حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٦٠١ - موضوع گلپايگانى
پيغام دادم مىخواهم صحبت كنم. گفتند شما صحبت نكنيد و بعد هيراد آمد و به او گفتم اگر خود اعليحضرت اين قانون را مطالعه كنند مخالف است زيرا چند آيات قرآن به واسطه اين قانون از بين مىرود و به او گفتم شيخ شلتوت[١] آن فتواى مشهور را دارد كه مىشود به شيعه هم مراجعه كرد و خلاصه شيعه را به رسميت شناخت قطعا اين فتوا با اجازه عبدالناصر بوده است و اين كار را به خاطر جلب محبوبيت شيعه كردند هيراد رفت و عينا مطالب را به شاه گفت و شاه هم دستور داد و قانون اجرا نشد.
گلپايگانى افزود آيا اين سينما آن قدر ارزش داشت كه اين همه ناراحت بشوم و صحبت كنم و راديو بغداد هم بگويد اعليحضرت سفارش مىكند و مىگويد من عنايت به قم دارم ولى اينها نفهميدند كه مقصودش چيست و عنايت اعليحضرت به قم اين است كه امور دينى آن حفظ شود نه اينكه سينما درست كنند چرا اعليحضرت در نجف ايوان درست كرد مىخواست سينما درست كند پس معلوم مىشود در اين شهرهاى مذهبى بايد امور دينى حفظ شود مأمورها بد هستند و ديگر آدم حسابى در دستگاه نيست و اضافه كرد آقاى اعلم هم خوبست ولى از سازمان مىترسد و من نمىدانم اين سازمان بتواند خدمت شاه برود مصباحى گفت خسروشاهى در منزل اسلامى مىگفت دخترهاى بعضى از آقايان به همين مدارس مىروند و گلپايگانى گفت ممكن است دخترهاى آقايان ديگر بروند ولى از ما نيست.
گلپايگانى افزود آقاى صافى را به تهران بردند و به او گفتند شما و سيدمهدى آقا را تحريك مىكنيد و تيمسار پيغام داده است شما آقا را تحريك مىكنيد گلپايگانى افزود من به فلسفى گفتم به هر حال من حيثيات دينى را فداى حيثيات شخصى نمىكنم. سپس صحبت از اعلاميه شد مصباحى گفت اين اعلاميه منزل آقاى اسلامى بود و مكارم و
نمايش تصوير
[١] شيخ محمود شلتوت متولد ١٣١١ هجرى قمرى( ١٢٧٢ شمسى) و متوفى به سال ١٣٨٣ هجرى قمرى( ١٣٤٢ شمسى) استاد و رييس دانشگاه الازهر مصر بود و حامى جدى جماعهالتقريب بين المذاهب الاسلاميه كه مجله رسالهالاسلام ارگان آن بود و از سال ١٣٢٨ شمسى در قاهره منتشر مىشد. وى با مراجع شيعه در ايران( بخصوص مرحوم آيتاللّه بروجردى) در زمينه وحدت ميان مذاهب اسلامى ارتباط داشت و با يك فتواى تاريخى مذهب شيعه اماميه را هم رديف مذاهب چهارگانه رسمى اهل سنت قرار داد و عمل به احكام فقهى آن را براى پيروان ساير مذاهب اسلامى جايز شمرد. وى از جمله كسانى بود كه اوضاع و احوال و مسايل مبتلا به اسلام و مسلمين را به خوبى درك مىكرد او از افراد نادر در علماى اهل سنت بود كه مبارزه بر عليه ظلم و استعمار را وظيفه خود مىدانست و در اين راه مجاهدت داشت.( ر. ك: نهضت بيدارگرى در جهان اسلام، آ. مراد، حامد الگار، ن. برك، عزيز احمد، ترجمه سيد محمد مهدى جعفرى، صفحه ٢٤٣ و خاطرات سيد على اكبر محتشمى، صفحات ١٣١ و ١٣٩).