حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٣٣٤ - موضوع گلپايگانى
از: ٢١ تاريخ: ٢١/ ٤/ ٤٨
به: ٣١٦ شماره: ١٩٣٢/ ٢١
موضوع: گلپايگانى
ساعت ١٨ الى ١٩ روز شنبه ١٤/ ٤/ ٤٨ سيد محمود يثربى فرزند سيد زينالعابدين با آيتاله گلپايگانى ملاقات نمود. در ابتدا گلپايگانى از محمود يثربى مىپرسد مدتى است پيدا نيستى وى جواب مىدهد بله دو ماه و هشت روز بود كه به مسافرت عراق رفته بودم و از آنجا هم به قطر رفتم. گلپايگانى گفت من به آقا محمد گفتم ساعت ١١ صبح به منزل شما تلفن كند و از قرار معلوم شما نبوديد سپس از وى سئوال كرد كه شما چه وقت از كربلا آمديد؟
يثربى جواب داد من يكشنبه هفته قبل از كربلا بيرون آمدم و افزود كه حاج آقا جواد هم احتمال مىرود كه بيايد گلپايگانى گفت بله. براى ما نوشته بود نَتَوَجَّهُ الَيْكُمْ عَنْ قَريِبٍ (يعنى به زودى به طرف شما مىآيم) و بعد از يثربى سئوال كرد اوضاع عراق چطور است؟ يثربى جواب داد فعلًا ساكت است و كارى به اهل علم ندارند ولى اقامهها را تمديد نمىكنند. گلپايگانى گفت روزنامههاى ايران تلگراف بختيار را نوشته بودند.
يثربى گفت روزنامههاى ايران تمام حرفهاى بختيار را ننوشته بودند و اظهار داشت كه روزنامههاى عراق نوشته بودند براى خاطر احترام تيمور بختيار ما اقامهها را تمديد و ايرانيان را آزاد مىگذاريم كه دوباره به عراق برگردند. گلپايگانى پرسيد آقاى حكيم فعلًا در كجاست. يثربى جواب داد در كوفه در حال اعتزال است و ادامه داد از طرف دولت عراق نزد آقاى خوئى آمده بودند كه مشاراليه واسطه شود و از آقاى حكيم بخواهد كه دوباره به نجف برگردد و مشغول كارش شود اما آقاى خوئى در جواب آنها اظهار داشته كه ما نمىتوانيم براى آقاى حكيم تكليف معين كنيم هر كارى كه خودش صلاح بداند انجام مىدهد.
نمايش تصوير