حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٢٨٢ - موضوع اظهارات صحفى
رونوشت گزارش خبر شماره ١٦١٨/ ٢١- ٤/ ٤/ ٤٨ منبع ٧٣٥
موضوع: اظهارات صحفى
عصر روز ٣/ ٤/ ٤٨ يكى از طلاب قم با صافى داماد آيتاله گلپايگانى ملاقات و از او سئوال نمود چرا آقاى گلپايگانى تاكنون سكوت اختيار نموده و درباره وضع زوار ايرانى اقدامى نكرد صافى پاسخ داد آقا مرام مخصوصى دارد و هر وقت اراده كرد اقدام مىكند و نظر وى اين است كه طلاب بايد درس بخوانند ضمنا اگر آقا هم تلگراف به عنوان علماى عراق مخابره مىكرد چه تأثيرى داشت مثلًا هنگامى كه خمينى را دستگير كردند همه علماء به عنوان اعتراض به تهران رفتند لكن آقا از قم خارج نشد و اعتراض علماء تأثيرى در اين امر نكرد ضمنا ما كوچكتر از آن هستيم كه از علما ايراد بگيريم خودشان هر چه صلاح مىدانند انجام مىدهند مثلًا امام حسين صلاح دانست كه با يزيد بجنگد ولى امام حسن با معاويه[١] از در صلح وارد شد.
نظريه منبع: نظرى ندارد.
نظريه رهبر عمليات: مفاد گزارش صحت دارد و اصلح است اعمال و رفتار صافى[٢] تحت كنترل قرار گيرد.
نظريه امنيت داخلى: صحيح است عموما ايادى گلپايگانى از عناصر انتقادى و صحه گذار عمليات گلپايگانى مىباشند. صافى هم داماد گلپايگانى است.
رئيس ساواك: نظر امنيت داخلى مورد تأييد است.
رونوشت برابر اصل است. اصل در پرونده ٢٤٧٥ بايگانى است. در پرونده آيتاله گلپايگانى بايگانى شود.
نمايش تصوير
[١] معاويهابن ابى سفيان در روز فتح مكه( ٨ ه ق) اسلام آورد. در خلافت ابوبكر فرمانده سپاه بود؛ در زمان عمر در آغاز، حاكم اردن، سپس فرمانرواى دمشق گرديد؛ و در زمان عثمان امارت تمام شام را به عهده داشت. با كشته شدن عثمان و روى كار آمدن حضرت على( ع) از حكمرانى عزل گرديد. معاويه به فرمان على( ع) گردن ننهاد و حضرت امير( ع) را متهم بهقتل عثمان نمود و به خونخواهى وى برخاست. معاويه در نبرد صفين كه بين لشكريان او و حضرت على( ع) در گرفت، قرآنها را بر سر نيزه كرد و با اين عمل بين طرفداران حضرت على( ع) اختلاف انداخت و سپاهيان حضرت دست از جنگ كشيدند و معاويه در امارت خويش باقى ماند. پس از شهادت حضرت على( ع)، فرزندش امام حسن( ع) كه براثر خيانتهاى لشكريان و فرماندهان سپاه خود مجبور به صلح مشروط با معاويه گرديد، خلافت را به او واگذار كرد( سال ٤١ ه ق) و از اين تاريخ معاويه خود را رسما اولىالامر و خليفه مسلمانان خواند. نگاه كنيد به كتابهاى تاريخى مانند: كاملابن اثير، تاريخالخلفا، تاريخ اسلام و ...
[٢] اصل: صحفى