حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٤٧٧ - موضوع اظهارات گلپايگانى
از: ٢١ تاريخ: ١٧/ ٦/ ٤٨
به: ٣١٦ شماره: ٢٨٥٢/ ٢١
موضوع: اظهارات گلپايگانى
ساعت ٤ بعدازظهر روز ١٢/ ٦/ ٤٨ گلپايگانى از طلبه ناشناسى سئوال نمود كه روز سهشنبه سخنرانى ما را شنيدى بعد اضافه كرد كه من قصد توطئه نداشتم والا بازاريها و طلاب را خبر مىكردم كه بيايند از بس از جريان سيد ناراحت شدم صحبت كردم و گفتم مىخواستى گردنش را بزنى و زن و بچهاش را به اسرائيل بفرستى بعد جريان مشهد را برايش تعريف كرد و اضافه نمود كه دين از بين رفته خدا كارهائى پيش بياورد كه دولتيها دست از كارشان بردارند ديگر در دستگاه يك نفر آدم درست و صحيح نيست و همه آدمهاى خوب يا از كار بركنار شدند يا مردند.
بعد به يك نفر طلبه اهل گلپايگان گفت كه شريعتمدارى صريحا نوشته و مهر كرده كه سينما عيبى ندارد و دولت هم تصميم گرفته كه شريعتمدارى را بزرگ كند و از او انتفاع ببرد و او هم حاضر است كارهاى دولت را قبول كند ولى من حاضر نيستم با دولت همكارى كنم. طلبهاى كه از قروه آمده بود به گلپايگانى گفت در مريوان و قروه تحريكاتى مىكنند گلپايگانى گفت مىدانم اين تحريكات يا از طرف دستگاه است و يا از طرف شريعتمدارى صلاح است كه شما ديگر فعاليت نكنى و كار را مختل بگذارى تا مردم بدانند كه غير از ما كسى ديگر نمىتواند آنجا را اداره كند و اضافه كرد كه اينها عقل ندارند من تمام نمايندگانم را خواستهام تا بعد ببينم چه مىشود و افزود كه فرماندار واسطه فرستاد ولى من قبول نكردم تلفن كرد گوشى را برنداشتم و يكى از نوكرها گوشى را برداشت فرماندار تلفنى گفت اجازه بفرمائيد بياييم خدمت شما يا يك نفر را بفرستيد كه با او صحبت كنيم و من زير بار
نمايش تصوير