حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥٩٩ - موضوع گلپايگانى
ميان جمع يك نفر مىگويد شايد دروغ باشد بعيد است ميلانى جلو شاه برود گلپايگانى گفت روحانيت مشهد ضعيف است و من احتمال مىدهم پسر ميلانى بوده نه خودش على صافى گفت حكمى كه براى مرحوم سبزوارى بوده درباره باز كردن و پاك كردن ضريح از قرار به پسر ميلانى دادهاند لطفاله صافى گفت براى دولت ارزشى ندارد كه دروغ بنويسند لابد ميلانى رفته كه نوشتهاند و اضافه كرد يك جلد قرآن شاه را به ميلانى دادهاند و ميلانى قبول كرده بعد به كتابخانه مسجد گوهرشاد داده است و سيد محمدعلى[١] اين قرآن را با تشريفات برده به كتابخانه مسجد گوهرشادمسجد گوهرشاد، ٥. سيدمهدى به گلپايگانى اظهار داشت حاج اصغر آقا و مرندى آمدهاند و دفتر را مىخواهند چكار كنم گلپايگانى گفت صلاح نيست دفتر را به دست آنها بدهم اگر مىخواهند بيايند اينجا و از روى آن نسخه بردارند. سيدمهدى گفت ما حرف نداريم بدهيم به آقاى خوئى ولى نظر به اينكه حاج اصغرآقا از طرفداران نجفى است الآن اينكار به نام نجفى تمام مىشود و صلاح نيست فعلًا به نام نجفى تمام شود.
سپس مصباحى واعظ شيراز كه از تهران مراجعت كرده بود به منزل گلپايگانى آمد و او شام را به اتفاق سيدمهدى با گلپايگانى خورد مصباحى اظهار كرد من رفتم به تهران و چند مرتبه تلفن كردم به سازمان كه با تيمسار مقدم صحبت كنم گفتند تيمسار مقدم نيست و بعد فلسفى هم تحقيق كرد و معلوم شد مقدم در تهران نيست بالاخره جانشين مقدم تهران بود. به او گفتم تيمسار مقدم به ما گفته هر وقت در شيراز اتفاقى مىافتد نرويد روى منبر بگوئيد بيايند اينجا به من بگوئيد لذا ما آمدهايم درباره مطالبى صحبت كنيم يكى اينكه مىخواهند در شيراز استخرى درست كنند و درياچه مصنوعى است و مىخواهند محل فساد بشود ديگر اينكه هنوز
نمايش تصوير
[١] اصل: سيد على محمد.