حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٤١٥ - موضوع سخنرانى آيتاله گلپايگانى در خاتمه درس
سكوت من استفاده كردهاند و باز به من توهين مىكنند. روزنامه فرمان در روزنامه نوشته كه چرا شما سكوت كردهايد و تلگراف نزدهايد حالا اگر تلگراف مىزدم و به من مىگفتند كه ما تمام پستهاى دولتى كافر و سنى هستند ولى اماكن مقدسه را احترام مىگذاريم ولى شما كه همه مسلمان هستيد در اماكن خود سينما ساختهايد من چه جواب بدهم يا بگوئيد در دانشگاه خود دختر و پسر درس مىخوانند و حتى شبها با هم هستند يا دختران [را به] سپاه دانش بردهايد خودتان بگوئيد آيا ما جواب داريم بدهيم و پيغام ميدهيم براى بالاترها اصلًا جواب ما را نمىدهند.
نمىدانم به مقامات بالاتر نمىرسد چند روز من مشهد رفتم اطراف منزلمان مأمورهاى سازمان امنيت بود هر وقت مىخواستم حرم بروم فورى چند مأمور با چرخ دنبال من مىآمدند مگر ما نقشهاى داشتيم ما به غير زيارت كار ديگر نداشتيم چرا كه ما از آنها اجازه نگرفتهايم به مشهد رفتيم يا از آنها اجازه نگرفتهايم اعلاميه دادهايم در مملكت خودمان اين همه روحانيت را اذيت مىكنند آن وقت مىخواهيد ما به كشور ديگر تلگراف بزنيم يكى از طلبهها چند روز پيش آمد نزد من گفت روزى در آباده شيراز بودم يك دفعه يك مأمور جلوى مرا گرفت اسم شما چيست اهل كجا هستى. گفتم من مال يكى از دهات همين جا هستم مگر آدم نمىتواند به شهر بيايد آن مأمور گفته بود براى آخوندها ممنوع است يك چنين كشور آن وقت مىخواهند ما تلگراف كنيم اول بيائيم خودمان را اصلاح كنيم بعد ديگران را.
در خاتمه صحبت خود گفت اگر گذاشتيد و جلوگيرى نكردند عصر جمعه در مدرسه فيضيه بقيه صحبتها را در آنجا مىكنم اگر نگذاشتند هم كه هيچ.
نظريه رهبر عمليات: مفاد گزارش صحيح و مورد تأييد است. ارم
نمايش تصوير