حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٣٠٥ - موضوع سيد مهدى گلپايگانى
شنيدهاند مىخواهند ما را هم وارد كنند تا لكهدار نشوند. صافى افزود هنوز ايران در مرز قشون زياد دارد ولى شما كارى بكنيد كه اسم ما را در روزنامه ننويسند و به اين حرفهايى كه راديو بغداد گفت صلاح نيست اقدامى بشود زيرا شيعه متهم مىشود گلپايگانى اظهار داشت الآن خود دولتيها هم اقرار دارند كه جنگ بين روس و آمريكا است مثل مشروطه و مستبد شده است. صافى گفت دانشگاهها و مهندس بازرگان[١] مىگويند علما دولت را تقويت مىكنند و اين صلاح نيست و اضافه كرد خلاصه هم دولت ايران دروغ ميگويد و هم دولت عراق. صافى به گلپايگانى پيشنهاد كرد شما خودتان چند نفر را بفرستيد با حكيم تماس بگيرند. گلپايگانى گفت حاج آقا مهدى رفته و گذرنامهاش را گرفته خوب است مهدى را بفرستيم بعد گلپايگانى گفت شايد امروز مهدى از طهران بيايد صافى اظهار كرد ممكن است دولت شهريه خمينى را آزاد كند گلپايگانى گفت بعيد نيست. صافى افزود مصطفى خمينى[٢] به منزل حكيم رفته و آهسته به گوش او گفته كه شما اين طرز مبارزه نكنيد و طريق مبارزه را عوض كنيد زيرا اين طرز مبارزه كمك به دولت ايران است و صلاح نيست زيرا دولت عراق بدبين مىشود و وقتى مصطفى خمينى از منزل حكيم خارج شده فورا دستگير مىشود و بعد خلاف گفتههاى خود را تحويل دولت عراق داده و او را آزاد كردهاند.
گلپايگانى اظهار مىكند ما كه به حكيم تلگراف كردهايم و او مىداند كه ما با او بد نيستيم فعلًا بايد تأمل بكنيم و افزود كه حجتى نزد حكيم رفته و حكيم گفته است غير از تلگراف گلپايگانى تلگرافى به ما نرسيده و جواب تلگرافمان را هم داده است. صافى مىگويد به هر حال شيعه نبايد متهم شود. راديو بغداد گفته علماى اسرائيلپرست اقدام كردهاند. گلپايگانى
نمايش تصوير
[١] مهندس مهدى بازرگان در سال ١٢٧٨ هجرى شمسى در تبريز به دنيا آمد. وى جزو اولين كسانى است كه پس از اتمام دوران متوسطه در تبريز و تهران براى ادامه تحصيلات عالى به فرانسه عزيمت و در رشته مهندسى ترموديناميك تحصيلات خود را به پايان برد. مهندس بازرگان پس از بازگشت به ايران به عضويت كادر علمى دانشگاه تهران نايل گرديد. وى فعاليت سياسى خود را از جبهه ملى آغاز نمود. در دوران نخست وزيرى دكتر محمد مصدق رياست شركت ملى نفت ايران و بعد سازمان آب تهران را عهدهدار گرديد. پس از تعطيلى و توقف كار جبهه ملى اول با سقوط دكتر مصدق بر اثر كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ از جمله كسانى بود كه جبهه ملى دوم را تأسيس و در سال ١٣٣٤ به دليل فعاليتهاى سياسى دستگير و زندانى گرديد. به دنبال ايجاد اختلاف در جبهه ملى دوم به دليل عدم عكسالعملى مناسب اين جبهه در قبال ارتحال مرحوم آيتاللّه العظمى بروجردى در سال ١٣٤٠ وى به همراه مرحوم آيتاللّه طالقانى، دكتر يداللّه سحابى، رحيم عطايى، منصور عطايى، عباس سميعى و حسن نزيه از جبهه ملى دوم كناره گرفته و نهضت آزادى ايران را تأسيس نمودند. در سال ١٣٤٢ سران نهضت آزادى دستگير و مهندس بازرگان و مرحوم آيتاللّه طالقانى به ١٠ سال زندان محكوم شدند. ليكن پس از سپرى شدن ٦ سال مهندس بازرگان آزاد گرديد. مهندس بازرگان از جمله انديشمندانى است
