حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٤٦٨ - موضوع آيتاله گلپايگانى
از: ٢١ تاريخ: ١٥/ ٦/ ٤٨
به: ٣١٦ شماره: ٢٨١٩/ ٢١
موضوع: آيتاله گلپايگانى
از ساعت ١٠ الى ١٢ صبح روز يكشنبه ٩/ ٦/ ٤٨ شخصى به نام رضائى با آيتاله گلپايگانى ملاقات و اظهار داشت فرماندار پيغام داده كه من و سرهنگ مهران[١] خدمت شما خواهيم آمد گلپايگانى در پاسخ اظهار مىكند الآن دو نگرانى دارم اصلًا مثل اينكه مىخواهند دين را بردارند بگذارند من كشته شوم بلكه دين حفظ شود. تكليف شرعى به من ميگويد كه مردم را متوجه كنم و هر كار خلافى انجام شود به مردم مىگويم زيرا تاكنون اگر سكوت كرده بودم براى دين بود ولى الآن بايد صحبت كرد به جهت اينكه يك قسمت دين حجاب است كه اينها از بين بردند اينها دين را طورى درست مىكنند و به صورت كتاب در مىآورند و دستور مىدهند در دبيرستانها تدريس بكند و يك عده آخوند هم درست كردهاند كه همين كتابها را درس بدهد. ما اميدوار بوديم بعضى از احكام را بگذارند اجراء شود مثل مالكيت ولى ديگر به هيچ حكمى از احكام اسلام عمل نمىشود. گلپايگانى افزود ما در اوائل تقسيم اراضى نامهاى به شاه نوشتيم جواب آمد كه من اگر اين كارها را نكنم هم تاج من مىرود و هم عمامه شما بعد ما گفتيم هر چه عنوانش عنوان حفظ مملكت باشد ما كار نداريم ولى الآن ديگر كار از اين كارها گذشته مگر سينما هم عنوانش عنوان حفظ مملكت است. گلپايگانى افزود اينكه گفتيد فرماندار و رئيس سازمان مىخواهند بيايند نزد من بايد بگويم من نه ميل دارم آقاى فرماندار بيايد و نه ميل دارم آقاى مهران را ببينم گرچه از شخص فرماندار ناراحتى و گله ندارم و آدم خوبى است منتهى مىخواهم رابطهام با اينها قطع باشد و اضافه كرد اگر جلسه مدرسه فيضيه تشكيل شده بود جريان
نمايش تصوير
[١] احمد مهران فرزند سليمان به سال ١٢٩٦ شمسى در اصفهان به دنيا آمد. پس از اتمام دورههاى ابتدايى و متوسطه و اخذ مدرك ديپلم در سال ١٣١٦ به دانشكده افسرى راه يافت و سال ١٣١٨ فارغالتحصيل شد او چندى بعد دوره عالى دانشگاه جنگ را نيز طى كرد و به حد متوسط به زبان فرانسه آشنا بود. در سال ١٣٣٩ با درجه سرهنگ دومى تصميم به انتقال به ساواك را گرفت و در تاريخ ٢٦/ ٩/ ٣٩ ورودش به ساواك بلامانع اعلام مىشود انجام تشريفات ادارى و نامهنگاريهاى متداول ميان اين دو سازمان باعث شد تا او در ١٦/ ٧/ ٤٠ به ساواك و از آنجا جهت آموزش به دانشكده ساواك راه يابد. در همان سال اولين مأموريتى كه به مهران محول مىشود رياست ساواك دزفول بود ولى چون در همان ماههاى آغازين نتوانست از سوءاستفاده، ارتشاء و قماربازى خوددارى كند گزارشهاى بسيارى عليه وى به ساواك مركز شد. دو سال بعد يعنى در تاريخ/ ٢١ آبان/ ٤٢، مهران به پاس خلافكاريهاى متعدد و مكررى كه كرده بود از دزفول برداشته و به رياست ساواك شهرستان خرمشهر منصوب شد! پس از آن نه تنها گزارشهاى آن چنانى قطع نشد كه رو به فزونى هم نهاد. به خاطر خدمات بسيارش در خرمشهر، موقعيت حساسترى،- از نظر ساواك- يعنى شهرستان قم را به او سپردند كه از تاريخ ١٢/ فروردين/ ٤٦ تا ١/ مهر/ ٥١ بر اين سمت باقى بود. سپس به تهران فراخوانده شد و حكم بازنشستگىاش به او ابلاغ شد؛ اما او اصرار مىورزيد كه به كار فراخوانده شود و در همان كار قبلى باقى بماند. از جمله گزارشهايى كه پس از احراز پست رياست ساواك قم عليه او شده بود، تصاحب پولهاى خانوادههاى روحانيون زندانى و دم رساندن آن به دست صاحبان اصلى آن بود.
احمد مهران در تاريخ ٢٩/ ١١/ ٥٧ دستگير و پس از محاكمه در دادگاه انقلاب اسلامى به ٦ سال زندان و پرداخت فوقالعادههاى دريافتى از ساواك و سپردن كفيل شرعى معتبر به نحوى كه ممنوعالخروج و ممنوعالمعامله باشد، محكوم شد و در سال ٥٩ مورد عفو حضرت امام( ره) قرار گرفت و آزاد شد.