حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٤٨٨ - موضوع مكالمه تلفنى سيدمهدى گلپايگانى از منزل خودش با شاكرى
از: ٢١ تاريخ: ٢٠/ ٦/ ٤٨
به: ٣١٦ شماره: ٢٨٧٨/ ٢١
موضوع: مكالمه تلفنى سيدمهدى گلپايگانى از منزل خودش با شاكرى
شاكرى: كجا تشريف برديد؟
سيدمهدى: يك قدرى منزل شما بعد هم آمديم خانه خودمان
شاكرى: نشد آنجا؟
سيدمهدى: هيچ كجاش نشد نزديك بود بزنم همهاش را بشكنم
شاكرى: كاش آمده بوديد يك مجلس ديدنى بود عجيب بود، روى پشت بام توى خيابان همه جمعيت بود.
سيدمهدى: كافى چه كرد؟
شاكرى: كافى خيلى احترام كرد
سيدمهدى: مىخواستى بگوئى بىغيرت چرا اينجا نمىآئى.
شاكرى: آخر ما زود بلند شديم.
سيدمهدى: ديگر كسى بود.
شاكرى: وحيد شبسترى بود كه آقا رفتند پيش او نشستند.
سيدمهدى: مىخواستند بروند جاى ديگر بنشينند.
شاكرى: آخر جائى را باز نكردند.
شاكرى: وقتى مىخواست وارد مصيبت شود گفت مجلس ما رونقى داشت ولى نه رونق امشب را مجلس با تشريف فرمائى حضرت آيتاله گلپايگانى و از آن جملاتى كه خودش بلد هست داخلش مىكرد رونقى دارد ايشان يك نفر مرد روحانى دانشمند است و بعد هم دعا كرد وجود آيات از بليات محفوظ باشد و جمعيت هم بسيار عجيب بود.
سيدمهدى: ولى پيش آن بابا خوب نبود بنشيند منبرش چطور بود؟
نمايش تصوير