كه در آثار و نوشتههاى خود مانند مطهرات در اسلام، احكام اسلامى را بر مبناى قوانين علمى توجيه و تفسير نموده است. در كتاب ديگر« راه طى شده» و« عشق و پرستش يا ترموديناميك انسان» از جمله كتابهايى بود كه بنيانگذاران اوليه سازمان مجاهدين خلق كه در ابتدا جزو شاخه دانشجويى نهضت آزادى بودند مطالعه و تدبر در آنها را به يكديگر توصيه كردهاند. اصول تفكر بازرگان و همفكران سياسى ايشان در عرصه سياسى در چارچوب يك استراتژى ليبراليستى استوار بود بر همين اساس در جريان مبارزه امام عليه رژيم شاه، نهضت آزادى كه بازرگان بر آن مديريت مىكرد تحقق و اجراى كامل اصول قانون اساسى مشروطه را نقطه ايدهآل و اوج تكامل مبارزات خود مىدانست از اين روى به هيچ عنوان به كار مبارزه از نوع براندازى آن اعتقاد نداشت. مهندس بازرگان در سال ١٣٥٦ به اتفاق جمعى از سياسيون و حقوقدانان نظير كريم سنجابى، ناصر ميناچى، حسن نزيه و ... جمعيت دفاع از آزادى و حقوق بشر را تأسيس كردند. قبل از پيروزى از طرف امام در راس هيئتى به آبادان رفت تا جريان اعتصاب كارگران نفت را بر عليه رژيم كه كمر آن را در بعد اقتصادى شكسته بود سامان بهتر و بيشترى دهد و به مسائل آنان رسيدگى كند. وى همچنين سفرى به پاريس نمود تا حضرت امام را از طرح شعار براندازى رژيم منصرف كند و به شركت در انتخابات نمايشى رژيم شاه قانع نمايد. چه به اعتقاد او طرح شعار رفتن شاه با برخوردارى از ارتش و ساواك پشتيبانى آمريكا را شعارى مناسب و راه كارى عملى نمىدانست. آقاى بازرگان پس از پيروزى انقلاب اسلامى از سوى امام( ره) به عضويت شوراى انقلاب درآمد و با پيشنهاد اعضاى شورا به امام( ره) از طرف ايشان مسئوليت تشكيل دولت موقت كه اولين دولت اسلامى پس از پيروزى انقلاب بود را بر عهده گرفت. دولت موقت مهندس بازرگان به دليل اتخاذ روشهاى غير انقلابى به خصوص اتخاذ مواضع مخالف با تسخير لانه جاسوسى آمريكا كه از سوى امام انقلاب دوم نام گرفت و نيز اصرار بر انحلال مجلس خبرگان و رد اين پيشنهاد از سوى امام از كار استعفا داد كه بلافاصله مورد پذيرش امام واقع گرديد. مهندس بازرگان در تاريخ ٣٠/ ١٠/ ١٣٧٣ در تهران درگذشت. ر. ك: ياران امام به روايت اسناد ساواك، كتاب ١٢، صص ٥٥- ٥٣.
[٢] آيتاللّه سيد مصطفى خمينى از بدو شروع نهضت اسلامى همراه حضرت امام خمينى( ره) بود ايشان ابتدا در سال ١٣٤٢ و پس از شروع نهضت دستگير شد و پس از مدتى حبس به تركيه تبعيد شد. پس از تغيير تبعيدگاه امام خمينى( ره) ايشان نيز در سال ١٣٤٤ از تركيه به عراق رفت و در شهر نجف ساكن شد. آيتاللّه سيد مصطفى خمينى حدود ١٣ سال در حوزه علميه نجف به تدريس و تأليف و تربيت طلاب علوم دينى مشغول بود و در كنار فعاليتهاى علمى خود با انقلابيون مسلمان مرتبط بود و گاه تدارك آنان از ناحيه ايشان صورت مىگرفت. روحيه انقلابى وى مشوق بسيارى از مبارزان براى فراگيرى فنون نظامى و چريكى بود بيشتر اين فعاليتها نمىتوانست از نظر جاسوسان رژيم شاه به دور باشد به همين دليل اگر هم درگذشت اين روحانى مبارز را رويدادى طبيعى بدانيم شخصيت مبارزاتى او انعكاسى جز شهادت آن هم بدست رژيم شاه در اذهان مردم متبادر نمى كرد هر چند خاطرات به جاى مانده از آن زمان نيز دلالت بر شهادت ايشان دارد. حجتالاسلام سيد محمود دعايى در اين مورد مىگويد: با علائمى كه روى پوست بدن وجود داشت مشخص بود كه مرگ طبيعى نبوده و ناشى از يك مسموميت است ... و از آنجا كه حاج آقا مصطفى از شروع نهضت در سال ١٣٤١ در كنار امام قرار داشت دست راست ايشان محسوب مىشد و يك چهره انقلابى بود كه با روحانيون، روشنفكران، دانشجويان مسلمان و مبارز داخل و خارج كشور ارتباط داشت از اين رو ساواك با به شهادت رساندن وى كوشيد يك مخالف جدى را از سر راه رژيم برداشته و امام را تنها بگذارد و نهايتا ايشان در روز ٣٠/ ٧/ ٥٦ در منزل خود در شهر نجف اشرف به شيوهاى نامعلومى به شهادت رسيد. پيكر آيتاللّه مصطفى خمينى را ساعت ١٠ صبح از نجف به كربلا بردند و در آب فرات غسل دادند و پس از تشييع باشكوهى در ايوان طلاى مرقد حضرت على( ع) به خاك سپرده شد. شهادت ايشان سر منشأ تشديد مبارزات در قالب مجالس ختم براى ايشان و بيان اهداف نهضت اسلامى و جنايات رژيم در سراسر ايران گرديد. ر. ك: انقلاب اسلامى به روايت اسناد ساواك، ج ١، صص غ- ظ