حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٦٢٨ - موضوع گلپايگانى
سيدكاظم نوشته از اينجا نمىتوانيم براى مراكش قرآن بفرستيم شما بفرستيد سيدمهدى گفت به هر حال بايد مقدارى قرآن براى مراكش بفرستيم و بگوئيم اهدايى جامعه علمى جهان تشيع قم است سيدمهدى ادامه داد كه از مراكش نوشتهاند براى سيدكاظم كه ما محدود هستيم و پول داريم ولى نمىتوانيم پول را از مملكت خارج كنيم زيرا دولت ما (دولت مراكش) مانع مىشود و سيدمهدى اضافه كرد كه بايد آنها از طريق سفارت اقدام كنند على صافى گفت ممكن است دولت ايران مخالفت كند و نگذارد قرآن فرستاده شود مهدى در جواب گفت خير دولت فعلًا به قرآن كار ندارد و مانع نمىشود لطفاله صافى با اظهار تعجب گفت با اينكه ملك حسن علاقه زياد به قرآن دارد معلوم نيست چرا در مراكش قرآن چاپ نكرده است بالاخره قرار شد مقدارى قرآن به مراكش بفرستند. مجددا صحبت از تعطيل و نماز پيش آمد و تصميم گرفته شد چند روز درس و نماز تعطيل شود سيدمهدى اظهار كرد بايد روز چهارشنبه درس شروع شود كه لااقل يك هفته درسها تعطيل شده باشد گلپايگانى من از كسى منت نمىكشم هر كس مىخواهد براى خدا تعطيل كند سيدمهدى گفت آب كه از سر گذشت چه يك نى چه صد نى سيدمهدى خطاب به پدر گفت شما فردا چه درس را تعطيل كنى چه نكنى دولت با ما خوب نيست و خوب هم نمىشود منتهى اگر شما درس نرويد با ما بدتر مىشوند و افزود تمام تلگرافهاى ما را به مناسبت عيد فطر عمدا نفرستادند و پيشنهاد كرد خوبست يك مطلبى بنويسم و در روز چهارشنبه آقا بعد از درس ضمن گريه كردن آن را بخواند يا اينكه بدهد به يك نفر طلبه بخواند و افزود كه بايد بنويسيم در خيلى از دهات و روستاها آب آشاميدنى ندارند ولى شما سينما درست مىكنيد. مردم برق ندارند بيمارستان ندارند. چرا با اين فلاكت سد رودخانه مىسازيد و بعد مىرويد پول خرج سينما مىكنيد مگر اينهمه سينما درست شده اخلاق مردم را
نمايش تصوير