمان در رأس اقليت مجلس بود مجبور به استعفا شد. در اسفند ماه سال ١٣٣٢ با حكم محمدرضا پهلوى به عضويت مجلس سنا منصوب شد و در فروردين ١٣٣٦ به رياست مجلس سنا رسيد و تا پايان عمر در اين سمت باقى ماند. وى پس از نود سال زندگى، در ٢٧ مهر ماه ١٣٤١ درگذشت و جسدش را بنا به وصيتش به نجف اشرف بردند و در آنجا به خاك سپردند.