حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥٤٩ - موضوع گلپايگانى
از: ٢١ تاريخ: ١٩/ ٧/ ٤٨
به: ٣١٦ شماره: ٣١٧٦/ ٢١
موضوع: گلپايگانى
عصر يكشنبه ساعت ٩ بعد از ظهر به شخص ناشناسى كه در منزل با وى ملاقات نموده بود ضمن اشاره به تمام مطالب گذشته از جمله مسافرت به مشهد و سخنرانى مسجد اعظم و اعلاميه دادن و تلگراف نكردن اظهار داشت آيا اين روش مملكت است اينها دائما مبارزه با آيات قرآن مىكنند و من طى نامهاى نوشتم كه اين كارها مخالف قرآن است اين سپاه دانش زنان صحيح نيست چون من وقت شناسم و مىدانم وضع دولت فعلًا چطور است لذا به موقع اعلاميه دادم و منبر هم رفتم و راديو بغداد هم مطالب ما را نقل كرد و گفت.
گلپايگانى اضافه كرد ما با اين سازمانيها دعوايمان شده است براى اينكه اين رئيس سازمان آمد اينجا و گفت شما مىتوانيد جلوگيرى كنيد از اين طلاب و من خيلى ناراحت شدم و گفتم شما مىخواهيد با دين مبارزه كنيد.
رئيس سازمان گفت شما واقعا عقيدهتان اين است كه ما مىخواهيم دين را تضعيف كنيم من گفتم با چشم دارم مىبينم سپس گلپايگانى گفت من روى منبر صحبت كردم و اعتراض نمودم قصدم شاه بود منتها اسم آن را نبردم و اضافه كرد اين رئيس سازمان آدم مرموزى است مىخواست از ما استفاده ببرد.
گلپايگانى افزود اين دولتيها مىخواهند از ما انتفاع ببرند ولى نمىتوانند يك روز آقا شيخ عباسعلى اسلامى اينجا آمده بود فورا سازمان تلفن كرد به منزل ما گفت شيخ عباسعلى اسلامى چكار داشت عجبا آخر به شما چه اسلامى
نمايش تصوير