حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥٤ - موضوع مكالمه تلفنى دبير آموزش و پرورش شهرستان قم با سيد مهدى گلپايگانى
______________________________
(٢)-
آيتاللّه شهيد مرتضى مطهرى در روز ١٢ جمادىالاولاى ١٣٣٩ ق./ ١٣ بهمن ١٢٩٨ ش.، در
شهرستان فريمان و در خانوادهاى متدين، ديده به جهان گشود پدر او، مرحوم شيخ
محمدحسين مطهرى، از شخصيّتهاى مذهبى مورد احترام در استان خراسان و ساير نقاط بود
كه عمر خود را، در تبليغ و ترويج دين مبين اسلام صرف كرده بود.
استاد مطهرى، تحصيلات ابتدائى خود را در مدرسه فريمان آغاز كرد و در سال ١٣١١ ه. ش.، در دوازده سالگى، به مشهد رفت و مقدمات علوم اسلامى را از منطق، فلسفه، حقوق اسلامى و ادبيات عربى فرا گرفت و در همان حال، علاقه خاصى نسبت به مسائل فلسفه الهى، توجيه هستى، انسان و عرفان، توحيد و خداشناسى داشت و آرزو مىكرد كه در آينده، در اين رشته تخصص يابد.
استاد، در ١٧ سالگى (١٣١٦ ه. ش. به قم- كه در آن زمان، شهر بسيار كوچكى بود- رفت و از محضر علمائى چون آيتاللّه سيدمحمد محقق معروف به محقق داماد، آيتاللّه سيدمحمد حجت و آيتاللّه صدر، در فقه و اصول، بهره كافى يافت.
در سال ١٣١٩ ه. ش.، به درس حضرت امام خمينى (ره) راه يافت و از محضر ايشان، در زمينه فلسفه و عرفان، به مدت دوازده سال (١٣٣١- ١٣١٩) بهره علمى وافر برد.
در سال ١٣٢٣، حضرت آيتاللّه العظمى بروجردى، بنا به تقاضاى اساتيد و علماى قم، از زادگاه خويش به اين شهر نقل مكان نمود و به تدريس و تحقيق در اصول و فقه و ساير علوم اسلامى، مشغول شدند و استاد مطهرى نيز، همگام با اساتيد برجسته حوزه، به مدت هشت سال (١٣٣١- ١٣٢٣) از محضر ايشان بهرهمند شد.
استاد مطهرى، در سال ١٣٢٩، در محضر درس حضرت آيتاللّه طباطبائى حاضر شد و مبحث الهيات از كتاب شفاى ابوعلى سينا و همچنين درس فلسفه را، به همراه شهيد بهشتى و امام موسى صدر، فرا گرفت كه حاصل آن، كتاب «اصول فلسفه و روش رئاليسم» بود.
شهيد مطهرى، در سال ١٣٣١، از قم به تهران عزيمت كرد و در همان سال، با دختر يكى از علماى مشهور خراسان، مرحوم آيتاللّه روحانى ازدواج نمود و حدود بيست سال، به تدريس فلسفه اسلامى، در مدرسه مروى پرداخت.
در سال ١٣٣٢، اولين مقالهاش در مجله حكمت و در سال ١٣٣٤، جلد اول كتابش اصول فلسفه و روش رئاليسم انتشار يافت. در همين سال، از دانشگاه تهران، براى تدريس در دانشكده الهيات و معارف اسلامى دعوت شد و به مدت ٢٢ سال استادى اين دانشكده، در رشته علوم معقول و سالها نيز سرپرستى گروه فلسفه و حكمت اسلامى آنجا را به عهده داشت. در فاصله سالهاى ١٣٣٤ تا ١٣٥٦، بنا به دعوت دانشجويان و انجمنهاى
اسلامى دانشگاهى و هيئتهاى علمى دانشكدهها، براى دانشجويان، سخنرانيهاى متعددى ايراد مىكرد و مسائل گوناگون اسلامى را، منطبق با شرايط روز جامعه، مورد تجزيه و تحليل قرار مىداد و همچنين، سخنرانيهاى مختلفى در حسينيه ارشاد، مسجد الجواد و ديگر مؤسسات اسلامى و علمى، انجام مىداد.
شهيد مطهرى، در شب عاشوراى ١٣٨٣ ق./ خرداد ١٣٤٢ ش.، بر فراز منبر، سخنرانى آتشين و انقلابى خود را آغاز كرد و به طور مستقيم و قاطع، به محمّدرضا پهلوى حمله كرد و در شب چهارشنبه ١٥ خرداد ٤٢، ساعت يك بعد از نيمه شب، به دست عوامل رژيم شاه دستگير و به زندان موقت شهربانى منتقل شد و ٤٢ روز در زندان به سر برد. پس از تبعيد امام خمينى (ره) در آبان ١٣٤٣، با تشكيل جامعه روحانيت مبارز، استاد مطهّرى، به عضويت آن درآمد و به عنوان نماينده فكرى امام، به فعاليتهاى مبارزاتى پرداخت و پس از ورود امام به ايران، از طرف ايشان به عضويت شوراى انقلاب منصوب شد. استاد مطهرى، سرانجام در ساعت ٢٢: ٣٠ دوشنبه يازدهم ارديبهشت ١٣٥٨، مورد اصابت گلوله گروه منحرف فرقان قرار گرفت و به فيض عظماى شهادت نائل شد.
استاد مطهرى، به علما و دانشمندان بزرگ اسلام از جمله صدرالمتألّهين شيرازى، علاقه ويژهاى داشت، چنان كه اولين نوه دخترى خويش را، صدرا نام نهاد و براى نشر كتابهايش، نام صدرا را برگزيد و امّا در بين استادان عصر، بيش از همه با امام خمينى (ره)، پيوند روحى و معنوى ويژهاى داشت و نسبت خود را به امام، مانند نسبت مولوى به شمس مىدانست.
حضرت امام خمينى (ره)، درباره ايشان، فرمودند: مطهرى، فرزندى عزيز براى من و پشتوانه محكم براى حوزههاى دينى و علمى و خدمتگزارى سودمند، براى ملت و كشور بود. من، به دانشجويان و طبقه روشنفكران متعهد، توصيه مىكنم كه كتابهاى اين استاد عزيز را، نگذارند با دسيسههاى غيراسلامى، فراموش شود.
از استاد شهيد، افزون بر يكصد جلد كتاب در زمينههاى مختلف علوم اسلامى نشر يافته كه اخيرا به صورت مجموعه آثار، در ٢٠ جلد منتشر شده است.
(تهران، انتشارات صدرا) و شهيد علامه آيتاللّه مرتضى مطهرى به روايت اسناد ساواك، مركز بررسى اسناد تاريخى، تهران ١٣٨٠.