حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٢٨٤ - موضوع آيتاله گلپايگانى
از: ٢١ تاريخ: ٤/ ٤/ ٤٨
به: ٣١٦ شماره: ١٦٢٤/ ٢١
موضوع: آيتاله گلپايگانى
ساعت ١١ صبح روز ٢/ ٤/ ٤٨ يك نفر ناشناس كه از همدان به قم آمده با آيتاله گلپايگانى ملاقات و به ايشان مىگويد چه كار كنيم رئيس سازمان همدان ترابى[١] خيلى مرد كثيفى است زيرا خودش گفته من مسلمان هستم ولى با بهائيها[٢] تماس دارد و منزل آنها مىرود و مىگويد اين بهائيها از مسلمانها بهتر هستند ضمنا شخص ناشناس يادآور شد كه پرونده اختلافات مسلمانها و بهائيها را به كرمانشاه برديم و ژاندارمرى گفت شما حرف نزنيد والا مىگويم اين تحريكات از ناحيه شما آخوندهاست و با ده هزار تومان وجهالضمان آنها را آورديم. شخص ناشناس افزود اگر اوضاع به اين نحو باشد خيلى بد است بهائيها در حال حاضر مبلّغ آوردهاند به اطراف همدان و يك مقدار زمين وسيعى خريده و مىخواهند محفل درست كنند ما هم در مقابل يك قطعه زمين خريدهايم براى يك مهديه و مسجد ولى باز هم زمزمه است كه اين ترابى كثيف رئيس سازمان مخالفت مىكند و اضافه كرد آقاى آخوند[٣] نه نفيا و نه اثباتا مداخلهاى نمىكند گلپايگانى پاسخ داد آخوند مىترسد.
شخص ناشناس ادامه داد كه آقاى (بنىصدر[٤] يا بنىفضل) خيلى مرد خوبى است او مبلغ يكهزار و پانصد تومان به مهديه كمك كرده و مشغول ساختمان هستيم گلپايگانى پاسخ مىدهد راه كار اين است كه يك نفر را كه با نصيرى رئيس كل سازمان رفيق است ببينيد و به نصيرى بگوئيد كه اين رئيس سازمان همدان ترابى شما را متهم مىكند و به ضرر شما كار مىكند و با اين ترتيب يا او را عوض مىكند و يا دستور مىدهد ديگر مداخله نكند و اضافه كرد من
نمايش تصوير
[١] سرتيپ حسين ترابى از مأموران امنيتى و اطلاعاتى رژيم پهلوى در سال ١٢٩٧( ش) به دنيا آمد. در رشته نظامى ليسانس گرفت. پس از تأسيس ساواك به عضويت اين سازمان درآمد و مدتها در سمت رئيس ساواك شهرستانهاى قم، همدان، چهار محال و بختيارى و اراك به رژيم خدمت كرد. مدتى نيز فرماندار اليگودرز بود و مدتى نيز رياست اداره يكم عمليات اداره كل سوم ساواك را به عهده داشت. پس از پيروزى انقلاب اسلامى دستگير و محاكمه شد.
[٢] در سال ١٢٦٠( ه ق) فردى به نام على محمد كه خود را« باب» امام و وسيله تماس مردم با امام زمان( عج) معرفى نمود و سپس دعوت مهدويت كرد و گفت كه در آينده از ميان بابيها پيامبرى قيام خواهد كرد و دين تازهاى خواهد آورد. به دستور ناصرالدين شاه و اميركبير بسيارى از پيروان با دستگير و كشته شدند و مابقى به عراق تبعيد و شخص« باب» نيز تيرباران شد( ١٢٦٦ ه ق) در ميان اتباع« باب» دو برادر مورد توجه بودند كه مدعى جانشينى وى شدند. ليكن بين آن دو برادر اختلاف افتاد. گروهى پيرو برادر اول مشهور به« يحيى صبح ازل»« ازلىها»« بابيها» و عدهاى ديگر پيرو برادر دوم بهاءاللّه( بهاييها) شدند. در نزاع سختى كه بين اين دو و اتباع آنان در گرفت بسيارى از طرفين كشته شدند. دولت عثمانى« بهاءاللّه و طرفدارانش را به« عكّا»( فلسطين اشغالى) و .... را با يارانش به جزيره قبرس روانه كرد. فعاليتهاى بهاء در عكاء و همكارى با يهودىها باعث شد تا بيشتر با بيان و به ويژه با بيان ايران پيرو او شوند آئين« بها» جز زن پدر، ازدواج با همه زنان( مادر، خواهر، دختر، دختر برادر، عمه و خاله) را جايز مىداند. در پيدايش اين مسلك مأموران روسيه نقش مهمى داشتند. سپس انگليسيها بهائيت را در كشورهاى اسلامى به ويژه ايران ترويج مىكردند.
بدين ترتيب بهائيت از بدو پيدايش تاكنون به اسم يك عقيده مذهبى ولى در واقع با قدرت يك حزب سياسى در خدمت استكبار بوده و هم اكنون نيز آمريكا و رژيم صهيونيستى از حاميان قوى اين مسلكاند. در حكومت محمدرضا پهلوى علىرغم مبارزه روحانيت شيعه عليه اين فرقه، بهائيان موقعيتى ويژه داشتند و آنها از حمايت شاه بهرهمند بودند و هميشه افرادى از سران اين فرقه در دربار بودند و در تصميمگيرىهاى دولت و سياست خارجى تأثير جدى داشتند و به نفع صهيونيسم جهانى فعاليت مىكردند. امير عباس هويدا بهايى براى سيزده سال پست نخست وزير را در اختيار داشت. ر. ك: كوثر، انتشارات مؤسسه نشر امام خمينى، ج ١، صفحه ٧٦.
[٣] مرحوم آيتاللّه آقاى آخوند ملاعلى معصومى همدانى است.
[٤] مرحوم آيتاللّه سيد نصراله صدر فرزند صدرالعلماء همدانى در شهر همدان متولد شد. وى مقدمات را در شهر همدان گذرانده و آنگاه به نجف اشرف مهاجرت نمود و از محضر آيتاللّه ميرزا حسين نائينى و آيتاللّه آقا ضياءالدين عراقى و آيتاللّه اصفهانى استفاده نمود. ايشان سپس به همدان مراجعت و منشأ اثر خدمات ارزندهاى گرديد. آقاى بنىصدر در سال ١٣٩١( ه ق) در بيروت به رحمت حق پيوسته و در نجف اشرف به خاك سپرده شد.( ر. ك: محمد شريف رازى، گنجينه دانشمندان، ص ٣٩٧).