حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٦٧٢ - شيخ عبدالعلى كني ١ معروف به آقا بزرگ
از: ٢١ تاريخ: ٣٠/ ١٠/ ٤٨
به: ٣١٦ شماره: ٤٥٢٠/ ٢١
ساعت ٤ بعدازظهر روز شنبه ٢٧/ ١٠/ ٤٨ سيدمهدى گلپايگانى ضمن مذاكره با پدر خود آيتاله گلپايگانى صحبت از تاجر ناشناسى مينمود و اظهار ميداشت كه اين تاجر آدم بسيار خوبى است و در تمام كارهاى خيريه شركت ميكند و فورا هم پول ميدهد و در بابل كه ميخواستند دانشسرا بسازند اين تاجر در جلسه شركت داشته و فورا چك كشيده و تمام پول آنرا داده سيدمهدى اضافه كرد بايد تاجر را متوجه كرد كه دانشسرا ... است و نبايد ايشان در اين كارها شركت كند و بايد او را متوجه كنيم كه دانشسرا با ... خانه فرقى ندارد و نبايستى براى اينكارها پول بدهد در اين مذاكره على صافى هم مخاطب وى بوده سپس طلبه ناشناسى نزد گلپايگانى آمد و آقا بوى اظهار داشت از آباده از شما دعوت كردهاند كه روز تولد امام رضا حتما برويد آباده و در جشن آنها شركت كنيد طلبه مذكور اظهار داشت من گرفتارى مالياتى در اداره دارائى قم دارم و همين هفته كميسيون است و خطاب به گلپايگانى گفت شما در دارائى قم آشنائى داريد گلپا [يگانى] گفت بله محمدى كه در اداره دارائى [است] با ما آشناست من به مهدى ميگويم به او تلفن كند و سفارش شما را بكند. سپس گلپايگانى با اين طلبه مشغول درد دل شد و طلبه مذكور هم وى را تحريك مينموده و انتقاد ميكرد گلپايگانى گفت هر كس از طرف ما به محلى برود سازمان جلوگيرى ميكند از جمله چند روز قبل رضوانى آمد اينجا و گفت سازمان آنجا مرا خواست و گفت شما از طرف چه كسى هستيد من گفتم از طرف گلپايگانى و بعد سئوال كرد ماهى چقدر پول براى گلپايگانى ميفرستى و سئوالات زياد ديگر و به او گفتهاند برو و در اين محل نبايد باشى يا اينكه از
نمايش تصوير