حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٤٠٨ - موضوع مكالمه تلفنى سرهنگ درخشانفر با آقامحمد پيشكار گلپايگانى
از: ٣١٦ تاريخ: ٣/ ٦/ ٤٨
به استحضار عالى مىرساند.
برابر اطلاع تلفنى ساواك قم به دستور آيتاله سيد محمدرضا گلپايگانى چاپخانه علميه قم با كسب مجوز از شهربانى محل مبادرت به چاپ ده هزار برگ اعلاميه مربوط به آتشسوزى مسجدالاقصى نموده است. در اين اعلاميه از مسلمانان دعوت شده در مراسمى كه بدين منظور در روز ٧/ ٦/ ٤٨ در مدرسه فيضيه قم برگزار مىشود شركت نمايند.
ساواك قم اضافه نموده از اعلاميه موصوف تعداد ٣٥٠٠ برگ تحويل آيتاله گلپايگانى شده و مابقى در چاپخانه موجود و فعلًا به دستور آن ساواك از استرداد به گلپايگانى خوددارى گرديده است. ساواك محل در خاتمه نظر مركز را در مورد توزيع يا عدم توزيع اعلاميه مورد بحث استعلام نموده است.
نظريه: با توجه به اينكه جلوگيرى از انتشار و يا برگزارى مراسم مزبور در شرايط موجود به مصلحت نيست و از طرفى اقدام گلپايگانى در اين مورد صرفا به منظور كسب وجهه و تثبيت موقعيت خويش مىباشد در صورت تصويب[١] جهت جلوگيرى از اثرات اين اقدام كه مستقيما در وضع آينده گلپايگانى بىتأثير نخواهد بود وسيله شيخ بهاءالدين مهدوى تلگرافى به عنوان آيتاله گلپايگانى مخابره و ضمن آن از مشاراليه تشكر شود كه به پيروى از منويات شاهنشاه آريامهر مبادرت به برگزارى مراسم مزبور نموده و متن تلگراف مهدوى در جرايد درج گردد.
به عرض رسيد
تصويب فرمودند ٤/ ٦
نمايش تصوير
[١] ساواك براى مقابله با آيتاله گلپايگانى از هر كارى دريغ نمىكرد اين بار طرح لكهدار كردن ايشان را در جامعه اسلامى دربرنامه عمليات خود مورد بررسى قرار مىدهد، همان طور كه در سند ٣/ ٦/ ٤٨ آمده است: آن گاه كه ساواك با شگردهاى امنيتى و سياسى خود نتوانست عزم راسخ آيتاله گلپايگانى را در مبارزه عليه توطئههاى ضداسلامى رژيم پهلوى متوقف يا منحرف نمايد، اينك طرح منافقانه ديگرى را تجربه مىكند.
همانگونه كه در سند مزبور ملاحظه مىشود، آيتاله گلپايگانى اعلام تشكيل مجلس همدردى با مسلمانان آزاده دنياى اسلام در فاجعه آتشسوزى مسجدالاقصى نمودند، ساواك براى بىاعتبار كردن معظمله از طريق عنصرى كه خود او را منحرف كرده بود با درج تلگرافى در جرايد مىخواهد اينگونه وانمود كند كه آيتاله گلپايگانى مجلس را به پيروى از منويات شاهنشاه تشكيل دادهاند پرواضح است، اين قبيل موضعگيرىها نشان از تنفر آحاد جامعه ايران از رژيم شاه داشت و در نوبه خود نمودار اوج ذلت و بىاعتبارى اجتماعى يك رژيم است.