حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٢٦٢ - موضوع اظهارات آيتاله گلپايگانى
از: ٢١ تاريخ: ٢٧/ ٣/ ٤٨
به: ٣١٦ شماره: ١٥٦٣/ ٢١
در ساعت ٢١ روز ٢٥/ ٣/ ٤٨ شخص ناشناسى كه در منزل با آيتاله گلپايگانى ملاقات نموده و درباره آقاى حلبى[١] يكى از افراد اهل علم تهران كه صاحب نفوذ و جلسات متعددى دارد و بر عليه بهائيان فعاليت مىكند مذاكره و شخص ناشناس به گلپايگانى مىگويد اخيرا بين اطرافيان حلبى و خود حلبى اختلاف پيدا شده. گلپايگانى مىگويد خبر دارم و مىدانم بين اطرافيان حلبى اختلاف عقيده پيدا شده و حلبى با آنها مخالف است و اضافه نمود يك نفر از افراد خيلى فعال حلبى (محسنى) است و محسنى پيشنهاد نموده اگر ما بخواهيم اين تشكيلات برقرار باشد بايستى يك هيئت مديره تشكيل دهيم زيرا اگر قرار باشد تحتنظر يك نفر (كه آقاى حلبى باشد) اداره شود با از بين رفتن ايشان تشكيلات به هم خواهد خورد و از طرفى حلبى پير است و فرتوت و نمىتواند رسيدگى كند. گلپايگانى اضافه مىكند حلبى با تشكيل هيئت مديره مخالف است و فعلًا محسنى و چند نفر ديگر از حلبى ناراحت و ناراضى هستند ضمنا محسنى به مراتب بهتر از حلبى است و وى كسى است كه جلسات و كنفرانسهاى پانصد نفرى را اداره مىكند و تمام اين جلسات را فعلًا محسنى تعطيل كرده و آن طور كه من اطلاع دارم حدود ٢٥٠ نفر از اعضاى فعال آن كنار رفتهاند و افرادى كه در مجالس حلبى و محسنى شركت مىكنند از همه طبقات هستند حتى از مجلس شوراى ملى و از مهندسين و معاونين ادارات و سرهنگها و افزود به هرحال بايستى بين آنها را اصلاح بدهيم.
شخص ناشناخته اظهار كرد حلبى را به قم دعوت كنيد گلپايگانى گفت صلاح نيست و ممكن است عذر بياورد
نمايش تصوير
[١] شيخ محمود ذاكرزاده( تولايى) معروف به حلبى فرزند غلامرضا در سال ١٢٩٨ شمسى در مشهد مقدس متولد گرديد. پس از طى تحصيلات مقدماتى وارد حوزه علميه مشهد شد وى از بنيانگزاران انجمن حجتيه بود كه با استفاده از گرايش عمومى مردم به ويژه جوانان به سمت انديشههاى اسلامى پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ با تأسيس تشكيلات گسترده به جذب نيروهاى ساده مذهبى پرداخت با رهبرى و نهضت امام خمينى بعد از قيام پانزده خرداد بكلى خط جدائى دين از سياست را در پيش گرفت لذا در تقابل و تعارض با انقلاب اسلامى بود. و از سوى ديگر تشكيلات خود را گسترش داد. شيوه عضوگيرى و جلسات مخفى انجمن جاذبههايى داشت تا نيروهاى مذهبى بدان بپيوندند. فعاليتهاى انجمن، خواسته يا ناخواسته مطلوب ساواك بود. زيرا انرژى و قدرت فعال جوانان و تحصيل كردگانى كه مىتوانستند بخش قابل توجهى از بار مبارزه را بر دوش بكشند، صرف آموزش نقاط ضعف مبانى فكرى فرقه ضاله بهائيت و آثار و نوشتههاى بهائيان مىشد! بىشك در اين روند معلول، جاى خود را به علت و انحراف از روش و منش اسلاميت مىداد، بهخصوص آن كه بهائيت، ابزارى در دست استعمار و استبداد براى كوبيدن دين و تضعيف ايمان مردم بود. خطر بهائيت از آنجا ناشى مىشد كه صهيونيسم و امپرياليسم اسرائيل و آمريكا در پشت قضيه و ايادى اين فرقه در اركان حكومت پهلوى رسوخ و نفوذ و بعضا سلطه پيدا كرده بودند، در برنامه عملى و اعلامى انجمن جايى براى مبارزه سياسى عليه« استبداد» و« استعمار» وجود نداشت به همين دليل اين تشكيلات در طول فعاليتش از تعرض ساواك مصون ماند. برخلاف آنچه انجمن بعد از انقلاب در نفوذ در دستگاههاى سياسى عمل نموده، در ماده ٩ اساسنامه انجمن آمده است« انجمن به هيچ وجه در امور سياسى مداخله نخواهد داشت. در دوران انقلاب نيز انجمن حركتهاى متضاد و متعارضى داشته، همواره به مسائل فرعى مىپرداخت يا مسائل اصلى را سعى مىكرد فرعى نمايد.» كه حضرت امام چند بار صراحتا به انحراف انجمن اشاره نمودند. آقاى شيخ محمود حلبى در ٢٦ دى ماه ١٣٦٧ درگذشت.
ر. ك: حجتالاسلام حاج شيخ عباسعلى اسلامى، مركز بررسى اسناد تاريخى، بهار ١٣٨٣، مركز بررسى اسناد تاريخى، صفحه ٦٥.